پنجشنبه ، ۴ اردیبهشت ۱۳۹۳
صفحه نخستارتباط با مادرباره ما
آمار مشاهده
اشعار شهادت حضرت زهرا(۲)
تاریخ : سه شنبه ، ۲۲ فروردین ۱۳۹۱ بازدید : ٣١٢٩

هرکس هرآنچه دیده اگر هرکجا تویی (مدح)  

هرکس هرآنچه دیده اگر هرکجا تویی
یعنی که ابتدا تویی و انتها تویی
بر تو خدا تجلی هر روزه می کند
آیینه ی تمام نمای خدا تویی
نام تو تولد توحید روشنی است
ای مادر پدر غرض از روشنا تویی
چیزی ندیده ام که تو در آن نبوده ایی
تا چشم کار کرد ای آشنا تویی
نسل ولایت از تو نشسته چنین به بار
سرچشمه فقاهت آل عبا تویی
غیر از علی نبود کسی هم تراز تو
غیر از علی ندید کسی تا کجا تویی
تو با علی و با تو علی نور واحدید
نقش علی است در دل آیینه یا تویی
شوق شریف رابطه های زلال وحی
روح الامین روشن غار حرا تویی
ایمان خلاصه در تو و مهر تو می شود
مکه تویی مدینه تویی کربلا تویی
پیچیده در سراسر هستی ندای تو
تنها صدا بماند اگر آن صدا تویی
گفتم تو ای بزرگ خطای مرا ببخش
لطفت نمی گذاشت بگویم شما تویی
باری کجاست بقعه ی سبز ضریح تو
بر ما بتاب روشنی چشم ما تویی

****************************************************************

آسمونه بی سامون امشب تاره (نوحه)   

آسمونه بی سامون امشب تاره

از ستاره ها تاریکی می باره

تا سحر چشای خسته بیداره

گلاب چشمای زینب

شبیه چشمه می جوشه

تاریکی هم از راه اومد

چراغ خونه خاموشه

کاش به جای تو، من می مُردم مادر

بین کوچه سیلی می خوردم مادر

از سکوت پُر معنای این ماتم

پُر شده فغان در سینه عالم

اشکه بی صدا می باره چون شبنم

یه باره دیگه از بین خاک

پا شو یتیمی مو ببین

راحت بخواب امشب مادر

تو سینه ی سرده زمین

دیگه پُر شده جام صبرم مادر

خونه میشه بعد از تو قبرم مادر

کاش به جای تو، من می مُردم مادر

بین کوچه سیلی می خوردم مادر

سینه ی کبوده صحرا بی تابه

پیکری به زیر نور مهتابه

چشمای یه شهرِ بی خبر، خوابه

چه جوری رو قلب خونیت

آروم بگیره بعد از تو

چقدر دعا کردیم مادر

بابام نمیره بعد از تو

سینه ی حسینت می سوزه مادر

چشماشو به بستر می دوزه مادر

مــــــــــــادر مــــــــــــــــــادر مـــــــــــــــــــــــــــــادر

****************************************************************

الهی مادرم زهرا جوان است (نوحه)  

کنار یک بستر خونین، زینب عزا گرفته

برا شفای مادرش، دست به دعا گرفته

الهی مادرم زهرا جوان است

چرا پس قامتش همچون کمان است

چرا از زندگانی سیر گشته

چرا اندر جوانی پیر گشته

الهی مادرم زهرا جوان است

مدینه محشر کبری به پا شد

ببین مزد رسالت چون ادا شد

غلاف تیغ باعث شد که زهرا

ز دامان علی دستش جدا شد

الهی مادرم زهرا جوان است

****************************************************************

ای به دردم چشم بیمارت طبیب (نوحه) 

