امام محمد تقی (ع)

حضرت امام محمد تقی(ع) دهم ماه رجب سال ۱۹۵ هجری قمری در مدینه منوره چشم به جهان گشود. پدر بزرگوارش حضرت رضا(ع) و مادر ارجمندش بانویی مصری تبار به نام سبیکه بود . ریحانه و خیزران از دیگر نامهای مادر امام جواد است. حضرت رضا در مورد منزلت فرزندش امام جواد و مادر مکرمه آن حضرت، به یارانش فرمود: من دارای پسری شده‏ام که همچون موسی شکافنده دریاهای علم است و مانند عیسی مادری پاک دارد.

پیشوای نهم در سن ۷ سالگی به امامت رسید و هفده سال رهبری شیعیان را به عهده داشت. دوران امامت ‏آن حضرت با دو نفر از خلفای ستم پیشه عباسی مأمون و معتصم مقارن بود.

حضرت جواد در داشتن تمام صفات زیبای اخلاقی و انسانی سرآمد خوبان روزگار بود. پارسایی، علم و دانش و بخشندگی‏اش موجب شده بود با القاب جواد، تقی، مرتضی و منتجب شناخته شود. اما در این میان لقب “ابن الرضا” به خاطر شکوه و جلال امام رضا (ع) در میان مردم شهرت بیشتری داشت .

امام جواد در سال ۲۰۳ هجری قمری پس از شهادت پدرش امام رضا به امامت رسید. دوران هفده ساله امامت او با حکومت مأمون و معتصم، خلفای عباسی، همزمان بود. هنگامی که امام رضا به دعوت مأمون از مدینه به توس رفت امام جواد (ع) که کودک بود، مانند دیگر افراد خانواده حضرت رضا در مدینه ماند و در سال ۲۰۲ هجری قمری برای دیدار پدر به مرو رفت و سپس به مدینه بازگشت .

پس از شهادت امام رضا مأمون به بغداد رفت . او که از کمالات علمی و معنوی امام جواد آگاه بود ایشان را از مدینه به بغداد دعوت کرد. اما دولتمردان حکومت عباسی و اطرافیان مأمون از این اقدام ناخشنود بودند، به ویژه آنکه مأمون تصمیم داشت دختر خود، ام الفضل را به همسری امام جواد (ع) در آورد. مأمون برای آنکه آنها را از مقام علمی و فضل آن حضرت آگاه کند، در بغداد مجلس بحثی میان او و دانشمندان بزرگ آن روزگار ترتیب داد. در این مجلس، امام به پرسشهای علما پاسخ گفت و میزان دانش و هوش وی بر آنان آشکار شد. پس از آن مأمون دختر خود را به همسری امام درآورد.

حضرت جواد بر این باور بود که آیات الهی باید در جامعه فراگیر شوند و تمام مسلمانان در گفتار و رفتار و استدلال روزمره خود از قرآن و معارف بلند آن بهره گیرند، به همین جهت‏ سعی می‏ کرد در گفتگوها و معاشرت و برخورد با مردم از آیات قرآن استفاده کند.

امام جواد به عنوان پاسدار حریم وحی از تفسیرهای نابجا و غیر عقلانی آیات قرآن جلوگیری کرده و علما و دانشمندان را به سوی فهم صحیح آیات راهنمایی می‏کرد .

یکی از خطراتی که همیشه بزرگان و رهبران یک مذهب یا کشور را تهدید می‏کند، وجود اطرافیان ناصالح است که به خاطر اغراض‏ انحرافی، مادی یا اعتقادی پیرامون بزرگان را گرفته، بین آنان و مردم فاصله ایجاد و راه های ارتباطی آنان را با مردم قطع می‏کنند. اگر بزرگان مواظب اینگونه افراد نباشند، چه ‏بسا زیانهای جبران ناپذیری به بار خواهد آمد .

