ادعیه ماه مبارک رمضان

روز اول:

اَللّهُمَّ اجْعَلْ صِیامی فیهِ صِیامَ الصّآئِمینَ، وَقِیامی فیهِ قیامَ

خدایا قرار ده روزه ام را در این ماه روزه روزه داران واقعی و شب زنده داریم را نیز همانند

الْقآئِمینَ، وَنَبِّهْنی فیهِ عَنْ نَوْمَهِ الْغافِلینَ، وَهَبْ لی جُرْمی فیهِ یا اِلهَ

شب زنده داران و بیدارم کن در آن از خواب بیخبران و جنایتم را بر من ببخش ای معبود

الْعالَمینَ، وَاعْفُ عَنّی یا عافِیاً عَنِ الْمُجْرِمینَ

جهانیان و درگذر از من ای درگذرنده از جنایتکاران

روز دوم:

اَللّهُمَّ قَرِّبْنی فیهِ اِلی مَرْضاتِکَ، وَجَنِّبْنی فیهِ مِنْ سَخَطِکَ وَنَقِماتِکَ، وَوَفِّقْنی فیهِ لِقِرآئِهِ

خدایا نزدیکم کن در این ماه بسوی موجبات خشنودیت و دورم ساز در آن از خشم و عذابت و موفقم دار در این روز بخواندن آیات

ایاتِکَ، بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ

قرآنیت به رحمت خود ای مهربانترین مهربانان

روز سوم:

اَللّهُمَّ ارْزُقْنی فیهِ الذِّهْنَ وَالتَّنْبیهَ، وَباعِدْنی فیهِ مِنَ السَّفاهَهِ وَالتَّمْویهِ، وَاجْعَلْ لی نَصیباً

خدایا روزیم کن در این ماه تیزهوشی و بیداری و دورم گردان در آن از بی خردی و اشتباه کاری و مقرّر فرما برایم بهره ای

مِنْ کُلِّ خَیْر تُنْزِلُ فیهِ، بِجُودِکَ یا اَجْوَدَ الاَْجْوَدینَ

از هر خیری که در آن نازل گردانی بجود و کرمت ای باجودترین جودمندان

روز چهارم:

اَللّهُمَّ قَوِّنی فیهِ عَلی اِقامَهِ اَمْرِکَ، وَاَذِقْنی فیهِ حَلاوَهَ ذِکْرِکَ، وَاَوْزِعْنی فیهِ

خدایا نیرو ده مرا در این ماه برای برپا داشتن فرمان و دستورت و بچشان به من شیرینی ذکرت و به من یاد ده در این ماه

لاَِدآءِ شُکْرِکَ بِکَرَمِکَ، وَاحْفَظْنی فیهِ بِحِفْظِکَ وَسَتْرِکَ، یا اَبْصَرَ

طرز بجا آوردن سپاسگزاری خود را به بزرگواریت و نگاهم دار در آن به نگهداری و محافظت خود ای بیناترین

النّاظِرینَ

بینایان

روز پنجم:

اَللّهُمَّ اجْعَلْنی فیهِ مِنَ الْمُسْتَغْفِرینَ، وَاجْعَلْنی فیهِ

خدایا قرارم ده در این ماه از آمرزش خواهان و قرارم ده در آن

مِنْ عِبادِکَ الصّالِحینَ اْلقانِتینَ، وَاجْعَلنی فیهِ مِنْ اَوْلِیآئِکَ الْمُقَرَّبینَ،

از بندگان شایسته فرمانبردارت و بگردانم در این روز از اولیای مقرب درگاهت

بِرَأْفَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ

به مهرت ای مهربانترین مهربانان

روز ششم:

اَللّهُمَّ لا تَخْذُلْنی فیهِ لِتَعَرُّضِ

خدایا در این ماه به خاطر دست زدن به نافرمانیت

مَعْصِیَتِکَ، وَلاتَضْرِبْنی بِسِیاطِ نَقِمَتِکَ، وَزَحْزِحْنی فیهِ مِنْ مُوجِباتِ

خوارم مساز و تازیانه های عذابت را بر من مزن و از موجبات خشمت

سَخَطِکَ، بِمَنِّکَ وَاَیادیکَ، یا مُنْتَهی رَغْبَهِ الرّاغِبینَ

بدان نعمت بخشی و الطافی که نسبت به بندگان داری دورم بدار ای آخرین حد اشتیاق مشتاقان

روز هفتم:

اَللّهُمَّ اَعِنّی فیهِ عَلی صِیامِهِ وَقِیامِهِ، وَجَنِّبْنی فیهِ مِنْ هَفَواتِهِ وَ اثامِهِ، وَارْزُقْنی فیهِ

خدایا یاریم کن در این ماه بر روزه و شب زنده داریش و دورم بدار در آن از لغزشها و گناهانش و روزیم کن در آن

ذِکْرَکَ بِدَوامِهِ، بِتَوْفیقِکَ یا هادِیَ الْمُضِلّینَ

ذکر خود را بطور دوام و یکسره به توفیق خود ای راهنمای گمراهان

روز هشتم:

اَللّهُمَّ ارْزُقْنی فیهِ رَحْمَهَ الاَْیْتامِ، وَاِطْعامَ الطَّعامِ، وَاِفْشآءَ السَّلامِ، وَصُحْبَهَ الْکِرامِ، بِطَوْلِکَ

خدایا روزیم گردان در این ماه مهرورزی نسبت به یتیمان و خوراندن طعام و به آشکار کردن سلام و هم نشینی با کریمان به فضل و کرمت

یا مَلْجَاَ الاْمِلینَ

ای پناه آرزومندان

روز نهم:

اَللّهُمَّ اجْعَلْ لی فیهِ نَصیباً مِنْ رَحْمَتِکَ

خدایا قرار ده برایم در این روز بهره ای از رحمت

الْواسِعَهِ، وَاهْدِنی فیهِ لِبَراهینِکَ السّاطِعَهِ، وَخُذْ بِناصِیَتی اِلی مَرْضاتِکَ

وسیعت و راهنماییم کن در این ماه بسوی دلیلهای درخشانت و مرا بسوی موجبات خشنودی

الْجامِعَهِ، بِمَحَبَّتِکَ یا اَمَلَ الْمُشْتاقینَ

همه جانبه ات سوق ده به حق محبتت ای آرزوی مشتاقان

روز دهم:

اَللّهُمَّ اجْعَلْنی فیهِ مِنَ

خدایا قرارم ده در این ماه از

الْمُتَوَکِّلینَ عَلَیْکَ، وَاجْعَلْنی فیهِ مِنَ الْفآئِزینَ لَدَیْکَ، وَاجْعَلْنی فیهِ مِنَ

توکل کنندگان بر خودت و بگردانم در آن از سعادتمندان درگاهت و قرارم ده در آن از

الْمُقَرَّبینَ اِلَیْکَ، بِاِحْسانِکَ یا غایَهَ الطّالِبینَ

مقربان پیشگاهت به حق احسانت ای هدف نهایی جویندگان

روز یازدهم:

اَللّهُمَّ حَبِّبْ اِلَیَّ فیهِ الاِْحْسانَ، وَکَرِّهْ اِلَیَّ فیهِ الْفُسُوقَ وَالْعِصْیانَ، وَحَرِّمْ عَلَیَّ فیهِ

خدایا دوست گردان نزد من در این ماه احسان و نیکی را و ناخوش دار در پیش من در این روز فسق و نافرمانی و گناه را و حرام گردان در این روز بر من

السَّخَطَ وَالنّیرانَ، بِعَوْنِکَ یا غِیاثَ الْمُسْتَغیثینَ

خشم کیفربار و آتش (سوزان) را به کمک خودت ای فریادرس فریادخواهان

روز دوازدهم:

اَللّهُمَّ زَیِّنّی فیهِ بِالسَّتْرِ وَالْعَفافِ، وَاسْتُرْنی فیهِ بِلِباسِ الْقُنُوعِ وَالْکَفافِ، وَاحْمِلْنی

