متن های کوتاه ویژه محرم

چشمان زمین دوباره تر خواهد شد
ماه از سر شب بدون سر خواهد شد25
تاریخ دوباره به خودش می لرزد
شق القمری بزرگتر خواهد شد . . .
::
::
بار بگشایید اینجا کربلاست
آب و خاکش با دل و جان آشناست
تا قیامت کربلا ماتم سراست
حضرت مهدی «حسان» صاحب عزاست
::
::

فقیر روی حسینم که قبله ام عشق است
گدای کوی حسینم که قبله ام عشق است
به لطف دوست منم از تبار احبابش
محب کوی حسینم که قبله ام عشق است
::
::
هر که مرا به روضه تو راه داده است
تاج محبت تو به فرقم نهاده است
از ابتدای خلقت حق در دو چشم ما
تصویری از عزای محرم فتاده است . . .
::
::

السلام ای وادی کرببلا / السلام ای سرزمین پر بلا
السلام ای جلوه گاه ذوالمنن / السلام ای کشته های بی کفن
::
::
هم «حیّ علی الفّلاح» او خونین بود
هم سجده بی سلاح او خونین بود
افسوس که چند ساعتی بعد نماز
پیشانی ذوالجناح او خونین بود . . .
::
::
قلبها برای آرامش
دستها برای حک کردن عشق بر روی سینه
عقل در انتظار جنون
نفس ها به شماره افتاده
آری “محرم” آمده . . .
::
::
السلام علیک یا أباعبدالله
وعلی الارواح التی حلت بفنائک علیکم منی جمیعا
سلام الله أبدا مابقیت وبقی اللیل والنهار
ولاجعله الله آخر العهد منی لزیارتکم
السلام علی الحسین
وعلی علی بن الحسین
وعلی أولاد الحسین
وعلی أصحاب الحسین
::
::
سلام من به محرم، محرم گل زهرا
به لطمه های ملائک، به ماتم گل زهرا . . .
::
::
اردوی محرم به دلم خیمه به پا کرد
دل را حرم و بارگه خون خدا کرد
::
::

یه جائیه تو دنیا همه براش می میرن / تموم حاجتا رو همه از می گیرن
بین دو نهر آبه ، یه سرزمین خشکه / شمیم باغ و لاله اش خوشبو ز عط مُشکه
شبای جمعه زهرا زائر این زمینه / سینه زن حسینه ، یل ام البنینه …
::
::

بمان که روشنی دیده ی ترم باشی
شبیه آیینه ای در برابرم باشی
هوای خیمه ی من بی نگاه تو سرد است
بمان که ممایه ی دل گرمی حرم باشی
تو آفتابی و بالای نیزه هم که شده
بمان که روشنی دیده ی ترم باشی

::

::

ماکه روز شب بسوزیم و گدازیم / دل فقط به عشق مولامون می بازیم
اگه از دنیا بریم بشیم بهشتی / تو بهشت بازم حسینیه می سازیم . . .
::
::
کربلا نشان داد که با شکیب در عطشی کوتاه، میتوان همیشه ی تاریخ را سیراب کرد . . .
::
::
دو دیده اشک، باران است، محرم

