جمعه ، ۲۹ فروردین ۱۳۹۳
صفحه نخستارتباط با مادرباره ما
آمار مشاهده
اشعار حضرت رقیه (س)
تاریخ : پنجشنبه ، ۱۰ آذر ۱۳۹۰ بازدید : ٣٣١٨

مجنون شبیه طفل تو شیدا نمی شود (مرثیه)

  
مجنون شبیه طفل تو شیدا نمی شود
زین پس کسی بقدر تو لیلا نمی شود
درد رقیه تو پدر جان یتیمی است
درد سه ساله تو مداوا نمی شود
شأن نزول رأس تو ویرانه من است
دیگر مگرد شأن تو پیدا نمی شود
بی شانه نیز می شود امروز سر کنم
زلفی که سوخته گره اش وانمی شود
بیهوده زیر منت مرحم نمی روم
این پا برای دختر تو پا نمی شود
صد زخم بر رخ تو دهان باز کره اند
خواهم ببوسم از لبت اما نمی شود
چوب از یزید خورده ای و قهر با منی
از چه لبت به صحبت من وا نمی شود
کوشش مکن که زنده نگهداری ام پدر
این حرف ها به طفل تو بابا نمی شود

**********************************************************************

در دلش قاصدکی بود خبر می آورد (مرثیه) 

در دلش قاصدکی بود خبر می آورد
دخترت داشت سر از کار تو در می آورد
همه عمرش به خزان بو ولی در این حال
اسمش این بود نهنهالی که ثمر می آورد
غصه می خرد ولی ید تو تسکینش بود
هر غمی داشت فقط نام پدر می آورد
او که می خواند تو را قافله ساکت می شد
عمه ناگه به میان حرف سفر می آورد
دختر و این همه غم آه سرم درد گرفت
یک نفر آن طرف انگار که سر می آورد
قسمت این بود که یک مرتبه خاموش شود
آخر او داشت سر از کار تو در می آورد

**********************************************************************

دوره ی غربت دلم سر شد (مدح) 

دوره ی غربت دلم سر شد

آسمان و زمین منور شد

حال و روز خراب دیروزم

با کرامات عشق بهتر شد

دام و دانه نشان من دادند

خود به خود این دلم کبوتر شد

مثل یک آسمان بارانی

چشمم از شوق مقدمی تر شد

بار دیگر حسین بابا شد

و عروس مدینه مادر شد

دختری را که عمه بوسیده

روی دست حسین خوابیده

آمده دختری که باباییست

خنده های پدر تماشاییست

چقدر کودکانه تا دم صبح

عمه گرم نوای لالاییست

بین گهواره ی دو دست عمو

چه پری قشنگ زیباییست

بی جهت دل نبرده از بابا

چقدر خنده هاش رویاییست

حضرت فاطمه دوباره رسید

قد و بالای او چه زهراییست

باید این ناز را عمو بخرد

دخترک آمده که دل ببرد

ماه شبهای خانه رویش بود

عطر یاسی میان مویش بود

گل سر داشت از ستاره ی شب

عالمی مست های و هویش بود

هر زمانی که میل بازی داشت

جای او شانه ی عمویش بود

علی اکبر شبانه می آمد

پیش خواهر و قصه گویش بود

چادرش چه ناز سر می کرد

بوسه های پدر به رویش بود

رشته ی جان عمه گیسویش

هدیه های عمو النگویش

دختری که نگار بابا بود

در نگاهش هزار دریا بود

صورتش را نسیم می بوسید

صورتی را که مثل زهرا بود

گیسوانش به دست شانه ی عشق

هر زمانی که پیش بابا بود

ساعتی که با عمویش بود

چقدر لحظه هاش زیبا بود

کس ندیدست که زمین بخورد

جایگاهش همیشه بالا بود

غصه با بی کسی تبانی کرد

آرزوهاش را خزانی کرد

**********************************************************************

مــن، میرم از این خرابه (نوحه)

من خسته، عمه خسته             غم رو قلبمون نشسته

من کتک می خوردم اما              بال و پر عمه شکسته

زحمتم برای عمه ست              دلخوشیم صدای عمه ست

بــــــــالشِ خوابم،                     پای عمه ست

مــن، میرم از این خرابه              شاید عمه بخوابه

شاید عمه بخوابه                      آخه موندن من عذابه

اشکای حسرت من                   میگه از مصیبت من

ردّ دست بی حیایی                   مونده روی صورت من

دختره سه ساله پیره                 عمه دستمو میگیره

شفا نمی خوام                         خیـــــــلی دیره

من دردم، دوام تو هستی          زخمم، شفام تو هستی

زخمم، شفام تو هستی            دعای نیمه شبام تو هستی

من میرم از این خرابه                 شاید عمه بخوابه

شاید عمه بخوابه                      آخه موندن من عذابه

بابا، بیا منو ببر                           بابا، بیا منو ببر

عمه، بی صبر و تابم                  باباجون اومد به خوابم

داشت دعام می کرد برای         حفظ چادر و حجابم

گفتم که غمت نباشه                 جونِ دخترت، حیاشه

جونِ دخترت، حیاشه                  چادرم هنوز سر جاشه

هرچه می کنن اشاره                 بر این چادر پاره

بر این چادر پاره                          میگم این تاج افتخاره

من میرم از این خرابه                 شاید عمه بخوابه

شاید عمه بخوابه                      آخه موندن من عذابه

بابا، بیا منو ببر                           بابا، بیا منو ببر

**********************************************************************

بابا به این خانه بنگر غریبانه  

 