خدایا در این ماه مرا به زیور پوشش از گناه و پاکدامنی بیارای و جامه قناعت و اکتفای به مقدار حاجت را به برم کن و وادارم کن

فیهِ عَلَی الْعَدْلِ وَالاِْنْصافِ، وَ امِنّی فیهِ مِنْ کُلِّ ما اَخافُ، بِعِصْمَتِکَ یا

در این روز به عدالت و انصاف و ایمنیم بخش در آن از هر چه که از آن می ترسم به نگهداری خودت ای

عِصْمَهَ الْخآئِفینَ

نگهدارنده ترسندگان

روز سیزدهم:

أَللّهُمَّ طَهِّرْنِی فیهِ مِنَ الدَّنَسِ وَالاَْقْذارِ،

خدایا پاکم کن در این ماه از چرکی و کثافات

وَصَبِّرْنی فیهِ عَلی کائناتِ الاْقْدارِ، وَوَفِّقْنی فیهِ لِلتُّقی وَ صُحْبَهِ الاَْبْرارِ،

و شکیبایم کن بر مقدراتی که خواهد شد و موفقم دار در این ماه به پرهیزکاری و هم نشینی با نیکان

بِعَوْنِکَ یا قُرَّهَ عَیْنِ الْمَساکین.

به کمک خودت ای روشنایی دیده مسکینان

روز چهاردهم:

اَللّهُمَّ لا تُؤاخِذْنی فیهِ بِالْعَثَراتِ، وَأَقْلِنِی فیهِ مِنَ الْخَطایا وَالْهَفَواتِ، وَلا تَجْعَلْنی فیهِ غَرَضاً

خدایا مگیر مرا در این ماه به لغزشها و بازم دار در آن از خطاها و لغزشها و قرارم مده در این روز هدف

لِلْبَلایا وَالاْفاتِ، بِعِزَّتِکَ یا عِزَّ الْمُسْلِمینَ

بلاها و آفات به عزتت ای عزت بخش مسلمانان

روز پانزدهم:

اَللّهُمَّ ارْزُقْنی فیهِ طاعَهَ الْخاشِعینَ، وَاشْرَحْ فیهِ صَدْری بِاِنابَهِ الْمُخْبِتینَ، بِاَمانِکَ یا اَمانَ

خدایا فرمانبرداری فروتنان را در این ماه روزی من گردان و بگشا سینه ام را برای بازگشتن بسویت همانند بازگشتن خاشعان به امان بخشیت ای امان بخش

الْخآئِفینَ

ترسناکان

روز شانزدهم:

اَللّهُمَّ وَفِّقْنی فیهِ لِمُوافَقَهِ الاَْبْرارِ، وَجَنِّبْنی فیهِ

خدایا موفقم دار در این ماه به همراهی کردن با نیکان و دورم دار در آن از

مُرافَقَهَ الاَْشْرارِ، وَآوِنی فیهِ بِرَحْمَتِکَ اِلی دارِالْقَرارِ، بِاِلهِیَّتِکَ یا اِلهَ

رفاقت با اشرار و جایم ده در آن بوسیله رحمت خود به خانه قرار و آرامش به معبودیّت خود ای معبود

الْعالَمینَ

جهانیان

روز هفدهم:

اَللّهُمَّ اهْدِنی فیهِ لِصالِحِ الاَْعْمالِ، وَاقْضِ لی فیهِ

خدایا راهنماییم کن در آن به کارهای شایسته و برآور در آن

الْحَوآئِجَ وَالاْمالَ، یا مَنْ لا یَحْتاجُ اِلَی التَّفْسیرِ وَالسُّؤالِ، یا عالِماً بِما

حاجات و آرزوهای مرا ای کسی که نیازی به شرح حال و درخواست نداری ای دانا و آگاه

فی صُدُورِ الْعالَمینَ، [صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِهِ الطّاهِرینِ].

بدانچه در دل مردم جهانیان است درود فرست بر محمّد و آل پاکش

روز هیجدهم:

اَللّهُمَّ نَبِّهْنی فیهِ لِبَرَکاتِ اَسْحارِهِ، وَنَوِّرْفیهِ قَلْبی بِضِیآءِ اَنْوارِهِ، وَخُذْ

خدایا آگاهم ساز در این ماه از برکات سحرهای آن و نورانی کن در آن دلم را به پرتو انوار آن و بگمار

بِکُلِّ اَعْضآئی اِلَی اتِّباعِ اثارِهِ، بِنُورِکَ یا مُنَوِّرَ قُلُوبِ الْعارِفینَ

تمام اعضا و جوارحم را به پیروی کردن آثارش به نور خود ای روشنی دهنده دلهای عارفان

روز نوزدهم:

اَللّهُمَّ وَفِّرْ فیهِ حَظّی مِنْ بَرَکاتِهِ، وَسَهِّلْ سَبیلی اِلی خَیْراتِهِ، وَلا

خدایا سرشار کن در این ماه بهره ام را از برکات آن و هموار ساز راهم را به سوی خیرات آن

تَحْرِمْنی قَبُولَ حَسَناتِهِ، یا هادِیاً اِلَی الْحَقِّ الْمُبینِ

و محرومم مساز از پذیرفتن حسناتش ای راهنمای بسوی حقیقت آشکار

روز بیستم:

اَللّهُمَّ افْتَحْ لی فیهِ اَبْوابَ الْجِنانِ، وَاَغْلِقْ عَنّی فیهِ اَبْوابَ النّیرانِ، وَوَفِّقْنی فیهِ

خدایا بگشا در این ماه برویم درهای بهشت را و ببند برویم در آن درهای دوزخ را و موفقم دار

لِتِلاوَهِ الْقُرْآنِ، یا مُنْزِلَ السَّکینَهِ فی قُلُوبِ الْمُؤْمِنینَ

به تلاوت قرآن ای فرو فرستنده آرامش در دلهای مؤمنان

روزبیست و یکم:

اَللّهُمَّ اجْعَلْ لی فیهِ اِلی مَرْضاتِکَ دَلیلاً، وَلا تَجْعَلْ لِلشَّیْطانِ فیهِ عَلَیَّ

خدایا برایم در این ماه دلیلی به موجبات خشنودی خود مقرّر فرما و راهی برای تسلط شیطان بر من باقی مگذار

سَبیلاً، وَاجْعَلِ الْجَنَّهَ لی مَنْزِلاً وَمَقیلاً، یا قاضِیَ حَوآئِجِ الطّالِبینَ

و بهشت را منزل و آسایشگاهم قرار ده ای برآرنده حاجات جویندگان

روز بیست و دوم:

اَللّهُمَّ افْتَحْ لی فیهِ اَبْوابَ فَضْلِکَ، وَاَنْزِلْ عَلَیَّ فیهِ

خدایا باز کن برویم در این ماه درهای فضلت را و برکاتت را در آن بر من نازل

بَرَکاتِکَ، وَوَفِّقْنی فیهِ لِمُوجِباتِ مَرْضاتِکَ، وَاَسْکِنّی فیهِ بُحْبُوحاتِ

فرما و موفقم دار در آن به موجبات خشنودیت و مسکنم ده در آن وسطهای

جَنّاتِکَ، یا مُجیبَ دَعْوَهِ الْمُضْطَرّینَ

بهشتت ای اجابت کننده دعای درماندگان

روز بیست و سوم:

اَللّهُمَّ اغْسِلْنی فیهِ مِنَ الذُّنُوبِ، وَطَهِّرْنی فیهِ مِنَ الْعُیُوبِ، وَامْتَحِنْ قَلْبی فیهِ بِتَقْوَی

خدایا شستشویم ده در این ماه از گناهان و پاکم کن در آن از عیبها و آزمایش کن در آن دلم را به پرهیزکاری