در زمان امام جواد(ع) نیز این گونه افراد با سوء استفاده از کمی سن امام، به خیال خود فکر می‏کردند می‏توانند بر امور امام ‏مسلط شوند و هر طور که خواستند، عمل کنند. امام این خطر را احساس و بی‏ هیچ اغماضی آنان را طرد کرد. ابوالعمر، جعفر بن ‏واقد و هاشم بن ابی‏هاشم در شمار این افراد جای داشتند. امام درباره آنان فرمود: خداوند آنان را لعنت کند زیرا به اسم ما از مردم اخاذی می‏کنند و ما را وسیله دنیای خود قرار داده‏اند.

امام را همه مسلمانان، عالمی بزرگ می دانستند. ایشان انسانی بردبار، نیکو سخن، عابد و بسیار باهوش بود. حدیثهای بسیاری از آن امام، در کتابهای حدیث، از جمله عیون اخبار الرضا، تحف العقول، مناقب و بحارالانوار نقل شده است.

حضرت جواد مانند جده اش فاطمه زهرا(س) زندگی کوتاه و عمری سراسر رنج داشت . امام نهم در آخر ماه ذیقعده سال ۲۲۰ هجری به سرای باقی شتافت . مزار مطهر وی در کاظمین است .

سیره و زندگینامه امام جواد(ع) از تولد تا شهادت
از ویژگی های ولادت امام نهم علیه السلام این است که شیعیان از مدتها قبل بی صبرانه منتظر ولادت آن حضرت بودند. احادیث زیادی از رسول خدا (ص) و امامان پیشین، ولادت امام جواد (ع) را خبر داده بودند. امام رضا از پدرش موسی بن جعفر (ع) و از رسول خدا (ص) نقل می کند که فرمود: پدرم فدای پسر بهترین کنیزان باد، پسر همان (زنی) که اهل “نوبه” است.

به رغم این روایات، انتظار شیعیان تا مدتها نه تنها برآورده نشد که تبدیل به نگرانی گشت؛ چون آن که آنان می دیدند بیش از ۴۵ سال از زندگانی امام هشتم (ع) سپری شده است و هنوز فرزند پسری ندارد. بیم آنان بیش تر از آن جهت بود که دستگاه جور و ستم عباسی بر آن حضرت یورش برده و قبل از آن که فرزندش شود او را به شهادت برساند. این نگرانی با تبلیغات و پخش شایعات از سوی سران واقفیه مبنی بر زنده بودن امام کاظم (ع) و غیبت آن حضرت و عقیم بودن امام رضا (ع) به اوج خود رسید به حدی که برخی نسبت به امامت پیشوای هشتم (ع) نیز دچار تردید شدند.

سرانجام مولود منتظر در شب دهم ماه رجب سال ۱۹۵ هجری به دنیا آمد. مورخان و محدثان نسبت به سال ولادت باسعادت نهمین پیشوای شیعیان، حضرت امام محمد تقی علیه السلام، اتفاق نظر دارند و همگی تولد آن بزرگوار را به سال ۱۹۵ هجری در مدینه منوره نوشته اند و به ماه و روز میلاد اختلاف نظر دارند.

هنگامی که بارداری “خیزران” معلوم شد، “حکیمه” دختر موسی بن جعفر (ع) ، خدمت برادرش امام رضا (ع) نامه ای نوشت و آن حضرت را از این امر مطلع ساخت. وقتی که فرزند به دنیا آمد امام هشتم (ع) طبق سنت حضرت رسول خدا (ص) و پدرانش علیهم السلام امام جواد (ع) را تحنیک ( جویدن خرما و مالیدن آن به کام نوزاد است که رسول خدا (ص) نسبت به نوزادان انجام می داد) کرد و در گوش راست او اذان و در گوش چپش اقامه گذاشت. آن حضرت آن شب را تا صبح در کنار گهواره فرزندش بود و با او نجوا می کرد و اسرار الهی و علوم غیبی را به او تعلیم می داد. حضرت رضا (ع) در همان شب ولادت، شیعیان را از تولد فرزند خود آگاه کرد و فرمود: حق تعالی به من پسری عنایت کرد که چون موسی بن عمران شکافنده دریاهاست و نظیر عیسی بن مریم (ع) است که حق تعالی مادر او را مقدس و مطهر گردانید و طاهر و مطهر آفریده شده بود. با شنیدن این خبر دل شیعیان شاد، چشم آنان روشن و نگرانی ایشان برطرف شد و خدا را بر این نعمت سپاس گفتند.