ای به دردم چشم بیمارت طبیب

مانده ام مضطر بخوان اَمَّن یُجیب

ای که با من بسته ای لب در کلام

پلک بر هم می زنی جای سلام

ای کتاب عشق من، بسته مشو

مثل مَردم از علی خسته مشو

می روی نزدِ رسول کردگار

تو سرافرازی ولی من شرمسار

تا ابد مجروح زخم کاری ام

وااای من، از این امانت داری ام

ای تمام عشق و ای یار علی

ای تمام عشق و بانوی علی

لرزه افتاده به زانوی علی

خانه را عاری ز خوشحالی مکن

فاطمه، پشت مرا خالی مکن

می روی ای بهر عصمت را عروس

جای من لب های محسن را ببوس

****************************************************************

یه گل یاس شکسته شاخه هاش از هم گسسته (نوحه)   


یه گل یاس شکسته شاخه هاش از هم گسسته

باغبون خسته ی خسته کنار گلش نشسته

گل یاس یاس بهشته روی گلبرگاش نوشته

که فقط تو این زمونه عشق حیدر منو کشته

فاطمه آروم جونم گل یاس قد کمونم

دعا کن اگه تو رفتی دیگه من زنده نمونم

ای همیشه همنشینم ای امیرالمومنینم

دعا کن تا من بمیرم اشک چشماتو نبینم

بعد تو سیاهی بخته زندگی بی تو چه سخته

بمیرم که از لب تو خون میریزه لخته لخته

مادر مادر وای مادر

مادر مادر وای مادر

سه ماهه که چشمای من روی مادرو ندیده

چادری که رنگ خاکه روی صورتش کشیده

سه ماهه واسه عیادت در این خونه نخورده

سه ماهه با دست مادر به موهام شونه نخورده

سه ماهه تنور خونه دیگه خاموشه و سرده

تا نفس میکشه مادر نفسش برنمیگرده

هنوزم به زیر چادر بدنش داره میلرزه

میبینم تو خواب حسنش داره میلرزه

وقتی خواب میاد به چشمام شبایی که غم میارن

میبینم موهامو بافته دستایی که جون ندارن

سه ماهه عزا گرفتی چرا پا نمیشی از جا

سه ماهه عزا گرفتی چرا پا نمیشی از جا

مادر مادر وای مادر

مادر مادر وای مادر

****************************************************************

دستِ مادر تو دستای من می لرزه (نوحه)  

دستِ مادر تو دستای من می لرزه، میلـــــرزه
چشم مادرتو چشمای من می لرزه، میلــــــرزه
خدایـــــــــا، کمکم کن مادرم رو برسونم، درِ خونه
زمین و روی چادر، روی معجر، روی دیوار، پرِ خونِ واااای

آسمون بارون شده وااای
دل دریا خون شده وااای
خدا هم گریون شده وااای
واااای، مادرم ای وااای مادرم

کسی تو مدینه، به یاری ما نمیرسه
چه قیامتیه، صدا به صدا نمیرسه
یه طرف آتیش دل، یه طرف آتیش هیزم
یه طرف گریه ی ما، یه طرف خنده ی مردم

درِ آتیش گرفته                               رو صورت مادرُم…..

تا کنون لاجرعه از غم خورده ای؟؟
تا کنون سیلی محکم خورده ای؟؟

مادرت را سوی خانه برده ای؟؟
گوشواره دانه دانه …..

****************************************************************

نگاه بی رمقت شده قاتل جونم (نوحه)   