الْقُلُوبِ، یا مُقیلَ عَثَراتِ الْمُذْنِبینَ

دلها ای نادیده گیرنده لغزشهای گنهکاران

روز بیست و چهارم:

اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ فیهِ

خدایا از تو خواهم در این ماه

ما یُرْضیکَ، وَاَعُوذُ بِکَ مِمّا یُؤْذیکَ، وَاَسْئَلُکَ التَّوْفیقَ فیهِ لاَِنْ اُطیعَکَ

آنچه تو را خشنود سازد و پناه برم به تو از آنچه تو را بیازارد و از تو خواهم در آن توفیق برای این که پیرویت کنم

وَلا اَعْصِیَکَ، یا جَوادَ السّآئِلینَ

و نافرمانیت نکنم ای بخشنده به خواستاران

روز بیست و پنجم:

اَللّهُمَّ اجْعَلْنی فیهِ مُحِبَّاً

خدایا قرارم ده در این ماه دوستدار

لاَِوْلِیآئِکَ، وَمُعادِیاً لاَِعْدآئِکَ، مُسْتَنّاً بِسُنَّهِ خاتَمِ اَنْبِیآئِکَ، یا عاصِمَ

دوستانت و دشمن دارنده دشمنانت و پیرو راه و روش خاتم پیمبرانت ای نگهدارنده

قُلُوبِ النَّبِیّینَ

دلهای پیمبران

روز بیست و ششم:

اَللّهُمَّ اجْعَلْ سَعْیی فیهِ مَشْکُوراً، وَذَنْبی

خدایا قرار ده کوششم را در این ماه مورد سپاس و تقدیر و گناهم را

فیهِ مَغْفُوراً، وَعَمَلی فیهِ مَقْبُولاً، وَعَیْبی فیهِ مَسْتُوراً، یا اَسْمَعَ السّامِعینَ

در آن آمرزیده و عملم را در آن پذیرفته و عیبم را در آن پوشید ای شنواترین شنوایان

روز بیست و هفتم:

اَللّهُمَّ ارْزُقْنی فیهِ فَضْلَ لَیْلَهِ الْقَدْرِ، وَصَیِّرْ اُمُوری فیهِ مِنَ

خدایا فضیلت شب قدر را در این ماه روزیم گردان و بگردان کارهایم را در آن از

الْعُسْرِ اِلَی الْیُسْرِ، وَاقْبَلْ مَعاذیری، وَحُطَّ عَنِّی الذَّنْبَ(۲) وَالْوِزْرَ، یا رَؤُفاً

سختی به آسانی و عذرهایم را بپذیر و وزر و گناهم را بریز ای مهربان

بِعِبادِهِ الصّالِحینَ

به بندگان شایسته ات

روز بیست و هشتم:

اَللّهُمَّ وَفِّرْ حَظّی فیهِ مِنَ النَّوافِلِ،

خدایا سرشار کن بهره ام را در این ماه از انجام مستحبات و نوافل

وَاَکْرِمْنی فیهِ بِاِحْضارِ الْمَسآئِلِ، وَقَرِّبْ فیهِ وَسیلَتی اِلَیْکَ مِنْ بَیْنِ

و گرامیم دار به یاد داشتن مسائل و نزدیک گردان در آن وسیله ام را بسویت از میان سایر

الْوَسآئِلِ، یا مَنْ لا یَشْغَلُهُ اِلْحاحُ الْمُلِحّینَ

وسایل ای که سرگرمش نکند سماجت سماجت کنندگان

روز بیست و نهم:

اَللّهُمَّ غَشِّنی فیهِ بِالرَّحْمَهِ، وَارْزُقْنی فیهِ التَّوْفیقَ وَالْعِصْمَهَ، وَطَهِّرْ قَلْبی مِنْ غَیاهِبِ

خدایا فراگیر مرا در این ماه به مهر خود و روزیم کن در آن به توفیق و خودنگهداری و پاک کن دلم را از تیرگیهای

التُّهَمَهِ، یا رَحیماً بِعِبادِهِ الْمُؤْمِنینَ

تهمت ای مهربان نسبت به بندگان مؤمن خود

روز سی ام:

اَللّهُمَّ اجْعَلْ صِیامی فیهِ

خدایا چنان کن روزه ام را در این ماه

بِالشُّکْرِ وَالْقَبُولِ، عَلی ما تَرْضاهُ وَیَرْضاهُ الرَّسُولُ، مُحْکَمَهً فُرُوعُهُ

که مورد قدردانی و پذیرش بوده و بر طبق خشنودی تو و خشنودی رسولت باشد و محکم باشد فروع آن

بِالاُْصُولِ،بِحَقِّ سَیِّدِنا مُحَمَّد وَ آلِهِ الطّاهِرینَ، وَالْحَمْدُ للهِِ رَبِّ الْعالَمینَ.

بوسیله اصول به حق آقای ما محمّد و آل پاکش و ستایش خاص پروردگار جهانیان است.

دعای مجیر
این دعا(۱) را مرحوم «کفعمی» در «بلدالامین» و «مصباح» آورده است(۲) و بسیار ارزشمند و گران قیمت است و جبرئیل آن را بر رسول خدا(صلی الله علیه وآله) – در حالی که آن حضرت در مقام ابراهیم مشغول نماز بود – نازل کرد و در پاداش آن آمده است: هر کس این دعا را در روزهای سیزدهم، چهاردهم و پانزدهم (ایّام البیض) ماه رمضان بخواند، گناهان فراوانی از او آمرزیده شود; همچنین این دعا برای شفای مریض، ادای قرض، به دست آوردن غنا و توانگری، رفع اندوه و غم، مؤثّر است.(۳)