با ولادت آن گرامی، دشمنان و بدخواهان به ویژه واقفیه مایوس و ناکام شده از موضع خود عقب نشستند و دوستان و شیعیان شادمان شدند و شک و تردید آنان به یقین و استواری ایمان تبدیل گشت و به همین دلیل پدر بزرگوارش فرموده است: “این مولود، مولودی است که در اسلام، پربرکت تر از او برای شیعیان ما زاده نشده است”.

امام هشتم شیعیان، نام مولودش را به نام جدش رسول خدا (ص) “محمد” گذاشت. زیرا در صحیفه ای که از آسمان نازل شده بود، آن حضرت، کنیه “ابوجعفر” را برای فرزندش انتخاب کرد و همواره او را با این کنیه می خواند و چون در نام و کنیه با پیشوای پنجم “امام محمد باقر” (ع) مشترک بود، نزد مورخان و محدثان به “ابوجعفر ثانی” مشهور گشت. کنیه دیگر و غیر مشهور آن حضرت “ابوعلی” است که به مناسبت فرزند گرانقدرش “علی النقی” بر آن حضرت گذاشته بودند. در کتاب های تاریخ و حدیث لقبهای زیادی برای پیشوای نهم (ع) ذکر شده است از جمله: “تقی”، “جواد”، “مرضی”، ” متوکل”،” متقی”، ” زکی”، “متجب”، “مرتضی”، “قانع”، “عالم ربانی”، “رضی”، “مختار”، “صادق”، “صابر” و “فاضل”. همچنین در میان شیعیان و اهل سنت به لقب “باب المراد” مشهور بود، زیرا حاجت های مردم را بسیار برآورده می ساخت و کرامتهای بی شماری از آن حضرت دیده شده ولی مشهورترین لقب های امام نهم (ع) “تقی” و “جواد” است.

هر یک از این القاب برای امام (ع) بیانگر ویژگی های اخلاقی و روحی، برجستگی های معنوی و رفتاری و فضایل و کمالات نفسانی است که آن حضرت را از دیگران ممتاز می ساخته است. آن حضرت باتقواترین فرد اهل زمان خود بود و کسی در جود و بخشش در مرتبه آن حضرت قرار نداشت.

پدر ایشان حضرت علی بن موسی الرضا (ع) است. مادر آن حضرت بانوی پاکدامن و بافضیلتی است که به جمیع کمالات معنوی و اخلاقی دست یافته بود و شایستگی آن را داشت که صدف گوهر و وجود امام جواد (ع) گردد و آن بزرگوار را در دامان پاک خود پرورش دهد. مورخان نام های متعددی برای او ذکر کرده اند: سبیکه، ریحانه، دره، صفیه، حصانه، ولی امام رضا او را خیزران نامید و کنیه مبارکش “ام الحسن” بود. این بانوی بافضیلت که مسعودی او را برترین زنان عصر خود می شمارد بانویی بود که او را همراه با جمعی از بزرگان از آفریقا برای فروش به مکه معظمه آورده بودند و چون مقدر گشته بود که رحم مطهر او بستر پرورش امام باشد، افتخار همسری ثامن الائمه را پیدا کرد.

امام جواد فرزندانی صالح، متقی و با فضیلت داشت که از برجسته ترین مردمان زمان خود بودند. تعداد فرزندان آن حضرت، دو پسر به نام های علی بن محمد، امام دهم (ع) و موسی معروف به مبرقع و دو دختر به نام های فاطمه و امامه.

