شنبه ، ۳۰ فروردین ۱۳۹۳
صفحه نخستارتباط با مادرباره ما
آمار مشاهده
القاب حضرت فاطمه زهرا(س)
تاریخ : چهارشنبه ، ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۱ بازدید : ٥٩٧٩

مهم ترین القاب حضرت فاطمه زهراء(سلام ‏اللَّه‏ علیها) که با توجه به احادیث مربوطه به شرح آنها می پردازیم عبارتند از:
انسیه، بتول، تقیه، حبیبه، حُرَّة، حوراء، حوریه، راکعه، رشیده، رضیه، ریحانه، زهره، ساجده، سیده ، شهیده، صابره، صادقه، صدوقه، طیبه، عارفه، عالیه، عزیز، علیمه،عدیله،فاضله،فریده،کریمه،کوثر، کوکب،مبشره، محموده، مطهره، معصومه، ملهمه، ممتحنه، منصوره، مهدیه، مؤمنه، ناعمه، نقیّه، والهه، وحیده .

انسیه
أَنِسَ- أَنَسَ- أَنَسَ- تَأَنَّسَ: صار إنساناً،
إِنْسِی و أَنْسی: البشر أو غیر الجن والملاک.
حضرت فاطمه‏ى زهراء(علیهاالسلام) الگوى تمامى انسانها از زن و مرد بوده و هست، زیرا در انسانیت به تمام درجات کمال رسیده بودند، امّا چون نصیبى از بهشت داشت، او را حوراء انسیه مى ‏گویند، یعنى انسانى فرشته صفت.

فاطمه‏ ، انسانى بهشتى
… قال رسول‏اللَّه (صلى اللَّه علیه و آله و سلم) :
«… ففاطمة حوراء «انسیة» فإذا إشتقت إلى الجنة شممت رائحة فاطمة (علیهاالسلام) ،
پیامبر اکرم(صلى اللَّه علیه و آله و سلم) فرمودند: هرگاه مشتاق بهشت مى‏شوم، فاطمه (علیهاالسلام) را مى‏ بویم. فاطمه (علیهاالسلام) بوى بهشت مى ‏دهد. او فرشته‏ اى در پوست انسان است.» (۱)

فاطمه‏ ى زهرا علیهاالسلام فرشته‏اى در قالب انسان
عن أسماء بنت عمیس قالت:
«قال رسول‏اللَّه(صلى اللَّه علیه و آله و سلم) و قد کنت شهدت فاطمة (علیهاالسلام) و قد ولدت بعض ولدها فلم أر لها دماً فقال (صلى اللَّه علیه و آله و سلم) : إن فاطمة خلقت حوریة فی صورة «إنسیة.»
اسماء بنت عمیس مى ‏گوید: پیامبر اکرم(صلى اللَّه علیه و آله و سلم) فرمودند: من زایمان فاطمه(علیهاالسلام) را در تولد بعضی از فرزندانش دیده‏ام، او از زایمان، هیچ خونى ندید، زیرا فاطمه(علیهاالسلام) فرشته ‏اى در صورت انسانهاست.» (۲)
…………………………………………………………………………………………………………….

پی نوشت ها :

۱- بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۵، ر ۵ از علل‏الشرایع.
۲- بحارالانوار ج ۴۳، ص ۷ ر ۸ از کشف‏الغمه.

بتول
بَتَلَ- بَتْلاً: قطعه و أبانه عن غیره،
البَتُول: من إنقطع عن الزواج
در لغت، «اَلْبَتْل» بریدن شى‏ء را معنا مى‏دهد و «بتول» در لغت، دختر و دوشیزه‏اى را گویند که رغبت و حاجت خود را از مردان بریده باشد. کسى که به خاطر خدا از دنیا بریده است و کسى که از ازدواج خوددارى مى‏کند، همچنین به زنى که خون حیض نبیند، بتول گفته مى‏شود.

فاطمه زهراء علیهاالسلام هیچ‏گاه خون حیض نمى ‏دید
عن علی(علیه السلام) :
«إنّ النبی(علیه السلام) سئل: ما البتول؟ فإنّا سمعناک یا رسول‏اللَّه! تقول: إنّ مریم بتول و فاطمة(علیهاالسلام) بتول. فقال(صلى اللَّه علیه و آله و سلم) : البتول التى لم تر حمرة قطّ، أی، لم تحض فإنّ الحیض مکروه فی بنات الأنبیاء،
امیرالمؤمنین(علیه السلام) فرمودند: از پیامبر اکرم(صلى اللَّه علیه و آله و سلم) سؤال شد: بتول یعنى چه؟ ما از شما شنیده‏ایم که مریم و فاطمه، بتول هستند. پیامبر اکرم(صلى اللَّه علیه و آله و سلم) فرمودند: بتول، یعنى زنى که خون عادت ماهانه نبیند، و هیچ‏گاه حیض نشود، زیرا حیض در دختران پیامبران پسندیده نیست.» (۱)