نگاه بی رمقت شده قاتل جونم وای وای وای وای

بدون تو نمی خوام دیگه زنده بمونم وای وای وای وای

روزا دلم میگیره شبا روضه می خونم وای وای وای وای

میام تو خونه می بینم اشک زینب و آتیش میگیره سر تا به پای حیدر وای وای وای وای

زبون گرفته که می خوام امشب به جای بالش سرمو بزارم رو دست مادر وای وای وای وای

دلم پر از درده وای وای وای وای بعد تو بانو علی دیگه شب گرده وای وای وای وای

نگاه بی رمقت شده قاتل جونم وای وای وای وای

بدون تو نمی خوام دیگه زنده بمونم وای وای وای وای

روزا دلم میگیره شبا روضه می خونم وای وای وای وای

سه ماهه که سحرا واسه من شب تاره وای وای وای وای

سه ماهه که خونمون پر ابر بهاره وای وای وای وای

توی خونه شب و روز دیگه فرقی نداره وای وای وای وای

دلم نمی خواد به خاطر من یه شب دیگه ، تو زندون بسترت بمونی وای وای وای وای

دارم می بینم که با چه دردی بعد نمازت برای دل من دعا می خونی وای وای وای وای

شب شب جنونه وای وای وای وای بعد تو بانو خونه میشه ویرونه وای وای وای وای

نگاه بی رمقت شده قاتل جونم وای وای وای وای

بدون تو نمی خوام دیگه زنده بمونم وای وای وای وای

روزا دلم میگیره شبا روضه می خونم وای وای وای وای

میدونی من میمیرم تا چشات میشه بسته وای وای وای وای

دووم بیار یه شب و میدونم شدی خسته وای وای وای وای

کبودی روی تو کمرم رو شکسته وای وای وای وای

نگاه بی رمقت شده قاتل جونم وای وای وای وای

بدون تو نمی خوام دیگه زنده بمونم وای وای وای وای

روزا دلم میگیره شبا روضه می خونم وای وای وای وای

****************************************************************

الا بذکر الله تطمئن القلوب (نوحه)  

الا بذکر الله تطمئن القلوب

خورشید امید ما شده همرنگ غروب

سلام بابا بی جوابه

روی دستاش جای طنابه

دلا از غم کبابه

عیبی نداره ما هم خدایی داریم

همه نفسا مونده تو سینه

تو استراحت همه مردم صدا نمیاد از مدینه

تو مدینه تو یه خونه

صدای ناله های خسته

کبوترهای پر شکسته

تو حیاطی فرشته هایی

که دسته دسته

میان از اوج آسمونا

همگی همنوای لبهای بچه هایی

که میخونند برای مادر برای زهرا

همه خوابند و ما بیدار و خسته اما

عیبی نداره ما هم خدایی داریم

سلام بابا بی جوابه

روی دستاش جای طنابه

دلا از غم کبابه

عیبی نداره ما هم خدایی داریم

الا بذکر الله تطمئن القلوب

خورشید امید ما شده همرنگ غروب

تن مجروح مادری که تو عمق خوابه

خوشی بچه ها و مادر عین سرابه

دلا لبریز التهابه و زمین و آسمون در اضطرابه

بیان بیان تشییع جنازه ثوابه

یه صدای ضعیفی که به گوش عالم میرسه

صدای قطره های آبه

یه نفر گرم غسل بانوی عالمینه تنهای تنها

میخونه روضه زهرا

میخونه روضه زیر لبها

عیبی نداره ما هم خدایی داریم

الا بذکر الله تطمئن القلوب

خورشید امید ما شده همرنگ غروب

سلام بابا بی جوابه

روی دستاش جای طنابه

دلا از غم کبابه

عیبی نداره ما هم خدایی داریم

امون از دست این دل

بریز آب روان اسما به روی پیکر زهرا

ولی آهسته آهسته ولی آهسته آهسته

روی دست یه دخترکی که غصه داره بیقراره

یه کفن میبینم و نگاه دختر به رخ شاه بی کفن

میگه خواهر برات بمیرم بی کفن اما

عیبی نداره ما هم خدایی داریم

****************************************************************

بارونه بارونه بارونه ، چشمامون برا تو گریونه (زمینه)  