امامان معصوم علیه السلام از نظر داشتن صفات عالی انسانی و از جمله مکارم اخلاق در حد اعلای کمال هستند. سجایا و مکارم اخلاقی امامام معصوم از والاترین منبع اخلاق سرچشمه گرفته است. آنان اخلاق نیک را از جد گرامیشان پیامبر اسلام (ص) به ارث برده اند و آیینه تمام نمای رسول خدا (ص) هستند. فضائل و مکارم اخلاقی امام جواد (ع) به گونه ای بود که همگی حتی مخالفان و دشمنان بدان اعتراف کرده و با دیدن آن خصال برجسته ناخودآگاه مجذوب آن وجود الهی شده، زبان به مدح و ستایش می گشودند.

عبادت های پیوسته امام و نیایش های شبانه آن حضرت مشهور بود. اظهار نیازمندی به درگاه ایزد متعال خصوصیت ویژه همه امامان و از جمله امام جواد (ع) بود. دعاهای فراوانی از امام جواد در کتب ادعیه نقل شده است: از جمله دعای ایشان در طلب توبه، طلب خیر، طلب روزی و …که حاکی از اظهار نیاز پیوسته ایشان به قادر متعال است.

زهد امام جواد (ع) نیز مانند دیگرفضایل ایشان نمود بسیار داشت. با اینکه مدتی در کاخ مامون زندگی می کرد و خلیفه نیز سعی داشت او را به سوی مظاهر مادی جلب کند ولی ایشان به هیچ وجه بدانها دلبستگی نداشت.

امام جواد برای تربیت شیعیان و مسلمانان در زمینه های مختلف اخلاقی و تربیتی، بیاناتی دارد که توجه به آنها برای شیعیان شایسته و لازم است. امام جواد به تاخیر انداختن توبه، امروز و فردا کردن، اصرار بر گناه و ایمن شدن از مکر خدا برحذر می دارد و مومن را به سه نیاز واقعی اش توجه می دهد: توفیق خدایی، واعظ نفسانی و قبول نصیحت، برای هر چیزی زینتی می شمرد و از متوجه شدن انحصاری به زینت های مادی هشدار می دهد.

یکی از راه های شناسایی هر فرد، توجه به اظهارنظر مخالفان و موافقان درمورد وی است. امام جواد (ع) شخصیتی بی نظیر و جامع کمالات و فضایل علمی و اخلاقی بود که دوست و دشمن را تحت تاثیر قرار داد، و به اعجاب و تحسین واداشت. امام هشتم علی بن موسی الرضا (ع) همیشه آن حضرت را با احترام یاد می کرد.

علمای شیعه همگی بر فضل، بزرگواری، علم، حلم و دیگر کمالات آن حضرت تصریح کرده اند و او را همچون جدش رسول خدا (ص) و علی ابن ابی طالب علیه السلام جامع خوبیها شمرده اند. علمای بزرگ اهل سنت نیز همگی بر فضیلت و برتری امام (ع) بر اهل زمان خود اعتراف کرده اند.

امام جواد علیه السلام دوران کودکی را تحت تربیت و سرپرستی پدر بزرگوارش سپری کرد. در آن دوران برخلاف تمام کودکان به تفکر و تعمق می پرداخت و سرگرمی های کودکانه او را به خود مشغول نمی کرد . امام هشتم علیه السلام از همان اوان کودکی و از زمان تولد به تعلیم فرزندش می پرداخت و علوم الهی را به او سپرد.

این تعلیم و تعلم از جانب امام (ع) و فرزندش در حضر و سفر ادامه داشت. هر گاه امام رضا (ع) به سفر می رفت، با نوشتن نامه به فرزندش مطالب مفید و لازم را به ایشان یادآوری می کرد. هنگامی که آن حضرت به قصد خراسان مدینه را ترک کرد، فرزندش را به عنوان وصی و جانشین خود معرفی کرد و اهل بیت و شیعیانش را، اطاعت و فرمانبری از آن حضرت فراخواند.