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
به نام خداوند بخشنده مهربان
سُبْحانَکَ یا اَللهُ، تَعالَیْتَ یا رَحْمنُ، اَجِرْنا مِنَ النّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ
منزهی ای خدا برتری تو ای بخشنده پناه ده ما را از آتش ای پناه ده منزهی
یا رَحیمُ، تَعالَیْتَ یا کَریمُ، اَجِرْنا مِنَ النّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا مَلِکُ،
ای مهربان برتری تو ای کریم پناه ده ما را از آتش ای پناه ده منزهی ای پادشاه
تَعالَیْتَ یا مالِکُ، اَجِرْنا مِنَ النّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا قُدُّوسُ، تَعالَیْتَ یا
برتری تو ای مالک پناه ده ما را از آتش ای پناه ده منزهی ای مبرا از هر عیب برتری تو ای
سَلامُ، اَجِرْنا مِنَ النّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا مُؤْمِنُ، تَعالَیْتَ یا مُهَیْمِنُ،
سلامت بخش پناه ده ما را از آتش ای پناه ده منزهی ای امان بخش برتر آمدی ای نگهبان
اَجِرْنا مِنَ النّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا عَزیزُ، تَعالَیْتَ یا جَبّارُ، اَجِرْنا مِنَ
پناه ده ما را از آتش ای پناه ده منزهی ای نیرومند برتر آمدی ای با جبروت و عظمت پناه ده ما را از
النّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا مُتَکَبِّرُ، تَعالَیْتَ یا مُتَجَبِّرُ، اَجِرْنا مِنَ النّارِ یا
آتش ای پناه ده منزهی ای دارای بزرگی و کبریا برتر آمدی ای صاحب جلال و شوکت پناه ده ما را از آتش ای
مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا خالِقُ، تَعالَیْتَ یا بارِئُ، اَجِرْنا مِنَ النّارِ یا مُجیرُ،
پناه ده منزهی ای آفریننده برتر آمدی ای پدید آرنده پناه ده ما را از آتش ای پناه ده
سُبْحانَکَ یا مُصَوِّرُ، تَعالَیْتَ یا مُقَدِّرُ، اَجِرْنا مِنَ النّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ
منزهی ای صورت ده برتر آمدی ای اندازه گیر کارها پناه ده ما را از آتش ای پناه ده منزهی
یا هادی، تَعالَیْتَ یا باقی، اَجِرْنا مِنَ النّارِ یامُجیرُ، سُبْحانَکَ یا وَهّابُ،
ای راهنما برتر آمدی ای باقی پناه ده ما را از آتش ای پناه ده منزهی ای بخشنده
تَعالَیْتَ یا تَوّابُ، اَجِرْنا مِنَ النّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا فَتّاحُ، تَعالَیْتَ یا
برتر آمدی ای توبه پذیر پناه ده ما را از آتش ای پناه ده منزهی ای گشاینده برتر آمدی ای
مُرْتاحُ، اَجِرْنا مِنَ النّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا سَیِّدِی، تَعالَیْتَ یا مَوْلایَ،
آسایش بخش پناه ده ما را از آتش ای پناه ده منزهی تو ای آقای من برتری تو ای سرور من
اَجِرْنا مِنَ النّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا قَریبُ، تَعالَیْتَ یا رَقیبُ، اَجِرْنا مِنَ
پناه ده ما را از آتش ای پناه ده منزهی تو ای نزدیک برتری تو ای مراقب اعمال بندگان پناه ده ما را از
النّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا مُبْدِئُ، تَعالَیْتَ یا مُعیدُ، اَجِرْنا مِنَ النّارِ یا
آتش ای پناه ده منزهی ای آغاز کن آفرینش برتر آمدی ای بازگرداننده پناه ده ما را از آتش ای
مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا حَمیدُ، تَعالَیْتَ یا مَجیدُ، اَجِرْنا مِنَ النّارِ یا مُجیرُ،
پناه ده منزهی ای پسندیده برتر آمدی ای ستوده پناه ده ما را از آتش ای پناه ده
سُبْحانَکَ یا قَدیمُ، تَعالَیْتَ یا عَظیمُ، اَجِرْنا مِنَ النّارِ یامُجیرُ، سُبْحانَکَ یا
منزهی تو ای دیرینه برتری تو ای با عظمت پناه ده ما را از آتش ای پناه ده منزهی ای
غَفُورُ، تَعالَیْتَ یا شَکُورُ، اَجِرْنا مِنَ النّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا شاهِدُ،
آمرزنده برتر آمدی ای پاداش ده سپاسگزاران پناه ده ما را از آتش ای پناه ده منزهی ای شاهد
تَعالَیْتَ یا شَهیدُ، اَجِرْنا مِنَ النّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا حَنّانُ، تَعالَیْتَ یا
برتری تو ای گواه پناه ده ما را از آتش ای پناه ده منزهی تو ای بسیار مهربان برتری تو ای
مَنّانُ، اَجِرْنا مِنَ النّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا باعِثُ، تَعالَیْتَ یا وارِثُ،
نعمت بخش پناه ده ما را از آتش ای پناه ده منزهی تو ای برانگیزنده برتری تو ای ارث بر جهانیان
اَجِرْنا مِنَ النّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا مُحْیی، تَعالَیْتَ یامُمیتُ، اَجِرْنا مِنَ
پناه ده ما را از آتش ای پناه ده منزهی تو ای زنده کننده برتری تو ای میراننده پناه ده ما را از
النّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا شَفیقُ، تَعالَیْتَ یا رَفیقُ، اَجِرْنا مِنَ النّارِ یا
آتش ای پناه ده منزهی تو ای مهربان برتری تو ای رفیق پناه ده ما را از آتش ای
مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا اَنیسُ، تَعالَیْتَ یا مُونِسُ، اَجِرْنا مِنَ النّارِ یا مُجیرُ،
پناه ده منزهی تو ای همدم برتری تو ای مونس پناه ده ما را از آتش ای پناه ده
سُبْحانَکَ یا جَلیلُ، تَعالَیْتَ یا جَمیلُ، اَجِرْنا مِنَ النّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ
منزهی تو ای شوکتمند برتری تو ای دارای جمال و زیبایی پناه ده ما را از آتش ای پناه ده منزهی تو
یا خَبیرُ، تَعالَیْتَ یا بَصیرُ، اَجِرْنا مِنَ النّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا حَفِیُّ،
ای آگاه برتری تو ای بینای به کارها پناه ده ما را از آتش ای پناه ده منزهی تو ای مهربان
تَعالَیْتَ یا مَلِیُّ، اَجِرْنا مِنَ النّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا مَعْبُودُ، تَعالَیْتَ یا
برتری تو ای بی نیاز مطلق پناه ده ما را از آتش ای پناه ده منزهی ای معبود حقیقی برتر آمدی ای
مَوْجُودُ، اَجِرْنا مِنَ النّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا غَفّارُ، تَعالَیْتَ یا قَهّارُ،
موجود بالذات پناه ده ما را از آتش ای پناه ده منزهی ای آمرزش پیشه برتری تو ای دارای قهر و سطوت
اَجِرْنا مِنَ النّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا مَذْکُورُ، تَعالَیْتَ یا مَشْکُورُ، اَجِرْنا
پناه ده ما را از آتش ای پناه ده منزهی تو ای یاد شونده برتری تو ای سپاس دارنده پناه ده ما را
مِنَ النّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا جَوادُ، تَعالَیْتَ یا مَعاذُ، اَجِرْنا مِنَ النّارِ یا
از آتش ای پناه ده منزهی تو ای بخشنده برتری تو ای پناهگاه پناه ده ما را از آتش ای
مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا جَمالُ، تَعالَیْتَ یا جَلالُ، اَجِرْنا مِنَ النّارِ یا مُجیرُ،
پناه ده منزهی تو ای (اصل هر) زیبایی برتری تو ای (بخشنده هر) بزرگواری پناه ده ما را از آتش ای پناه ده
سُبْحانَکَ یا سابِقُ، تَعالَیْتَ یا رازِقُ، اَجِرْنا مِنَ النّارِ یا مُجیرُ،سُبْحانَکَ یا
منزهی تو ای سبقت گیرنده برتری تو ای روزی دهنده پناه ده ما را از آتش ای پناه ده منزهی تو ای
صادِقُ، تَعالَیْتَ یا فالِقُ، اَجِرْنا مِنَ النّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا سَمیعُ،
راست گفتار برتری تو ای شکافنده پناه ده ما را از آتش ای پناه ده منزهی تو ای شنوا
تَعالَیْتَ یا سَریعُ، اَجِرْنا مِنَ النّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا رَفیعُ، تَعالَیْتَ یا
برتری تو ای شتابنده (در اجابت) پناه ده ما را از آتش ای پناه ده منزهی تو ای بلند مرتبه برتری تو ای
بدیعُ، اَجِرْنا مِنَ النّارِ یا مُجیرُ،سُبْحانَکَ یا فَعّالُ، تَعالَیْتَ یا مُتَعالُ،اَجِرْنا
آفریننده پناه ده ما را از آتش ای پناه ده منزهی تو ای کننده (آنچه بخواهی) برتری تو ای والامرتبه پناه ده ما را
مِنَ النّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا قاضی، تَعالَیْتَ یا راضی، اَجِرْنا مِنَ النّارِ
از آتش ای پناه ده منزهی تو ای داور برتری تو ای راضی پناه ده ما را از آتش
یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا قاهِرُ، تَعالَیْتَ یا ظاهِرُ، اَجِرْنا مِنَ النّارِ یا مُجیرُ،
ای پناه ده منزهی تو ای چیره بر خلق برتری تو ای آشکار پناه ده ما را از آتش ای پناه ده
سُبْحانَکَ یا عالِمُ، تَعالَیْتَ یا حاکِمُ، اَجِرْنا مِنَ النّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا
منزهی تو ای دانا برتری تو ای حکمران پناه ده ما را از آتش ای پناه ده منزهی تو ای
دآئِمُ، تَعالَیْتَ یا قآئِمُ، اَجِرْنا مِنَ النّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا عاصِمُ،
جاویدان برتری تو ای قیام کننده به امور خلق پناه ده ما را از آتش ای پناه ده منزهی تو ای نگهدار
تَعالَیْتَ یا قاسِمُ، اَجِرْنا مِنَ النّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا غَنِیُّ، تَعالَیْتَ یا
برتری تو ای قسمت کننده روزی پناه ده ما را از آتش ای پناه ده منزهی تو ای بی نیاز برتری تو ای
مُغْنی، اَجِرْنا مِنَ النّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا وَفِیُّ، تَعالَیْتَ یا قَوِیُّ، اَجِرْنا
بی نیاز کننده پناه ده ما را از آتش ای پناه ده منزهی تو ای وفادار برتری تو ای نیرومند پناه ده ما را
مِنَ النّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا کافی، تَعالَیْتَ یا شافی، اَجِرْنا مِنَ النّارِ یا
از آتش ای پناه ده منزهی تو ای کفایت کننده برتری توای شفا دهنده پناه ده ما را از آتش ای
مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا مُقَدِّمُ، تَعالَیْتَ یا مُؤَخِّرُ، اَجِرْنا مِنَ النّارِ یامُجیرُ،
پناه ده منزهی تو ای مقدّم دارنده برتری تو ای عقب انداز پناه ده ما را از آتش ای پناه ده
سُبْحانَکَ یا اَوَّلُ، تَعالَیْتَ یا آخِرُ، اَجِرْنا مِنَ النّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا
منزهی تو ای اوّل برتری تو ای آخر پناه ده ما را از آتش ای پناه ده منزهی تو ای
ظاهِرُ، تَعالَیْتَ یا باطِنُ، اَجِرْنا مِنَ النّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا رَجآءُ،
پیدا برتری تو ای ناپیدا پناه ده ما را از آتش ای پناه ده منزهی تو ای امید
تَعالَیْتَ یا مُرْتَجی، اَجِرْنا مِنَ النّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا ذَا الْمَنِّ، تَعالَیْتَ
برتری تو ای مایه امیدواری پناه ده ما را از آتش ای پناه ده منزهی تو ای صاحب نعمت برتری تو
یا ذَا الطَّوْلِ، اَجِرْنا مِنَ النّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یاحَیُّ، تَعالَیْتَ یا قَیُّومُ،
ای صاحب احسان پناه ده ما را از آتش ای پناه ده منزهی تو ای زنده برتری تو ای پاینده
اَجِرْنا مِنَ النّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا واحِدُ، تَعالَیْتَ یا اَحَدُ، اَجِرْنا مِنَ
پناه ده ما را از آتش ای پناه ده منزهی تو ای یگانه برتری تو ای یکتا پناه ده ما را از
النّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا سَیِّدُ، تَعالَیْتَ یا صَمَدُ، اَجِرْنا مِنَ النّارِ یا
آتش ای پناه ده منزهی تو ای آقا برتری تو ای بی نیاز پناه ده ما را از آتش ای
مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا قَدیرُ، تَعالَیْتَ یا کَبیرُ، اَجِرْنا مِنَ النّارِ یا مُجیرُ،
پناه ده منزهی تو ای توانا برتری تو ای بزرگ پناه ده ما را از آتش ای پناه ده
سُبْحانَکَ یا والی، تَعالَیْتَ یا عالی، اَجِرْنا مِنَ النّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا
منزهی تو ای حکمران برتری تو ای والامقام پناه ده ما را از آتش ای پناه ده منزهی تو ای
عَلِیُّ، تَعالَیْتَ یا اَعْلی،اَجِرْنا مِنَ النّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا وَلِیُّ، تَعالَیْتَ
والا برتری تو ای والاتر از همه پناه ده ما را از آتش ای پناه ده منزهی تو ای صاحب اختیار برتری تو
یا مَوْلی، اَجِرْنا مِنَ النّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا ذارِئُ، تَعالَیْتَ یا بارِئُ،
ای سرور پناه ده ما را از آتش ای پناه ده منزهی تو ای آفریننده برتری تو ای پدیدآرنده
اَجِرْنا مِنَ النّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا خافِضُ، تَعالَیْتَ یا رافِعُ، اَجِرْنا مِنَ
پناه ده ما را از آتش ای پناه ده منزهی تو ای پایین آرنده برتری تو ای بالا برنده پناه ده ما را
النّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا مُقْسِطُ، تَعالَیْتَ یا جامِعُ، اَجِرْنا مِنَ النّارِ یا
از آتش ای پناه ده منزهی تو ای به انصاف رفتار کننده برتری تو ای گردآورنده پناه ده ما را از آتش ای
مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا مُعِزُّ، تَعالَیْتَ یا مُذِلُّ، اَجِرْنا مِنَ النّارِ یا مُجیرُ،
پناه ده منزهی تو ای عزت بخش برتری تو ای ذلت بخش پناه ده ما را از آتش ای پناه ده
سُبْحانَکَ یا حافِظُ، تَعالَیْتَ یا حَفیظُ، اَجِرْنا مِنَ النّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ
منزهی تو ای نگهبان برتری تو ای نگهدار پناه ده ما را از آتش ای پناه ده منزهی تو