بابا به این خانه بنگر غریبانه

خاک زمین گشته محفلم مثل این دلم

جای دخترت ویرانه ویرانه

امون از دلم بابا خون شد دلم بابا

موی یتیمانت جانت بازآ و کن شانه

بر شمع نورانی سرت خون حنجرت

جان من شده پروانه پروانه

امون از دلم بابا خون شد دلم بابا

یک شب بیا منزل من روشن نما محفل من

دستی بکش بر دل من

آتش گرفت مویم بین چشم کم سویم

از درد پهلویم رویم هر دم زنم ناله

اما ز دستان ساربان طعن شامیان

جان نمیبرم دردانه دردانه

امون از دل زینب داد از دل زینب

**********************************************************************

خرابه چراغونه امشب (نوحه)

خرابه چراغونه امشب

قناری غزل خونه امشب

موهام فرش مهمونه امشب

دلم خونه امشب

بابا نبودی ببینی پر معجرم سوخت

بابا نبودی ببینی که موی سرم سوخت

بابا نبودی ببینی که خاکسترم سوخت

نبودی ببینی پرم سوخت

لبام دیگه خندونه امشب

ولی چشما گریونه امشب

بابام گفته میمونه امشب

دلم خونه امشب

بابا نبودی ببینی که دستامو بستن

بابا نبودی ببینی دلم رو شکستن

بابا نبودی ببینی چی اومد سر من

سرم رو شکستن

شب باد و بارونه امشب

پریشونه این خونه امشب

دیگه رفتن آسونه امشب

دلم خونه امشب

بابا نبودی ببینی رو خارا دویدم

بابا نبودی ببینی که زهرا رو دیدم

بابا نبودی ببینی که من چی کشیدم

دویدوم بریدم

**********************************************************************

بابا بابا ببین شکسته شدم   

 

بابا بابا ببین شکسته شدم

عمو عمو بیا که خسته شدم

امون نمیده ابری که میباره رو گونه ام

دیگه رسیده وقتش که به لب بیاد جونم

عمه میدونه بابا جون منو میخوای ببری

برام میخونه با گریه تو عازم سفری

تا آخر راه به انتظارت میمونم

زیر لگدها نماز حاجت میخونم

بابا بابا ببین شکسته شدم

عمو عمو بیا که خسته شدم

به من همیشه میگفتی دختر باهوشم

بیا ببین که اسمم هم شده فراموشم

سکینه گفته تا رفتی تو خیمه خوابیدم

یادم نرفته خوابی که تو خیمه ها دیدم

میون خیمه دعای بارون یادمه

بارون تیر و مشک عمو جون یادمه

شب سیاه و دشت پر از خون یادمه

تپش تپش تو رو صدا میزنم

نفس نفس خدا خدا میزنم

تا آخر راه به انتظارت میمونم

زیر لگدها نماز حاجت میخونم

بابا بابا ببین شکسته شدم

عمو عمو بیا که خسته شدم

دست خودم نیست از چشمام دشمنا میترسن

ولی بدم نیست چون دشمن فراریه از من

با برق چشمام میجنگم تا وقتی که زنده ام

نمیشه لب هام باز اما نمرده لبخندم

وقتی میخندم چرا همه زار میزنن

تا میرم از حال سرو به دیوار میزنن

من از پی تو همه به دنبال منن

لباسمو میسوزونه نفسم

قدم قدم دارم به تو میرسم

تا آخر راه به انتظارت میمونم

زیر لگدها نماز حاجت میخونم

**********************************************************************

همه امید بچه ها …عمه   

همه امید بچه ها …عمه
نشد از ما دمی جدا عمه
تا عمو در کنار علقمه ماند
شد ابلفضل خیمه ها عمه
پدرم روی خاک و نیمه ی شب
از پی بچه ها دوتا عمه
هر طرف ناله در بیابان بود
شد همه دشت یک صدا: عمه!
عمه از خیمه تا به مقتل رفت
گفتم عمه نرو   …   کجا عمه؟
شبی از ناقه تا که افتادم
ناله کردم بیا    بیــــا عمه ….
مانده ام بانویی که آن شب بود
مادرم فاطمه است یا عمه؟
هر کجا تازیانه بالا رفت
زود تر گشت جان فدا عمه
شهر تا ازدهام شد طفلی
داد زد زیر دست و پا عمه
کاش عمو بود تا که در نورش
بکشد خار پای ما عمه
تا نبینیم گریه ی هم را
من جدا گریه و جدا عمه
دیشبی را دلم به دریا زد
شکوه آغاز کرد با عمه
که مگر نیست احترام یتیم
آیه ی مصحف خدا عمه؟
پس چرا اهل شام مسخره کرد
گریه های یتیم را عمه؟
سایه ات مستدام بر سر من
ای علمدار کربلا عمه!
راستی مرگ خود طلب کردی
من بمیرم…. شما چرا عمه؟