بارونه بارونه بارونه

چشمامون برا تو گریونه

لبها با غم تو می خونه

وااای وااای مادر ای مادر

دلهامون بی سر و سامونه

تو سینه، ماتم هجرونه

دردامون همه بی درمونه

وااای وااای مادر ای مادر

پاره پاره شد از زهر دل من

خاطره ی دل شد قاتل من

تاب و تب دارم

خون به لب دارم

به پیش چشم زینب روی خاک افتادم

شدم راحت که رفتن شد مبارک بادم

به یاد سینه ی مادر

سر قاسم، سر اکبر

به روی سینه دارم

وااای وااای مادر ای مادر

خانه ی عزا شد، خانه ی من

به کودکی خم شد، شانه ی من

غم اسیرم کرد

غصه پیرم کرد

غم هجرون مادر مو سپیدم کرده

میان کوچه ها دشمن شهیدم کرده

شبیه غنچه پژمردم

همان جا که زمین خوردم

به راه خانه مُردم

وااای وااای مادر ای مادر

نمی رود از یادم به خدا

روزی که به راه خانه ی ما

در میان راه

بی رمق شد ماه

همان جا قلب بی تاب من از کار افتاد

زمین لرزید و مادر پای دیوار افتاد

از آن دَم تا دَمِ آخر

به روی چهره ی مادر

ندیدم خنده دیگر

وااای وااای مادر ای مادر

****************************************************************

ناله ی حسن، واویلا داد بی صداست، واویلا (زمینه)   

در میون کوچه ها، محشری شد به پا

از صدای حسین، کوچه شده کربلا

آتیش از در، می ره بالا

پشت در افتاده زهرا

ابری تیره بر رخ ماه

خون گرفته چشم مولا

از در خونه تا مسجد

ازدحامِ از تماشا

ناله ی حسن، واویلا داد بی صداست، واویلا

ناله ی حسین، واویلا مادرم کجاست، واویلا

مونده زیر دست و پا، حرمت فاطمه

شعله می باره از، غربت فاطمه

گریه سهم آسمونه

سهم کوچه، خاک و خونِ

سهم زهرا تازیونه

سهم مردم بی وفایی

سهم زینب بی قراری

بین کوچه نیمه جونه

مسجد النبی، واویلا زیر و رو میشه، واویلا

وقتی با علی، واویلا  رو به رو میشه، واویلا

ناله ی حسن، واویلا               داد بی صداست، واویلا

ناله ی حسین، واویلا             مادرم کجاست، واویلا

رو لب یهودی ها، قصه ی خیبره

کوچه شرمنده از، دستای حیدره

این سپاه بی دلاور

این نبرد نابرابر

کرده شهرو مثل محشر

پیش چشم مرد خیبر

یاس خونه ش میشه پرپر

سرخِ سرخِ چشم حیدر

بار غم روی، واویلا     شونه ی علی، واویلا

قتله گاه شده، واویلا  خونه ی علی، واویلا

ناله ی حسن، واویلا               داد بی صداست، واویلا

ناله ی حسین، واویلا             مادرم کجاست، واویلا

****************************************************************

شب ها تو خونه، بی مادری غوغا می کنه (زمینه)  

شب ها تو خونه، بی مادری غوغا می کنه

با این بهونه، کی عقده هاشو وا می کنه

چشما، بی خوابه

دل ها بی تابه

ظرف اربابم، بی آبه

زینب، سر روی پای حسین می ذاره

اشکاش، گریه ی عالمو در می یاره

گوشه به گوشه پُر از هجوم خاطره ها

لبخند مادر، توی تمومه منظره ها

خونه افسرده

گل ها پژمرده

گیسوی زینب

شونه نخورده

مولا، پنهونی اشکاشو پاک می کنه

غصه، امشب علی رو هلاک می کنه

چشما، بی خوابه

دل ها بی تابه

ظرف اربابم، بی آبه

با این که هجرون، هنوز نمی شه باورشون

دارن می میرن سر مزار مادرشون

زهرا پرپر شد

مولا مضطر شد

حسین، داداشاش

زینب مادر شد

زینب، سنگ صبورِ برا حسین

زینب، یار برادر بی کفنش

چشما، بی خوابه

دل ها بی تابه

ظرف اربابم، بی آبه

****************************************************************

ناله ناله، صدای مادر، بین آتیش بین دوده (زمینه)  