یا قادِرُ، تَعالَیْتَ یا مُقْتَدِرُ، اَجِرْنا مِنَ النّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا عَلیمُ،
ای توانا برتری تو ای بااقتدار پناه ده ما را از آتش ای پناه ده منزهی تو ای دانا
تَعالَیْتَ یا حَلیمُ، اَجِرْنا مِنَ النّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا حَکَمُ، تَعالَیْتَ یا
برتری تو ای بردبار پناه ده ما را از آتش ای پناه ده منزهی تو ای داور برتری تو ای
حَکیمُ، اَجِرْنا مِنَ النّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا مُعْطی، تَعالَیْتَ یا مانِعُ،
فرزانه پناه ده ما را از آتش ای پناه ده منزهی تو ای عطا ده برتری تو ای مانع از عطا
اَجِرْنا مِنَ النّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا ضآرُّ، تَعالَیْتَ یا نافِعُ، اَجِرْنا مِنَ
پناه ده ما را از آتش ای پناه ده منزهی تو ای زیان رسان برتری تو ای سودرسان پناه ده ما را از
النّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا مُجیبُ، تَعالَیْتَ یا حَسیبُ، اَجِرْنا مِنَ النّارِ
آتش ای پناه ده منزهی تو ای اجابت کننده برتری تو ای حسابگر پناه ده ما را از آتش
یامُجیرُ، سُبْحانَکَ یا عادِلُ، تَعالَیْتَ یا فاضِلُ، اَجِرْنا مِنَ النّارِ یا مُجیرُ،
ای پناه ده منزهی تو ای دادگر برتری تو ای با فضیلت پناه ده ما را از آتش ای پناه ده
سُبْحانَکَ یا لَطیفُ، تَعالَیْتَ یا شَریفُ، اَجِرْنا مِنَ النّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ
منزهی تو ای مهربان برتری تو ای شریف پناه ده ما را از آتش ای پناه ده منزهی تو
یا رَبُّ، تَعالَیْتَ یا حَقُّ، اَجِرْنا مِنَ النّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا ماجِدُ،
ای پروردگار برتری تو ای ثابت پناه ده ما را از آتش ای پناه ده منزهی تو ای گرامی
تَعالَیْتَ یا واحِدُ، اَجِرْنا مِنَ النّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا عَفُوُّ، تَعالَیْتَ یا
برتری تو ای یگانه پناه ده ما را از آتش ای پناه ده منزهی تو ای با گذشت برتری تو ای
مُنْتَقِمُ، اَجِرْنا مِنَ النّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا واسِعُ، تَعالَیْتَ یا مُوسِّعُ،
انتقام کش پناه ده ما را از آتش ای پناه ده منزهی تو ای وسیع رحمت برتری تو ای گشایش بخش
اَجِرْنا مِنَ النّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا رَءُوفُ، تَعالَیْتَ یا عَطُوفُ، اَجِرْنا
پناه ده ما را از آتش ای پناه ده منزهی تو ای مهرورز برتری تو ای با عطوفت پناه ده ما را
مِنَ النّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا فَرْدُ، تَعالَیْتَ یا وِتْرُ، اَجِرْنا مِنَ النّارِ یا
از آتش ای پناه ده منزهی تو ای یگانه برتری تو ای تک و تنها پناه ده ما را از
مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا مُقیتُ، تَعالَیْتَ یا مُحیطُ، اَجِرْنا مِنَ النّارِ یا مُجیرُ،
آتش ای پناه ده منزهی تو ای حافظ و نگهبان برتری تو ای محیط بر هر چیز پناه ده ما را از آتش ای پناه ده
سُبْحانَکَ یا وَکیلُ، تَعالَیْتَ یا عَدْلُ، اَجِرْنا مِنَ النّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا
منزهی تو ای وکیل برتری تو ای سراسر عدل و داد پناه ده ما را از آتش ای پناه ده منزهی تو ای
مُبینُ، تَعالَیْتَ یا مَتینُ، اَجِرْنا مِنَ النّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا بَرُّ، تَعالَیْتَ
آشکار کننده برتری تو ای ثابت سستی ناپذیر پناه ده ما را از آتش ای پناه ده منزهی تو ای نیکوکار برتری تو
یا وَدُودُ، اَجِرْنا مِنَ النّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا رَشیدُ، تَعالَیْتَ یا مُرْشِدُ،
ای بسیار مهربان پناه ده ما را از آتش ای پناه ده منزهی تو ای ارشاد کننده برتری تو ای رهنمون
اَجِرْنا مِنَ النّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا نُورُ، تَعالَیْتَ یا مُنَوِّرُ، اَجِرْنا مِنَ
پناه ده ما را از آتش ای پناه ده منزهی تو ای نور برتری تو ای روشنی بخش پناه ده ما را از
النّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا نَصیرُ، تَعالَیْتَ یا ناصِرُ، اَجِرْنا مِنَ النّارِ یا
آتش ای پناه ده منزهی تو ای یاور برتری تو ای یاری ده پناه ده ما را از آتش ای پناه ده
مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا صَبُورُ، تَعالَیْتَ یا صابِرُ، اَجِرْنا مِنَ النّارِ یا مُجیرُ،
منزهی تو ای بردبار برتری تو ای شکیبا پناه ده ما را از آتش ای پناه ده
سُبْحانَکَ یا مُحْصی،تَعالَیْتَ یا مُنْشِئُ،اَجِرْنا مِنَ النّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ
منزهی تو ای شمارنده برتری تو ای ایجاد کننده پناه ده ما را از آتش ای پناه ده منزهی تو
یا سُبْحانُ، تَعالَیْتَ یا دَیّانُ، اَجِرْنا مِنَ النّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا مُغیثُ،
ای منزه برتری تو ای کیفر ده پناه ده ما را از آتش ای پناه ده منزهی تو ای فریادرس
تَعالَیْتَ یا غِیاثُ، اَجِرْنا مِنَ النّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا فاطِرُ، تَعالَیْتَ یا
برتری تو ای دادرس پناه ده ما را از آتش ای پناه ده منزهی تو ای آفریننده برتری تو ای
حاضِرُ،اَجِرْنا مِنَ النّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا ذَا الْعِزِّ والْجَمالِ، تَبارَکْتَ یا
حاضر پناه ده ما را از آتش ای پناه ده منزهی تو ای صاحب عزّت و زیبایی بزرگی تو ای
ذَاالْجَبَرُوتِ وَالْجَلالِ، سُبْحانَکَ لا اِلهِ اِلاَّ اَنْتَ، سُبْحانَکَ اِنّی کُنْتُ مِنَ
صاحب جبروت و جلال منزهی تو معبودی جز تو نیست «منزهی تو و همانا من از
الظّالِمینَ، فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَنَجَّیْناهُ مِنَ الْغَمِّ، وَکَذلِکَ نُنْجیِ الْمُؤْمِنینَ،
ستمگرانم پس مستجاب کردیم دعای او (یعنی یونس) را و او را از اندوه نجاتش دادیم و این چنین مؤمنین را نجات بخشیم»
وَصَلَّی اللهُ عَلی مُحَمَّد وَآلِهِ اَجْمَعینَ، وَالْحَمْدُللهِِ رَبِّ الْعالَمینَ، وَحَسْبُنَا
و درود خدا بر محمّد و آلش همگی و ستایش خاص پروردگار جهانیان است و خدا ما را
اللهُ وَنِعْمَ الْوَکیلُ، وَلا حَوْلَ وَلا قُوَّهَ اِلاَّ بِاللهِ الْعَلیِّ العَظیمِ.
بس است و او نیکو وکیلی است و جنبش و نیرویی نیست جز به خدای والای بزرگ.
۱٫ نام این دعا از کلمه «مجیر» که در این دعا تکرار گردیده گرفته شده که از اوصاف خدا و به معنای «پناه دهنده» است.
۲٫ مصباح کفعمی، صفحه ۲۶۸ و بلدالامین، صفحه ۳۶۲٫
۳٫ حاشیه مصباح کفعمی، مطابق نقل مرحوم محدّث قمی در مفاتیح الجنان.