فاطمه‏ ى زهرا (علیهاالسلام) هر شب باکره مى ‏گشت
عن النّبی (صلى اللَّه علیه و آله و سلم) :
«سمیت فاطمة «بتولاً» لأنّها تبتلت و تقطعت عمّا هو معنا العورات فى کل شهر، و لأنّها ترجع کل لیلة بکراً. و سمیت مریم بتول لأنّها ولدت عیسى بکراً،
پیامبر اکرم (صلى اللَّه علیه و آله و سلم) فرمودند: فاطمه‏ى زهرا (علیهاالسلام) بتول نامیده شد، زیرا از آنچه زنان بر آن عادت دارند (حیض شدن در هر ماه) بریده شده بود و ایشان هر شامگاه باکره مى ‏شدند. حضرت مریم نیز بتول نامیده شد، زیرا عیسى (علیه السلام) را در حالى که باکره بود به دنیا آورد.» (۲)
تذکرى لازم:
قانون حاکم بر نظم جهان، قانون علت و معلول است و در فرمایش امام صادق (علیه السلام) آمده است که خداوند هر عملى را از راه خودش و از طریق سبب مخصوص خودش انجام مى ‏دهد، (۳)
و همان گونه که در بخش پیشین ذکر شد یکى از سنتهاى خداوند متعال، سیر تولد یک فرزند است، یعنى قرار گرفتن نطفه‏ى مرد در رحم زن و سپرى شدن مدتى و رشد و نمو و سپس زایمان و تولد آن فرزند. اگر خداوند سنتى را این چنین به وجود آورد و مدتى از آن گذشت، ما بر آن سنت عادت مى‏نماییم و قبول نمودن این سنت در قالبى دیگر کمى دشوار خواهد بود. گرچه در قرآن نیز سنن الهى، غیر قابل تبدیل و تغییر معرفى مى‏شود، لکن در همین کتاب آسمانى، مسائلى را مى‏ بینیم که از مجارى عادى خود صورت نگرفته است. مراد این نیست که این مسائل، بدون علت به وجود آمده‏اند، بلکه از راه علل عادى به وجود نیامده‏اند. مثلاً قرآن تولد حضرت عیسى را که بیان مى‏کند، ایشان را فرزند زنى مى‏داند که ازدواج نکرده است و فقط با اراده‏ ى خداوند باردار گردیده است و بنابر روایات، پس از زایمان هنوز حضرت مریم (علیها السلام) باکره بوده ‏اند، لذا او را بتول و عذراء مى ‏نامند. و یا آن که همسر حضرت زکریا (علیه السلام) در حالى که عقیم است، باردار مى‏گردد و حضرت یحیى (علیه السلام) را به دنیا مى‏آورد. ساره، همسر حضرت ابراهیم(علیه السلام)، پیرزن یائسه‏اى است که از تمام عوامل طبیعى براى باردارى مأیوس است، لکن خداوند بر او و همسرش، حضرت ابراهیم (علیه السلام) تفضل کرده و حضرت اسحاق (علیه السلام) را به آنان عطا کرد.
این امور گرچه خارق‏العاده مى‏ باشد، اما حکایت از بى ‏نظمى جهان ندارد، بلکه برهانى روشن بر منظم بودن جهان هستى است. توجه به این نکته لازم است که تمام عوامل طبیعى و عادى در طول اراده‏ ى حضرت حق، منشأ اثر مى‏شوند، یعنى آتش سوزنده است، چون اراده‏ ى خداوند بر این امر تعلق گرفته است، و اگر اراده‏ ى خداوند بر سوزندگى تعلق نگیرد آن آتش سلام و سرد مى ‏گردد.
از این رو اگر در جایى عملى تحقق یافت و اراده‏ى خداوند نبود، بى ‏نظمى وجود خواهد داشت، اما اگر اراده ‏ى خداوند موجود بود، اما برخلاف راه طبیعى، عملى صورت گرفت، مانند: بیرون آمدن شتر از میان کوه و سنگ در داستان حضرت صالح(علیه السلام)، دیگر بى ‏نظمى نخواهد بود که عین نظم و قدرت خداوند است.
پس از بیان آنچه گذشت، روشن مى‏شود که اگر خلقت زن به نحوى است که براى تولید مثل، باید خون حیض ببیند و این خونریزى رحم را آماده باردارى گرداند، این تنها راه تولید مثل نیست، بلکه این راه طبیعى و عادى باردارى و زایمان است و چون ذهن ما با این سنت الهى مأنوس شده است، خلاف آن را امرى عجیب و غریب از ذهن مى‏پنداریم. اگر فاطمه‏ى زهرا (علیهاالسلام) ، نه پیش از باردارى و نه حین باردارى و نه پس از باردارى خونى نمى‏ بیند، نه تنها نقص نیست، بلکه نوعى کرامت است. حیض و نفاس نقصى براى زن محسوب نمى‏شود، بلکه جزئى از خلقت زن است و خداوند انگیزه‏اى براى ناقص آفریدن موجودى نداشته و هر موجود در جاى خود کامل آفریده شده است، (۴)
لکن حیض و نفاس ذاتاً حالتى است که زنها آن را دوست نمى‏دارند و بنابر روایات، این حالت براى دختران انبیا ناپسند است، لذا هیچ یک از دختران پیامبران، خون حیض یا نفاس نمى‏دیدند و این تفضّلى است که خداوند به این زنان نموده است که آنان را از این حالت ناپسند به دور داشته است. خداوند هر فایده‏ اى را که در این حالات، براى زن مقرر داشته از راهى دیگر به آنان عنایت مى ‏کند. (۵)
پس طهارت حضرت فاطمه‏ ى زهرا(علیها السلام) و باکره بودن ایشان در تمامى عمر، نوعى تفضل الهى به شمار مى ‏رود که خداوند به ایشان ارزانى داشته و در حقیقت نوعى کرامت است.
……………………………………………………………………………………………………………
پی نوشت ها :