از تیغه ی تیز باد خزون

می ریزه گلبرگ های یاسمون

چشم های زهرا از روی علی

مثل ابر سرخِ تو آسمون

ناله ناله، صدای مادر، بین آتیش بین دوده

شاخه شاخه، گل شکسته، یا سیاهِ یا کبودهِ

طناب روی، دستای علی

طوفان و موج، دریای علی

همه خوشیِ، دنیای علی

ماه تمومه، شب های علی

به روی خاک، به پای علی

مادر ما و زهرای علی

کاسه ی خونِ چشمای علی

ضربه ضربه، غلاف تیغ و روی و پهلو، دست و بازو

دسته دسته، فرشته ها در، زیر و دست و پای بانو

ناله ناله، صدای مادر، بین آتیش بین دوده

شاخه شاخه، گل شکسته، یا سیاهِ یا کبودهِ

دشمنا علی رو بردند

تو کوچه ها علی رو بردند

به پیش چشمای غریب و آشنا، علی رو بردند

از توی شعله ها، علی رو بردند

با اشک و ناله ها، علی رو بردند

میون خنده ها، علی رو بردند

جلوی چشم بارونی بچه ها، علی رو بردند

یکی نَزَد صدا، میون کوچه ها، که چرا علی رو بردند

یکی جونش به لب اومده

به زیر دست و پا، علی رو بردند

گریه گریه، چشای زینب، ابر اشک عالمینه

پاره پاره، دلای گریون، غصه هاشون از حسینِ

ناله ناله، صدای مادر، بین آتیش بین دوده

شاخه شاخه، گل شکسته، یا سیاهِ یا کبودهِ

****************************************************************

من بی قرار روضه ی زهرای اطهرم    

من بی قرار روضه ی زهرای اطهرم
خدمتگزار روضه ی زهرای اطهرم
روزی که روزی همه را داد ذوالمنن
بر من ولای فاطمه را داد ذوالمنن
با مهر او حوالی عشق خدا شدم
دیوانه ی ولای علی مرتضی شدم
با مهر او حیات مجدد گرفته ام
اسلام واقعی ز محمد گرفته ام
یک شب که خواب آمد و هست مرا گرفت
دیدم نگار آمد و دست مرا گرفت
فارغ دلم ز فکر غم انتظار کرد
آمد قرار سینه مرا بی قرار کرد
روح مرا به وادی عشق خدا کشید
در مجلس منوری از انبیا کشید
دیدم تمام در بر آدم نشسته اند
با احترام محضر خاتم نشسته اند
آنجا خلیل خادم و جبرئیل سینه زن
موسی کلیم همره او مانده از سخن
عیسی مسیح گوشه ای از مجلس خدا
در زمزمه بیا قمر نرگس خدا
ناگه نگار بر سر منبر نهاد پا
این گونه گفت مدحت زهرای مصطفی
بسم اللهش سلام به زهرای عشق بود
روضه نبود جنت اعلای عشق بود
بعد از سپاس خالق یکتا امیر عشق
گفتا سلام مادر خیر کثیر عشق
اول سلام بر سکنات الهی ت
دوم سلام بر وجنات الهی ت
سوم سلام بر دل پر از خدای تو
بر دست های زخمی و مشکل گشای تو
چهارم سلام بر همه ی جلوه های تو
بر گریه های نیمه شب و ربنای تو
پنجم سلام بر تو و بابات مصطفی
بر همسر غیور و صبور تو مرتضی
مادر سلام بر تو و اولاد پاک تو
مانده هنوز مخفی از خلق خاک تو
مادر سلام بر همه ی غصه های تو
بر غربت مدینه ی کرب و بلای تو
مادر سلام بر خم ابروی زخمیت
بر پهلوی شکسته و بازوی زخمیت
مادر سلام بر تو و تابوت چوبیت
بر آفتاب دیده ی پاک و غروبیت
مادر سلام بر همه ی ناله های تو
آتش گرفت خاک زمین زیر پای تو
اینجای روضه یار گریبان درید و گفت
آه از درون سینه ی خسته کشید و گفت
مادر سلام بر تو و حیدر که شب نخفت
بر غنچه ای که در وسط شعله ها شکفت
فریاد وای از همه ی انبیاء بلند
آواز آه از دل عرش خدا بلند
اما سخن میان زبانها ادامه داشت
او می سرود روضه و غوغا ادامه داشت
ناگه کلام رنگ خدایی تری گرفت
شوری عجیب مجلس پیغمبری گرفت
زهرا اگر نبود خدا عالمی نداشت
زهرا اگر نبود علی پرچمی نداشت
زهرا اگر نبود تکامل فسانه بود
حتی خدا بدون دلیل و نشانه بود
زهرا اگر نبود سعادت سراب بود
فریاد وا خدا به خدا بی جواب بود
زهرا اگر نبود هدایت ضلال بود
فهمیدن نجات و تعالی محال بود
زهرا اگر نبود شفاعت خرافه بود
حتی قلم ز جرم خلایق کلافه بود
زهرا اگر نبود ولایت هلاک بود
دین خدا و عشق علی زیر خاک بود
زهرا اگر نبود کسی سینه زن نبود
از شور و عشق و نغمه ی مستی سخن نبود
کم کم اذان صبح شد و حرف ناتمام
مولا نمود بحر نماز شبش قیام
ناگه به خویش آمدم و غرق التهاب
دیدم که خواب بودم و با چشم پر ز آب
روی لبم نوای غریبانه ای نشست
بغضم به یاد خواب خوش دیشبم شکست
گفتم سلام مادر اعجاز فاطمه
سوز مرا به گریه نما ساز فاطمه

