مداح دولتی،مداح نمونه مردمی ومداح غیر انتفاعی

از تاثیر جامعه مداحان بر اوضاع و احوال سیاسی و اجتماعی کشورنمی توان به سادگی عبور کرد.چنانکه برخی از مداحان از تاثیر گذارترین افراد،در این عرصه به حساب می آیند.به گونه ای که در در طی ۱۵ سال اخیر، یک جمله کوتاه آنان درموافقت و یا مخالفت با اشخاص و یا با دولت وقت و یا حتی نهادی و سازمانی کوچک ، می توانست سرمنشا بحث ها و بعضا اقدامات عملی!بسیاری باشد…

تا ۱۰ یا ۱۵ سال پیش مداحان عمدتا از سوی مردم در یک تا دو گروه دسته بندی می شدند.یک گروه مداحانی که به شیوه سنتی مقتل خوانی می کردند و نوحه ها و اشعار مورد استفاده شان در تکایا و حسینیه ها همان اشعار قدیمی سنتی می بود و گروه دیگر مداحانی بودند که به اصطلاح جوان پسند تر می خواندند و نوع هدایت و مدیریت شان در هیئت ها به گونه ای بود که شور و حالی ویژه جوانان برقرار می کرد.

اما اکنون چندسالی است که دیگر این دسته بندی به هیچ وجه قابل اعتنا نیست. در حال حاضرمداحان هم به گواه سخنان و مصاحبه های اخیر برخی ازایشان، و هم به گواه رفتار هاو دیدگاه بعضا خاص در مسایل سیاسی و اجتماعی طی حداقل یک دهه اخیر، گروه بندی های خاصی را پدید آورده اند.ضمن اینکه امسال حضور جامعه مداحان در بحث و اظهار نظر در طبقه بندی جامعه خویش و هم چنین گفتگومان های برخی از روحانیون در این باب بسیار پررنگ بوده است.

بر این اساس عده ای، مداحان را در گروه های ولایتی و غیرولایتی تقسیم کردند.برخی گفتند مداح فقط باید شور بگیرد و شور بیاورد.عده ای مداح را ویترین نظام دانستند و افرادی اعتقاد داشتند که مداح باید جریان خلق کند و بر همین اساس عده ای دیگر بدینها خرده گرفتند و از بدعت گذاری ایشان در ایام محرم سخن گفتند.

اما افرادی دیگر معتقد بودن مداح باید سیاسی باشد و شدیدا بر این مقوله اصرار داشتند که مداحی که به مقوله سیاسی ورود نکند وظیفه خود را انجام نداده و برخی دیگر از مداحان معتقد بودند که مداح باید مدام خط قرمز ها را یادآوری کند چرا که اینگونه به امر به معروف و نهی از منکر نیز پرداخته است.

در مقابل عده ای دیگر از مداحان اعتقاد دارند که باید از امور سیاسی پرهیز کرد و مانند قدیم جلسات سوگواری را را برگزار کرد و غیره و غیره…

از تاثیر جامعه مداحان بر اوضاع و احوال سیاسی و اجتماعی کشورنمی توان به سادگی عبور کرد.چنانکه برخی از مداحان از تاثیر گذارترین افراد،در این عرصه به حساب می آیند.به گونه ای که در در طی ۱۵ سال اخیر، یک جمله کوتاه آنان درموافقت و یا مخالفت با اشخاص و یا با دولت وقت و یا حتی نهادی و سازمانی کوچک ، می توانست سرمنشا بحث ها و بعضا اقدامات عملی!بسیاری باشد.

و در حقیقت حتی جلسات هفتگی عزاداری مرسوم نیز به محلی تبدیل می شد که این جاذبه و قوه را داشت که درآن بیانیه غیررسمی صادر گردد.این تریبونی بود که می توانست و می تواند تاثیر گذاری فراوانی برجای بگذارد.حال این تاثیرگذاری چقدر مفید به حال جامعه می تواند باشد جای بحث دارد…

تا چند سال پس از انقلاب حکایت حسینیه ها و تکایا و مداحی ها بسیار عادی بود.یعنی به مانند گذشته مردم از مداح تقاضای خاص و استانداردی داشتند.و با اینکه مقتل خوانی و نوحه خوانی و ذکر اشعار قدیمی در تمام حسینیه ها تقریبا یکسان بود،با این همه شور حسینی چنان در هیات ها برقرار بود که آثار روحی آن هنوز برای قدیمی ها حسرت آور است.

پس از جنگ و از اواسط دهه ۷۰ اما کم کم هر حسینیه و تکیه ای و هر هیاتی جدای از نوع سبک و اجرای مداح اصلی اش دارای گرایش های سیاسی و اجتماعی خاصی نیز شد.اما هرگز این گرایش ها چشمگیر و پر خبر و یا حتی حساسیت برانگیز نبود و مردم از رفتن به تکایا همان انتظار قدیمی را داشتند.پیدا کردن شور و حال حسینی در ایام محرم.انتظاری که در این زمان ،بعضا هم بدان می رسیدند.

به هر روی و در تمام این سالها مداحان بسیاری آمدند و رفتند.شعرهای بسیاری از شاعران آئینی و مذهبی هنوز که هنوز است در این تکایا خوانده می شود و شور و حماسه حسینی را زنده می کند.

دسته بندی مداحان ،همیشه توسط مردم انجام می شده است.از منظر مردم عزادار ،نمی شود مداح را مثلا به گونه مداح دولتی،مداح نمونه مردمی و مداح غیرانتفاعی دسته بندی نمود.اگر اینگونه باشد که اصلا مردم او را مداح نمی دانند.

مداح وظیفه و رسالتی معلوم دارد.در حقیقت هم مردم می دانند وظیفه مداح چیست و هم خود مداح می داند چه باید بکند.حال اگر ده یا پانزده سال است که اوضاع گونه ای دیگر پیش می رود شاید باید این را هم به پای مظلومیت حضرت سیدالشهدا علیه السلام بگذاریم.

ارسال نظر

لطفا نظر خود را فارسی تایپ کنید