شعر را سرمایه خود کنید – جایگاه انتخاب شعر در مداحی

پیرمردی که صداقت و یک رنگی از چهره اش می بارد؛ وقتی زبان می گشاید می بینی که کلامش از دل برخاسته که این گونه بر دل می نشیند….

درکلام حاج محسن عسگری

یادم هست،مقام معظم رهبری در یکی از فرمایشات گوهربار خود فرمودند: مداحان در مقابل زمانی که از مردم می گیرند مسئولند.

صد نفر مستمع داری نیم ساعت می خوانی می شود پنجاه ساعت. روز قیامت حساب این پنجاه ساعت را از شما خواهند کشید؛ قدرت داشتی، صدا داشتی، مردم هم سراپا گوش بودند؛ چه گفتی؟ مستمع موقع آمدن با موقع رفتن از پای منبر شما چه فرقی داشت؟ باید در آن فاصله ای که مردم وقت گذاشتند معرفتی از معارف اهل بیت را شناخته باشند، قدمی به سلوک و راه و روش ائمه(علیهم السلام) نزدیک شده باشند. واقعاً مهم چیست؟ جلسه ای که مثلاً پای روضه حضرت زهرا(سلام الله علیها) چند نفر از فرط اشک و ناله، بی حال شدند، یا جلسه ای که درمورد حضرت زهرا(سلام الله علیها) سخنانی بیان گردید که شناخت و معرفت درباره ایشان بالا رفت و جان کلام و مسیری که حضرت به خاطر آن زخمی شدند و تا پای جان ایستادگی کردند تبیین شد؛ کدام بهتر است؟ وظیفه کدام است؟ اشعاری با مضامین آنچنانی و با زبان حال های دور از شأن اهل بیت خوانده شود، یا ابیاتی که روح شهادت طلبی را زنده کند و ولایت مداری و اطاعت از ولی را محور بشناسد و به مخاطب آموزش دهد؟

گر آفریده گشته بشر از برای مرگ / مردن به راه حق و حقیقت فضیلت است

پاداش این دلیری و از جان گذشتگی / در سینه ام خدنگ، مدال شهادت است

ازسوی دیگر، مداح وقتی شعری می خواند، می خواهد بگوید که ممدوح را این قدر توانستم بشناسم، این قدر قابلیت شناخت و معرفت از ایشان داشته ام. عقیده ام این است که یک مداح با دو چیز نباید کار داشته باشد؛ اول اینکه شعر را چه کسی ساخته و دوم اینکه برای چه کسانی می خواند. نقش یک مداح بین شاعر و مستمع قرار دارد؛ مداح اجراکننده است. حتی اگر دشمنم شعری گفته که برازنده است، من می خوانم. شاعر مشهور باشد یا گمنام فرقی نمی کند؛ چون برازنده اهل بیت است می خوانم؛ ولی اگر بهترین دوستم شاعر باشد و شعر مضمونی دارد که متناسب با مقام و جایگاه ائمه(علیهم السلام) نیست، هرگز نمی خوانم. با این کار هم مقام آن بزرگوار را پایین بیاورم هم خودم را بد معرفی کنم؟ مثلاً شعری که این روزها مداحانِ جوان زیاد می خوانند:

ای که ره بستی میان کوچه ها بر فاطمه      گردنت
این شعر را نزدیک ترین برادرم هم که بگوید من نمی خوانم. برای این که حضرت عباس(علیه السلام) را من مجسمه سلم می دانم، مجسمه ادب می دانم. چطور بیایم زبان حالی بگویم که فردای قیامت ایشان از من بپرسند : که من به بابایم امیرالمؤمنین(علیه السلام) جسارت می کردم؟ من به برادرانم امام حسن(علیه السلام) و امام حسین(علیه السلام) جسارت می کردم و بی اذن ایشان کاری انجام می دادم؟ چه جواب بگویم؟

باید اول اهل بیت را خوب شناخت، با سیره ایشان آشنا بود؛ سپس شعر را انتخاب کرد. برای شناخت هم احتیاج به مطالعه فراوان منابع اصیل و شنیدن منبرهای خوب است. یک منبرعصاره سال ها دانش اندوزی، مطالعه، تحقیق و زحمت است. با شنیدن منبر خوب می توانیم به اطلاعات خوب و عمیقی از تاریخ ائمه(علیهم السلام)، مکارم اخلاق و سیره زندگی ایشان برسیم.

مداح در مواجه با شعری که انتخاب شد، دو گونه برخورد می تواند داشته باشد: مصرفی یا سرمایه ای. برای مثال امروز روز شهادت امام جواد(علیه السلام) است من می روم یک شعری پیدا می کنم و باعجله از روی آن می نویسم که بروم مجلس بخوانم؛ این برخورد، برخورد مصرفی است، که بعد از آن جلسه هم شعر فراموش می شود؛ ولی کسی که زحمت می کشد و شعر را حفظ می کند، شاید هم پنج سال نتواند آن شعر را بخواند؛ اما یک روز که بستر شعر فراهم شود و شور و حال مستمع و جلسه اقتضا کند؛ شعر را از آرشیو مغزش بیرون می کشد و آنجا خرج می کند؛ این نوع برخورد می شود برخورد سرمایه ای، که تا آخر عمر همیشه با فرد هست.

ارسال نظر

لطفا نظر خود را فارسی تایپ کنید