وقتی امام هشتم (ع) به دست مامون به شهادت رسید، امام جواد (ع) به قدرت خداوند در طوس حاضر شد و آن حضرت را غسل داد و کفن کرد و بر بدن پدر نماز خواند و خاندانش را از شهادت امام (ع) آگاه کرد. و دستور داد مهیای عزاداری شوند. قرض های پدرش را پرداخت و در آن سن کودکی وظیفه و مسئولیت امامت را عهده دا شد.

امام جواد (ع) در سال ۲۰۲ هجری در حالی که هفت سال و اندی داشت به امامت رسید. امامت از نظر شیعه به معنی جانشینی پیامبر (ص) و داشتن علم، شایستگی ها و مسئولیت های رهبری اوست. شیعیان از دو راه امامان خود را شناخته و آنان را از بین مدعیان دروغین امامت تشخیص می دادند.
– توجه به معرفی پیامبر و امامان پیشین
– توجه به ویژگی های فردی و فضایل و کمالات متعالی و برتر امام

از آن جا که امامت امام جواد (ع) ویژگی های خاصی داشت و آن حضرت در دوران خردسالی عهده دار امامت می گشت و این مسئله پیامدهای گوناگونی را در پی داشت؛ پیشوایان معصوم به ویژه امام هشتم (ع) سعی می کردند زمینه را برای پذیرش امامت آن حضرت آماده سازند.

امام جواد (ع) بخش عمده زندگی خود را همزمان با مامون خلیفه دوروی عباسی گذراند. او با مکر و حیله های فراوان سعی داشت امام (ع) را از مقام قدسی پایین آورده و به زر، زیور و فساد خلافت بیالاید و روش خود را که در مورد امام رضا علیه السلام به سنگ خورده بود، در مورد امام جواد علیه السلام به هدف برساند.

او در نخستین اقدام ،امام جواد (ع) را به مرکز خلافت احضار کرد تا علاوه بر نظارت مستقیم بر ایشان به اهداف خود جامه عمل بپوشاند. مامون در راستای اجرای مقاصد خود، دخترش را به عقد امام درآورد و سعی کرد مجلس باشکوه و با اسراف و ریخت و پاش های فراوان به راه اندازد به طوری که هم امام را در ان سهیم جلوه دهد و هم توجه آن حضرت را به مظاهر دنیوی جلب کند ولی امام (ع) با برخورد عفیفانه خود او را ناکام ساخت.

مامون که نتوانسته بود قداست امام را خدشه دار کند و تمام اقداماتش را ناکام می دید . تصمیم به قتل آن حضرت گرفت و شبی در حال مستی بر او حمله کرد ولی امام (ع) به طور معجزه آسایی نجات یافت.

امام جواد از کسانی که با ظالمان و حاکمان ستمگر همراه بودند، تنفر داشت و این تنفر خود را نیز اعلام می کرد و با این که مامون سعی داشت با کشاندن امام (ع) به دستگاه خلافت، آن حضرت را با خود همراه نشان دهد اما امام (ع) با رد هر گونه همکاری و اظهار علاقه به بازگشت به مدینه اعلام کردند که نه با مامون همراه است و نه از بودن در دستگاه خلیفه راضی. امام جواد (ع) ازدواج با دختر مامون را پذیرفت تا هم خود را از خطر مرگ برهاند و هم موقعیت خوبی برای شیعیان فراهم سازد؛ زیرا با بودن امام (ع) در دربار شیعیان از آزادی بهره مند می شدند.

امام جواد علیه السلام در جامعه اسلامی از موقعیت بالایی برخوردار بود و در امور مربوط به امامت فعالیت گسترده ای داشت. از این رو معتصم عباسی هنگامی که به خلافت رسید، آن حضرت را به بغداد احضار کرد تا او تحت نظر خود داشته باشد و از گسترش نفوذ امام (ع) جلوگیری کند. شکست علمی فقهای درباری، از جمله قاضی القضات، وی را به سعایت امام (ع) وا داشت. او عمل خلیفه به فتوای امام و رد فتوای علمای درباری را شکستی برای دستگاه خلافت و پیروزی برای امام جواد جلوه داد و معتصم با شنیدن سخنان قاضی متوجه عمق خطر شد و تصمیم گرفت هر چه زودتر نقشه قتل امام (ع) را اجرا کند.