دعای جوشن کبیر
این دعا(۱) را امام زین العابدین(علیه السلام) از پدر بزرگوارش از جدّش از رسول خدا(صلی الله علیه وآله) نقل کرده است. درباره شأن ورود این دعا آمده است: در یکی از جنگ ها، رسول خدا(صلی الله علیه وآله) زره و جوشن سنگینی بر تن داشت که سبب آزار آن حضرت می شد، پیامبر(صلی الله علیه وآله) به درگاه خدا دعا کرد تا آن که جبرئیل نازل شد و گفت: خداوند به تو سلام می رساند و می فرماید: این زره سنگین را از تن خارج ساز و در عوض، این دعا را بخوان که برای تو و امّت تو، امان و حرزی خواهد بود. آنگاه فضیلت های فراوانی را در عظمت این دعا نقل کرده است، از جمله اینکه:
هر کس آن را بخواند و از منزل خارج شود و یا آن را همراه خویش داشته باشد (و در روح خود پیاده کند) اهل بهشت است و خداوند توفیق انجام اعمال صالح را به وی عنایت می کند. این دعا برای درمان بیماری های سخت و کسب پاداش های فراوان معنوی مفید است. امام حسین(علیه السلام) فرمود: پدرم مرا به حفظ و بزرگداشت این دعا سفارش کرد و به من فرمود: این دعا را بر کفنش بنویسم و آن را به خانواده ام تعلیم دهم و آنان را نسبت به خواندن این دعا ترغیب نمایم.(۲)
چند نکته:
۱- نوشتن این دعا بر روی کفن – همان گونه که از روایت برمی آید – مستحب است; مرحوم «علاّمه بحرالعلوم» نیز در شعر خود بدان اشاره کرده است:
و سُنَّ ان یُکْتب بالأکفان
شهاده الاسلام و الایمان
و هکذا کتابه القرآن
و الجوشن المنعوت بالأمان
یعنی: «نوشتن این امور بر روی کفن سنّت است: شهادت به اسلام و ایمان (ولایت) و همچنین نوشتن آیات قرآن و دعای جوشن که امانی است از عذاب».
۲- مرحوم «علاّمه مجلسی» در کتاب «زاد المعاد» این دعا را از اعمال شبهای قدر دانسته است(۳) و از روایات استفاده می شود، سه بار یا حدّاقل یک بار در ماه مبارک رمضان آن را بخوانند.(۴)
۳- گرچه معروف است که این دعا، صد فصل دارد و هر فصل آن، شامل ده اسم از اسمای الهی است که مجموعاً یک هزار اسم از اسمای پرمعنای خداوند است; ولی با دقت روشن می شود که یک هزار و یک اسم می باشد، زیرا بند ۵۵ مشتمل بر ۱۱ اسم الهی است.
بهر حال، در پایان هر فصل به خداوند متعال از عذاب دوزخ پناه می بریم و می گوییم: «سُبْحانَکَ یا لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ، اَلْغَوْثَ، اَلْغَوْثَ، خَلِّصْنا مِنَ النّارِ یا رَبِّ». ▲
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
به نام خداوند بخشنده مهربان
(۱) اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ یا اَللهُ یا رَحْمنُ، یا رَحیمُ یا کَریمُ، یا
(۱) خدایا از تو می خواهم به حق نامت ای خدا ای بخشاینده ای مهربان ای بزرگوار ای
مُقیمُ یا عَظیمُ، یا قَدیمُ یا عَلیمُ، یا حَلیمُ یا حَکیمُ، سُبْحانَکَ یا لا اِلهَ اِلاَّ
برپا دارنده ای بزرگ ای قدیم ای دانا ای بردبار ای فرزانه منزهی تو ای که معبودی جز
اَنْتَ، اَلْغَوْثَ، اَلْغَوْثَ، خَلِّصْنا مِنَ النّارِ یا رَبِّ (۲) یا سَیِّدَ السّاداتِ، یا
تو نیست فریاد فریاد بِرَهان ما را از آتش ای پروردگار من (۲) ای آقای آقایان ای
مُجیبَ الدَّعَواتِ، یا رافِعَ الدَّرَجاتِ، یا وَلِیَّ الْحَسَناتِ، یا غافِرَ
اجابت کننده دعاها ای بالا برنده مرتبه ها ای صاحب هر نیکی ای آمرزنده
الْخَطیئآتِ، یا مُعْطِیَ الْمَسْئَلاتِ،یا قابِلَ التَّوْباتِ، یا سامِعَ الاَْصْواتِ، یا
گناهان ای دهنده خواسته ها ای پذیرنده توبه ها ای شنونده صداها ای
عالِمَ الْخَفِیّاتِ، یا دافِعَ الْبَلِیّاتِ (۳) یا خَیْرَ الْغافِرینَ، یا خَیْرَ الْفاتِحینَ، یا
دانای اسرار پنهانی ای برطرف کننده بلاها (۳) ای بهترین آمرزندگان ای بهترین گشایندگان ای
خَیْرَ النّاصِرینَ، یا خَیْرَ الْحاکِمینَ، یا خَیْرَ الرّازِقینَ، یا خَیْرَ الْوارِثینَ، یا
بهترین یاران ای بهترین حاکمان ای بهترین روزی دهان ای بهترین ارث بران ای
خَیْرَ الْحامِدینَ،یا خَیْرَ الذّاکِرینَ،یا خَیْرَ الْمُنْزِلینَ، یا خَیْرَ الْمُحْسِنینَ (۴)
بهترین ستایشگران ای بهترین یادکنندگان ای بهترین فرو فرستندگان ای بهترین احسان کنندگان (۴)
یا مَنْ لَهُ الْعِزَّهُ وَالْجَمالُ، یا مَنْ لَهُ الْقُدْرَهُ وَالْکَمالُ، یا مَنْ لَهُ الْمُلْکُ
ای که عزت و زیبایی از آن اوست ای که نیرو و کمال از آن اوست ای که پادشاهی و جلال
وَالْجَلالُ،یا مَنْ هُوَ الْکَبیرُ الْمُتَعالُِ،یا مُنْشِیءَ السَّحابِ الثِّقالِ، یا مَنْ هُوَ
از آن اوست ای که بزرگ و برتر اوست ای پدید آرنده ابرهای سنگین ای که او
شَدیدُ الْمِحالِ،یا مَنْ هُوَ سَریعُ الْحِسابِ،یا مَنْ هُوَ شَدیدُ الْعِقابِ، یا مَنْ
سخت کیفر (یا سخت نیرو) است ای که او در حساب کشیدن سریع است ای که او در کیفر سخت است ای که
عِنْدَهُ حُسْنُ الثَّوابِ،یا مَنْ عِنْدَهُ اُمُّ الْکِتابِ (۵) اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ
پاداش خوب نزد اوست ای که نزد اوست مایه و اصل کتابها (۵) خدایا از تو می خواهم بحق نامت
یا حَنّانُ یا مَنّانُ، یا دَیّانُ یا بُرْهانُ، یا سُلْطانُ یا رِضْوانُ، یا غُفْرانُ یا
ای مهر پیشه ای نعمت بخش ای پاداش دهنده ای دلیل و راهنما ای سلطان ای خشنود ای آمرزنده ای
سُبْحانُ، یا مُسْتَعانُ یا ذَاالْمَنِّ وَالْبَیانِ (۶) یا مَنْ تَواضَعَ کُلُّ شَیْء لِعَظَمَتِهِ،
منزه ای یاور ای صاحب نعمت و بیان (۶) ای که هر چیزی دربرابر عظمتش فروتن گشته
یا مَنِ اسْتَسْلَمَ کُلُّ شَیْء لِقُدْرَتِهِ، یا مَنْ ذَلَّ کُلُّ شَیْء لِعِزَّتِهِ، یا مَنْ خَضَعَ
ای که هر چیز در برابر قدرتش تسلیم گردیده ای که هر چیزی در برابر عزت و شوکتش خوارگشته ای که
کُلُّ شَیْء لِهَیْبَتِهِ،یا مَنِ انْقادَ کُلُّ شَیْء مِنْ خَشْیَتِهِ، یا مَنْ تَشَقَّقَتِ الْجِبالُ
هر چیز در برابر هیبتش خاضع گردیده ای که هر چیزی از ترس او فرمانبردار و مطیعش گردیده ای که کوهها
مِنْ مَخافَتِهِ، یا مَنْ قامَتِ السَّمواتُ بِاَمْرِهِ، یا مَنِ اسْتَقَرَّتِ الاَْرَضُونَ