۱- بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۱۵، ر ۱۳ از علل‏الشرایع و معانى‏الاخبار.
۲- فاطمه الزهراء بهجة قلب المصطفى، ج ۱، ص ۱۵۸ از احقاق‏الحق ج ۱۰، ص ۲۵ نقلاً عن العلامة الکشفی الحنفى فى المناقب المرتضویة، ص ۱۱۹.
۳- عن ابى‏عبداللَّه (علیه السلام) انه قال: «ابَى اللَّه ان یجرى الاشیاء الاباسباب فجعل لکل شى‏ء سبباً، و جعل لکل سبب شرحاً، و جعل لکل شرح علماً، و جعل لکل علم باباً ناطقاً. عرفه من عرفه، و جهله من جهله، ذاک رسول‏اللَّه (صلى اللَّه علیه و آله و سلم) و نحن. الکافى، ج ۱، ص ۱۸۳، ر ۷.
۴- بنابراین اگر در بعض روایات از ناقص‏العقل بودن زن، سخن به میان آمده است باید به معناى صحیح خود حمل گردد، زیرا این سخن با مبانى مسلم کلامى و فلسفى ما در تضاد است.
۵- شیعه معتقد است که هرکس در این دنیا به هر مقدار رنج و سختى در راه خداوند تحمل نماید خداوند بر خود لازم کرده است بیش از رنج و زحمتى که بنده تحمل مى‏کند به او پاداش عنایت فرماید والا بنابر مبانى کلامى شیعه، این خدا ظالم در حق بنده خواهد بود، لذا براى کسانى که زحمت حالت حیض و نفاس را تحمل مى‏کنند پاداشى وافر در انتظار است.

تقیه
زنى را که اهل پرهیزکارى و تقوا باشد «تقیه» گویند. آیا کسى از صدّیقه‏ى طاهره (علیهاالسلام) در میان زنان پرهیزکارتر مى‏شناسید؟

فاطمه‏ ى زهرا علیهاالسلام الگوى تقوا
زیارة فاطمة (علیهاالسلام) فى الروضة، تقف فی الموضع المذکور و تقول.
«السلام على البتولة الطاهرة والصدیقة المعصومة والبرة «التقیة» سلیلة المصطفى و حلیلة المرتضى و ام‏الأئمة النجباء. اللهم إنّها خرجت من دنیاها مظلومة مغشومة، قد ملئت داء و حسرة و کمداً و غصة تشکو إلیک و إلى أبیها ما فعل بها. اللهم إنتقم لها و خذلها بحقها…،
در زیارتنامه‏ ى حضرت فاطمه‏ى زهرا (علیهاالسلام) مى‏ خوانیم: درود بر تو اى زن پاکیزه از هر بدى و آلودگى! سلام بر تو اى زن بسیار راستگو، دور از هر گناه،نیکوکار، باتقوا، فرزند مصطفى (پیامبر اکرم)، همسر مرتضى (امیرالمؤمنین) و مادر پیشوایان گرامى و با کرامت. خداوندا! فاطمه‏ ى زهرا (علیهاالسلام) در حالى که مورد ظلم و ستم دشمنان قرار گرفته بود از این دنیا رفت، لبریز از درد و حسرت و آه و غم و اندوه بود که شکایت این قوم را در پیشگاه تو و پدرش نمود. خداوندا! انتقام او را بگیر و حق مسلم ایشان را بازگردان.» (۱)
«السلام علیک أیّتها «التقیة» النقیة، دورد بر تو اى زن پاکدامن و با تقوا!» (۲)
………………………………………………………………………………………………………………………….

پی نوشت ها :

۱- بحارالانوار، ج ۱۰۰، ص ۱۹۷، ر ۱۵ از مصباح‏الزائر.
۲- بحارالانوار ج ۱۰۰ ص ۱۹۹ ر ۲۰ از الاقبال ص ۱۰۰.

کلمات کلیدی : ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،