معتصم این بار کسی را برای اجرای این توطئه انتخاب کرد که یقین داشت به وسیله او به هدف پلید خود می رسد و او مامور و جاسوس ویژه دستگاه خلافت در اندرون خانه امام (ع) یعنی ام الفضل دختر مامون بود.

“ام الفضل” زهر دریافتی از معتصم را در انگور قرار داد و خدمت امام جواد (ع) آورد و آن حضرت را مسموم کرد. امام علیه السلام در آخر ذیقعده سال ۲۲۰ هجری در حالی که ۲۵ سال از عمر پربرکتش می گذشت به شهادت رسید و پیکر پاکش در کنار جد بزرگوارش حضرت موسی بن جعفر (ع) در قبرستان قریش در بغداد به خاک سپرده شد.بارگاه ملکوتی این دو پیشوای معصوم به کاظمین معروف است و زیارتگاه و کعبه آمال شیفتگان حق و دوستداران مکتب امامت و ولایت است.

۱ – الْمُؤ مِنُ یَحْتاجُ إ لی ثَلاثِ خِصالٍ: تَوْفیقٍ مِنَ اللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ، وَ واعِظٍ مِنْ نَفْسِهِ، وَقَبُولٍ مِمَّنْ یَنْصَحُهُ.
فرمود: مؤ من در هر حال نیازمند به سه خصلت است : توفیق از طرف خداوند متعال، واعظی از درون خود، قبول و پذیرش نصیحت کسی که او را نصیحت نماید.

۲ – قالَ علیه السلام : مُلاقاهُ الاْ خوانِ نَشْرَهٌ، وَ تَلْقیحٌ لِلْعَقْلِ وَ إ نْ کانَ نَزْرا قَلیلا.
فرمود: ملاقات و دیدار با دوستان و برادران – خوب – ، موجب صفای دل و نورانیّت آن می گردد و سبب شکوفائی عقل و درایت خواهد گشت ، گرچه در مدّت زمانی کوتاه انجام پذیرد.

۳ – قالَ علیه السلام : إ یّاکَ وَ مُص احَبَهُالشَّریرِ، فَإ نَّهُ کَالسَّیْفِ الْمَسْلُولِ، یَحْسُنُ مَنْظَرُهُ وَ یَقْبَحُ اءثَرُهُ.
فرمود: مواظب باش از مصاحبت و دوستی با افراد شرور، چون که او همانند شمشیری زهرآلود، برّاق است که ظاهرش زیبا و اثراتش زشت و خطرناک خواهد بود.

۴ – قالَ علیه السلام : کَیْفَ یُضَیَّعُ مَنِ اللّهُ کافِلُهُ، وَکَیْفَ یَنْجُو مَنِ اللّه طالِبُهُ، وَ مَنِ انْقَطَعَ إ لی غَیْرِاللّهِ وَ کَّلَهُ اللّهُ إ لَیْهِ.
فرمود: چگونه گمراه و درمانده خواهد شد کسی که خداوند سَرپرست و متکفّل اوست . چطور نجات می یابد کسی که خداوند طالبش می باشد. هر که از خدا قطع امید کند و به غیر او پناهنده شود، خداوند او را به همان شخص واگذار می کند.

۵ – قالَ علیه السلام : مَنْ لَمْ یَعْرِفِ الْمَوارِدَ اءعْیَتْهُ الْمَصادِرُ.
فرمود: هرکس موقعیّت شناس نباشد جریانات، او را می رباید و هلاک خواهد شد.
۶ – قالَ علیه السلام : مَنْ اءتَمَّ رُکُوعَهُ لَمْ تُدْخِلْهُ وَحْشَهُ الْقَبْرِ.
فرمود: هرکس رکوع نمازش را به طور کامل و صحیح انجام دهد، وحشت قبر بر او وارد نخواهد شد.

