شهادت امام رضا علیه السلام

به هرترتیب، امام رضا(ع) وارد شهر مرو، مقر حکومت مأمون شد. مأمون مجلسی آراست و در آن امام را در مراسمی رسمی ، به ولی عهدی خود منصوب کرد. حضرت در آن مجلس، حکم مأمون را گرفته، بر آن یادداشتی نوشت و با تیزبینی و درایتی که برخاسته از مقام امامت ایشان بود، به ارزشهای والای اسلامی اشاره نمود و در برابر دسیسه ای که مأمون چیده بود با یاد و نام اهل بیت علیهم السلام، حقانیت ایشان و تصریح به عمر کوتاه خود، فهماند که این منصب را با انگیزه شخصی نپذیرفته و تنها عامل قبول این سمت، پافشاری مأمون بوده است.
برخوردهای حکیمانه امام با این مسأله، چه در طول سفر و چه در ایام اقامت در مرو، سبب شد تا بر خلاف پندار مأمون، امام بیش از گذشته در میان مردم شناخته شود و در دل ایشان جای گیرد.. این امر موجب این شد که مأمون در فاصله ای نه چندان دراز، از ترفند شکست خورده خود احساس ناراحتی کند و در اندیشه محدود ساختن فعالیت های امام و حتی از میان بردن ایشان فرو رود.
یکی از نشانه های این امر، جلوگیری وی از برپایی نماز عید فطر به امامت حضرت رضا علیه السلام است.
دو تن از شاهدان، واقعه را چنین روایت کرده اند:
عید فطر فرا رسید… مأمون _ شاید _ به دلیل بیماری ، به امام رضا(ع) پیام داد که نماز عید را به جای وی برپا دارد. امام، بر پایه آن چه قبلاً شرط کرده بود که در مراسم حکومتی دخالت نکند، از قبول این امر خودداری ورزید. اما مأمون پیک فرستاد که هدف از این پیشنهاد، تثبیت امر ولایت عهدی شماست و دوست دارم مردم به این وسیله اطمینان پیدا کنند که ولایتعهدی را براستی پذیرفته ای !
امام پیشنهاد وی را پذیرفت به این شرط که نماز را همچون جدّش رسول خدا (ص) برپا دارد. مأمون هم قبول کرد و دستور داد تا نظامیان و درباریان و همه مردم صبح روز عید نزدیک خانه امام گرد هم آیند و امام را از منزل تا محل نماز همراهی نمایند.
امام از خانه خارج شد، در حالی که خود را خوشبو ساخته، عبایی بر دوش انداخته، عمامه ای بر سر نهاده، عصایی در دست گرفته و با پای برهنه، با گامهایی استوار رهسپار شد تا نماز عید را بخواند. امام که تکبیر می گفت، فریاد تکبیر مردم در سراسر شهر طنین انداخت، نظامیانی که سواره بودند از مرکب پیاده شدند، و همه به پیروی از امام، پای خویش را برهنه ساختند.
فضل بن سهل، وزیر زیرک مأمون، با دیدن این صحنه، خود را به خلیفه رساند و مأمون را از جوّ شهر آگاه ساخت و یادآور شد که اگر این گردهمایی ادامه یابد، جایگاه خلیفه در دیدگاه مردم از ارجمندی می افتد و همه دلها به امام می گرود. پس مأمون نیز فرمان داد که امام را از نیمه راه بازگرداندند و نماز اقامه نشد.
در بازگشت، امام با اندوه بسیار فرمود:
بارخدایا! اگر وضعیت کنونی جز با مرگ من دگرگون نمی شود، هم اینک در آن شتاب فرما!
شهادت امام رضا علیه السلام
مأمون که روز به روز گرایش بیشتر مردم به امام رضا(ع) را می دید، در برابر هم مسلکان خود، یعنی خاندان عباسی هیچ بهانه ای نداشت. پس تصمیم گرفت راهی بغداد شود تا از نزدیک با ایشان به گفت و گو بنشیند.
اما آیا او در این سفر چه ارمغانی برای آنان به همراه داشت؟
آیا می توانست امام را از ولایتعهدی برکنار کند؟
آیا می توانست بیعت گسترده ای که از مردم گرفته بود، نادیده بگیرد؟
آیا می توانست واکنش مردم به برکناری امام را تحمل کند؟
آیا می توانست در برابر ناخرسندی انبوه شیعیان و پیروان امام، دلیل قانع کننده ای بیاورد؟
این جاست که باردیگر مأمون چهره واقعی خود را نمایان می سازد و به خشونت پنهان و سیاست بازی روی می آورد.
او نخست، وزیرش فضل بن سهل را می کشد و بر جنازه او اشک می ریزد و برای یافتن قاتلان او جایزه تعیین می کند و آن گاه که آنان را دستگیر می کنند، آنان شهادت می دهند که مأمون خود به این کار فرمان داده است، اما او ناباورانه آنان را می کشد.
سپس برنامه حذف امام رضا(ع) را دنبال می کند، اما می کوشد که این برنامه را به گونه ای عملی سازد که دامان خود او از این امر پاک نشان دهد. پس در راه سفر به بغداد، در توس توقف می کند و در همان جا با خوراندن انار یا انگور زهرآلود به حضرت، امام رضا(ع) را مسموم می سازد و مانند آن چه پس از قتل فضل بن سهل کرد، در این جا نیز بر پیکر پاک امام اشک می ریزد و حضرت را در کنار قبر پدر خود هارون الرشید دفن می کند.
امام رضا(ع) پیشتر، شهادت خود به دست مأمون را به برخی از یاران خود گوشزد کرده بود. از جمله یک بار به دو تن از اصحاب خویش فرموده بود:
اینک هنگام بازگشت من به سوی خدا فرا رسیده و زمان آن است که به جدم رسول خدا(ص) و پدرانم بپیوندم. تومار زندگی ام به انجام رسیده است. این حاکم خودکامه (مأمون) تصمیم گرفته است که مرا با انگور و انار مسموم به قتل برساند.
در میان نقل قول های گوناگون درباره روز و ماه و سال شهادت امام رضا(ع)، مشهورتر آن است که حضرت در روز جمعه، آخر ماه صفر سال ۲۰۳ هجری قمری به شهادت رسیده، در حالی که ۵۵ سال از عمر مبارک امام سپری شده است.
آیا می دانی از آن تاریخ تا کنون چند سال می گذرد؟
محل شهادت امام هم به گفته همه تاریخ نویسان، شهر توس و محل دفن ایشان نیز در باغ حمید بن قحطبه در سناباد بوده که بعدها (مشهد الرضامحل شهادت امام رضا علیه السلام) نام گرفته و اینک به نام مشهد شهرت دارد.

آری … دوست عزیزم!
گویا چنین مقدّر بود که فرزندی از نسل پاک پیامبر اکرم (ص) و امامی از امامان شیعه، در سرزمینی دور از مدینه پیامبر به شهادت رسد، تا مرقد نورانی اش قلب میلیونها انسان خداجوی دلباخته را به ولایت فراخواند و بارگاهش پناهگاه دلهای شکسته ای باشد که در این سوی خاک در پناه آن مزار با شکوه به آرامش رسند.
سلام بر هشتمین امام پاک!
سلام بر هشتمین جانشین پیامبر!
سلام بر او….
آن گاه که زاده شد…
آن گاه که مظلومانه به شهادت رسید..
و آن گاه که در اوج عظمت و شکوه، گام بر صحنه رستاخیز گذارد.

منبع : شبکه امام رضا (ع)

ارسال نظر

لطفا نظر خود را فارسی تایپ کنید