****************************************************************

چشمی شبیه چشم تو گریان نمی شود (مرثیه)  

چشمی شبیه چشم تو گریان نمی شود
زهرا حریف چشم تو باران نمی شود
گیرم که نان بعد خودت هم درست شد
نان بدون فاطمه که نان نمی شود
برخیز و باز مادری ات را شروع کن
فضه حریف گریه ی طفلان نمی شود
بدجور جلوه کرده کبودی چشم تو
طوری که زیر دست تو پنهان نمی شود
معجر بزن کنار و علی را نگاه کن
خورشید زیر ابر که تابان نمی شود
فهمیده ام ز سرفه ی سنگین سینه ات
امشب نفس کشیدنت آسان نمی شود
ای استخوان شکسته ی حیدر چه می کنی؟
با کار خانه زخم تو درمان نمی شود
من خواهشم شده ست که زهرای من بمان
تو با اشاره گفتی علی جان نمی شود
گفتم که روی خویش عیان کن ببینمت
گفتی به یک نگاه به قرآن نمی شود

****************************************************************

با رفتنش تمامی غم ها به من رسید (مرثیه)   

با رفتنش تمامی غم ها به من رسید
درد دو ماه فاطمه یکجا به من رسید
اول قرار  بود که باهم سفر کنیم
رفتن به او رسید و تمنا به من رسید
بی او شکست خورده ی تاریخ میشدم
با فاطمه، ولایت عظمی به من رسید
آخر نشد طبیب برایش بیاورم
حسرت ز درد ام ابیها به من رسید
او رو سپید شد که بلا را به جان خرید
خجلت ز روی حضرت طاها به من رسید
یادم نمی رود که چگونه تلاش کرد
در زیر تازیانه ی اعدا به من رسید
در طول زندگانی از خود گذشته اش
یا به خدا و یا به نبی یا به من رسید
هرچند آستین به دهان ناله می زدند
اما صدای زینب کبری به من رسید
تقسیم کار خانه به نفع علی نبود
وای از دلم که شستن زهرا به من رسید
از بس غریب بودم و بی کس به وقت دفن
تسلیت از خدای تعالی به من رسید
اهل مدینه راحت و آرام خفته اند
بیداری همیشه ی شبها به من رسید
نه اینکه دست خویش کشیدم به زخم او
زخمش ز بسکه بود هویدا به من رسید

کلمات کلیدی : ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،