۷ – قالَ علیه السلام : الْخُشُوعُ زینَهُالصَّلاهِ، وَ تَرْکُ مالایُعْنی زینَهُالْوَرَعِ.
فرمود: خشوع و خضوع زینت بخش نماز خواهد بود، ترک و رها کردن آنچه (برای دین و دنیا و آخرت ) سودمند نباشد زینت بخش ورع و تقوای انسان می باشد.

۸ – قالَ علیه السلام : التَّواضُعُ زینَهُالْحَسَبِ، وَالْفَصاحَهُ زینَهُالْکَلامِ، وَ الْعَدْلُ زینَهُالاْیمانِ، وَالسَّکینَهُ زینَهُالْعِبادَهِ، وَالْحِفْظُ زینُهُالرِّوایَهِ.
فرمود: تواضع و فروتنی زینت بخش حسب و شرف ، فصاحت زینت بخش کلام ، عدالت زینت بخش ایمان و اعتقادات ، وقار و ادب زینت بخش اعمال و عبادات ؛ و دقّت در ضبط و حفظ آن ، زینت بخش نقل روایت و سخن می باشد.
۹ – قالَ علیه السلام : لا یَضُرُّکَ سَخَطُ مَنْ رِضاهُ الْجَوْرُ.
فرمود: کسی که طالب رضایت خداوند متعال باشد، دشمنی ستمگران ، او را زیان و ضرر نمی رساند.
۱۰ – قالَ علیه السلام : مَنْ خَطَبَ إ لَیْکُمْ فَرَضیتُمْ دینَهُ وَ أ مانَتَهُ فَزَوِّجُوهُ، إ لاّ تَفْعَلُوهُ تَکْنُ فِتْنَهٌ فِی الاْ رْضِ وَ فَسادٌ کَبیرْ.
فرمود: هر که به خواستگاری دختر شما آید و به تقوا و تدیّن و امانتداری او مطمئن می باشید با او موافقت کنید وگرنه شما سبب فتنه و فساد بزرگی در روی زمین خواهید شد.
۱۱ –  قالَ علیه السلام : لَوْسَکَتَ الْجاهِلُ مَااخْتَلَفَ النّاسُ.
فرمود: چنانچه افراد جاهل و بی تجربه ساکت باشند مردم دچار اختلافات و تشنّجات نمی شوند.

۱۲ –  قالَ علیه السلام : مَنِ اسْتَحْسَنَ قَبیحا کانَ شَریکا فیهِ.
فرمود: هر که کار زشتی را تحسین و تأیید کند، در عِقاب آن شریک می باشد.

۱۳ – قالَ علیه السلام : مَنْ زارَ قَبْرَ عَمَّتی بِقُمْ، فَلَهُ الْجَنَّتهُ.
فرمود: هرکس قبر عمّه ام حضرت معصومه سلام اللّه علیها را با علاقه و معرفت در قم زیارت کند، أ هل بهشت خواهد بود.
۱۴ –  قالَ علیه السلام : ثَلاثٌ یَبْلُغْنَ بِالْعَبْدِ رِضْوانَ اللّهِ: کَثْرَهُ الاْ سْتِغْفارِ، وَ خَفْضِ الْجْانِبِ، وَ کَثْرَهِ الصَّدَقَهَ.
فرمود: سه چیز، سبب رسیدن به رضوان خدای متعال می باشد:
۱ – نسبت به گناهان و خطاها، زیاد استغفار و اظهار ندامت کردن .
۲ – اهل تواضع کردن و فروتن بودن .
۳ – صدقه و کارهای خیر بسیار انجام دادن .

ارسال نظر

لطفا نظر خود را فارسی تایپ کنید