ز سوگ، جمله یاران است، محرم
جهان می بارد، اشک، داغ یاران

ز ظلم، نابکاران است، محرم…
::
::
هلال خون، مه خون، ماه اشک، ماه عزاست
عزای کیست؟ گمانم عزای خون خداست
خمیده قامت گردون، شکسته پشت فلک
روانه خون دل از چشم آدم و حوّاست
::
::
الحق که به ما درس وفا داد حسین (ع) / هر چیز که داشت بی ریا داد حسین (ع)
یعنی که تأملی کنید ای یاران / آن هستی خود زکف چرا داد حسین (ع)؟…
::
::
بر نیزه ، سری به نینوا مانده هنوز / خورشید ، فرا ز نیزه ها مانده هنوز
در باغ سپیده ، بوته بوته گل خون / از رونق دشت کربلا مانده هنوز . . .
::
::
صد نوا خیزد ز نای نینوایت، یا حسین / نغمه های عشق باشد در نوایت، یا حسین
میزند آتش، به قلب دوستانت دم به دم / داستان جانگداز کربلایت، یا حسین
::
::
دلم گردیده در بحر غمت غرق / مَنِه بین منو فرزند خود فرق
اگر عیبم بود کم سن و سالی / چرا پس گاهواره گشته خالی؟!
::
::
خود را چو ز نسل نور می نامیدند
رفتند و به کوی دوست آرامیدند
سیراب شدند زآن که در اوج عطش
آن حادثه را به شوق آشامیدند . . .
::
::
داغ لاله می چکه از دل اشک
چیه جز خون جگر حاصل اشک
تاقیامت به یاد روز دهم
می شه خاک کربلا محفل اشک
::
::
دل را اگر از حسین بگیرم چه کنم
بی عشق حسین اگر بمیرم چه کنم
فردا که کسی را به کسی کاری نیست
دامان حسین اگر نگیرم چه کنم…
::
::
ماه عاشورا رسیده، خون بود جاری زدیده
زینب مظلومه گیرد بوسه از حلق بریده
سینه سوزان دیده گریان
واحسینا، واحسینا
هر که مرا به روضه تو راه داده است
تاج محبت تو به فرقم نهاده است
از ابتدای خلقت حق در دو چشم ما
تصویری از عزای محرم فتاده است
::
::

رسوائی امیه، قتل رقیه شد / این طفل به جمله عشاق رهبر است
دلم میخواد که توی هر دو عالم / سینه زن محرم تو باشم . . .
::
::
به جز اینکه امام حسین در عاشورا شهید شده است
عاشورا نیز در تاریخ شهید شده است.
و پیام اصلی عاشورا “عدالت” نیز فراموش شده است.
پس در هر عاشورایی دو شهید موجود است و بر هر شهیدی نوحه ای واجب.
::
::

مهمانم و بسترم زمین است / عطشانم و قلبم آتشین است
دشمن همه سوی در کمین است / من عاشقم و گناهم این است
::
::
خط تو با خون تو آغاز می شود، از آن زمان که تو ایستادی
دین راه افتاد و چون فرو افتادی، حق برخاست
یا حسین شهید
::
::
ما سینه زنان رسم جنون باب نمودیم / جان و سر خود هدیه به ارباب نمودیم
از عمق درون ناله و فریاد نمودیم / با سینه زدن زلزله ایجاد نمودیم . . .
::
::
محرم در حریم کربلاتندیس شد
محرم همره نام حسین تقدیس شد
محرم با حسین اشک است وخون
محرم با حسین دشت جنون
::
::
باز محرم رسید، ماه عزای حسین / سینه ی ما می شود، کرب و بلای حسین
کاش که ترکم شود غفلت و جرم و گناه / تا که بگیرم صفا، من ز صفای حسین . . .
::
::

هر دم به گوش می رسد آوای زنگ قافله / این قافله تا کربلا دیگر ندارد فاصله
حلول ماه محرم ، ماه پژمرده شدن گلستان فاطمه تسلیت باد . التماس دعا
::
::
و لحظه لحظه های این روزها عزادارند / دویده در رگشان خونی از محرم ها . . .
::
::

یه دختری گوشه ویروونه نشسته / رفته تو فکر باباشو و چشاشو بسته
::
::
با آب طلا نام حسین قاب کنید / با نام حسین یادی ازآب کنید
خواهید که سر بلندو جاوید شوید / تا آخر عمر تکیه به ارباب کنید
التماس دعا
::
::
ماهی که ز آفتاب روشن تر بود
لب تشنه آب و تشنه باور بود
می رفت و دل از حسین می برد که او
پیغمبر کربلا، علی اکبر بود

::

::

الا نرفت آنکه به پای تو پا نشد
آقا نشد هر آنکه برایت گدا نشد
یک گوشه می رویم و فقط گریه می کنیم
حالا که کربلای تو روزی ما نشد
::
::
عالم ، همه خاک کربلا بایدمان
پیوسته به لب، خدا خدا بایدمان
تا پاک شود، زمین ز ابنای یزید
همواره حسین، مقتدا بایدمان

ارسال نظر

لطفا نظر خود را فارسی تایپ کنید