از هراسش از هم شکافته ای که به امر او آسمانها برپا گشته ای که زمینها به اذن او در جای خود
بِاِذْنِهِ، یا مَنْ یُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ، یا مَنْ لا یَعْتَدی عَلی اَهْلِ مَمْلَکَتِهِ (۷)
مستقر گشته ای که رعد به ستایش او غرِّش زند ای که بر اهل کشور خود ستم نکند (۷)
یا غافِرَ الْخَطایا،یا کاشِفَ الْبَلایا،یا مُنْتَهَی الرَّجایا، یا مُجْزِلَ الْعَطایا، یا
ای آمرزنده خطاها ای برطرف کننده بلاها ای منتهای امیدها ای دهنده بزرگ عطاها ای
واهِبَ الْهَدایا، یا رازِقَ الْبَرایا، یا قاضِیَ الْمَنایا، یا سامِعَ الشَّکایا، یا
بخشنده هدیه ها ای روزی ده بنده ها ای برآورنده آرزوها ای شنونده شکایتها ای
باعِثَ الْبَرایا، یا مُطْلِقَ الاُْساری (۸) یاذَا الْحَمْدِوَالثَّنآءِ، یا ذَاالْفَخْرِ
برانگیزنده مردمان ای رهاننده اسیران (۸) ای صاحب ستایش و ثنا ای دارای فخر
وَاْلبَهآءِ، یا ذَا الْمَجْدِ وَالسَّنآءِ، یا ذَا الْعَهْدِ وَالْوَفآءِ، یا ذَا الْعَفْوِ وَالرِّضآءِ، یا
و زیبایی ای صاحب مجد و بزرگی ای صاحب عهد و وفا ای دارای گذشت و رضا ای
ذَا الْمَنِّ وَالْعَطآءِ، یا ذَا الْفَصْلِ وَالْقَضآءِ، یا ذَا الْعِزِّ وَالْبَقآءِ، یا ذَا الْجُودِ
دارنده نعمت و عطا ای که در دست توست فصل خصومات و داوری ای دارای عزت و پایندگی ای صاحب جود
وَالسَّخآءِ، یا ذَا الاْلاءِ وَالنَّعْمآءِ(۹) اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ یا مانِعُ یا
و بخشش ای صاحب دهشها و نعمت ها(۹) خدایا از تو می خواهم به حق نامت ای مانع ای
دافِعُ، یا رافِعُ یا صانِعُ، یا نافِعُ یا سامِعُ، یا جامِعُ یا شافِعُ، یا واسِعُ
برطرف کننده ای بالا برنده ای سازنده ای سود رسان ای شنوا ای گردآورنده ای شفاعت پذیر ای فراخ رحمت
یا مُوسِعُ (۱۰) یا صانِعَ کُلِّ مَصْنُوع، یا خالِقَ کُلِّ مَخْلُوق، یا رازِقَ کُلِّ
ای وسعت بخش (۱۰) ای سازنده هر ساخته ای آفریننده هر آفریده ای روزی ده هر
مَرْزُوق، یا مالِکَ کُلِّ مَمْلُوک، یا کاشِفَ کُلِّ مَکْرُوب، یا فارِجَ کُلِّ
روزی خور ای مالک هر مملوک ای غمزدای هر غمزده ای دلگشای هر
مَهْمُوم، یا راحِمَ کُلِّ مَرْحُوم، یا ناصِرَ کُلِّ مَخْذُول، یا ساتِرَ کُلِّ مَعْیُوب،
اندوهگین ای رحمت بخش هر رحمت خواه ای یاور هر بی یاور ای عیب پوش هر معیوب
یا مَلْجَأَ کُلِّ مَطْرُود(۱۱) یا عُدَّتی عِنْدَ شِدَّتی، یا رَجآئی عِنْدَ مُصیبَتی، یا
ای پناه هر آواره (۱۱) ای ذخیره هنگام سختی من ای امید من در برابر پیش آمدهای ناگوار ای
مُونِسی عِنْدَ وَحْشَتی، یا صاحِبی عِنْدَ غُرْبَتی، یا وَلِیّی عِنْدَ نِعْمَتی، یا
همدم من هنگام ترس و وحشت ای رفیق من در غربتم ای صاحب اختیار من در نعمتم ای
غِیاثی عِنْدَ کُرْبَتی، یا دَلیلی عِنْدَ حَیْرَتی، یا غَنآئی عِنْدَ افْتِقاری، یا
فریادرس من در غم و اندوه ای دلیل و راهنمایم هنگام سرگردانی ای توانگری من هنگام نداری ای
مَلْجَأی عِنْدَ اضْطِراری، یا مُعینی عِنْدَ مَفْزَعی (۱۲) یا عَلاّمَ الْغُیُوبِ، یا
پناه من هنگام درماندگی ای کمک کارم در بیچارگی و پریشانی (۱۲) ای بخوبی دانای بر هر نادیدنی
غَفّارَ الذُّنُوبِ، یا سَتّارَ الْعُیُوبِ، یا کاشِفَ الْکُرُوبِ، یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ، یا
ای بسیار آمرزنده گناهان ای پرده پوش بر عیوب بندگان ای غمزدای غمها ای گرداننده دلها ای
طَبیبَ الْقُلُوبِ، یا مُنَوِّرَ الْقُلُوبِ، یا اَنیسَ الْقُلُوبِ، یا مُفَرِّجَ الْهُمُومِ، یا
طبیب دلها ای نوربخش دلها ای همدم دلها ای زداینده اندوهها ای
مُنَفِّسَ الْغُمُومِ، (۱۳) اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِاْسمِکَ یا جَلیلُ یا جَمیلُ، یا وَکیلُ
غمگشای غمها (۱۳) خدایا از تو می خواهم به حق نامت ای بزرگوار ای زیبا ای کارگزار
یا کَفیلُ، یا دَلیلُ یا قَبیلُ، یا مُدیلُ یا مُنیلُ، یا مُقیلُ یا مُحیلُ (۱۴) یا دَلیلَ
ای عهده دار ای راهنما ای پذیرنده ای دولت دهنده ای عطا بخشنده ای درگذرنده ای نیرودهنده (تغییر دهنده)(۱۴) ای راهنمای
الْمُتَحَیِّرینَ، یا غِیاثَ الْمُسْتَغیثینَ، یا صَریخَ الْمُسْتَصْرِخینَ، یا جارَ
سرگردانان ای فریادرس فریادخواهان ای دادرس دادخواهان ای پناه
الْمُسْتَجیرینَ، یا اَمانَ الْخآئِفینَ، یا عَوْنَ الْمُؤْمِنینَ، یا راحِمَ الْمَساکینَ،
پناه جویان ای امان بخش ترسناکان ای کمک مؤمنان ای رحم کننده مسکینان
یا مَلْجَأَ الْعاصینَ،یا غافِرَ الْمُذْنِبینَ، یا مُجیبَ دَعْوَهِ الْمُضْطَرّینَ (۱۵) یا ذَا
ای پناه عاصیان ای آمرزنده گناهکاران ای اجابت کننده دعای درماندگان (۱۵) ای دارای
الْجُودِ وَالاِْحْسانِ، یا ذَا الْفَضْلِ وَالاِْمْتِنانِ، یا ذَا الاَْمْنِ وَالاَْمانِ، یا
بخشندگی و احسان ای صاحب فضل و نعمت ای مایه امن و امان ای
ذَاالْقُدْسِ وَالسُّبْحانِ،یا ذَاالْحِکْمَهِ وَالْبَیانِ، یا ذَا الرَّحْمَهِ وَالرِّضْوانِ، یاذَا
دارای پاکی و پاکیزگی ای صاحب فرزانگی و بیان ای صاحب رحمت و خشنودی ای دارای
الْحُجَّهِ وَالْبُرْهانِ، یا ذَا الْعَظَمَهِ وَالسُّلْطانِ، یا ذَا الرَّأْفَهِ وَالْمُسْتَعانِ، یا ذَا
حجت و دلیل و برهان ای خداوند عظمت و سلطنت ای دارنده رأفت و ای یاور بندگان ای صاحب
العَفْوِ وَالْغُفْرانِ (۱۶) یا مَنْ هُوَ رَبُّ کُلِّ شَیْء، یا مَنْ هُوَ اِلهُ کُلِّ شَیْء، یا
بخشندگی و آمرزش (۱۶) ای که پروردگار هر چیز اوست ای که معبود هر چیز اوست ای
مَنْ هُوَ صانِعُ کُلِّ شَیْء، یا مَنْ هُوَ خالِقُ کُلِّ شَیْء، یا مَنْ هُوَ قَبْلَ کُلِّ
که سازنده هر چیز او است ای که آفریننده هر چیز اوست ای که او پیش از هر
شَیْء، یا مَنْ هُوَ بَعْدَ کُلِّ شَیْء، یا مَنْ هُوَ فَوْقَ کُلِّ شَیْء، یا مَنْ هُوَ عالِمٌ
چیز بوده و ای که او پس از هر چیز خواهد بود و ای که او برتر از هر چیز است ای که او به هر چیز
بِکُلِّ شَیْء، یا مَنْ هُوَ قادِرٌ عَلی کُلِّ شَیْء، یا مَنْ هُوَ یَبْقی وَیَفْنی کُلُّ
داناست ای که او به هر چیزی تواناست ای که تنها او بماند و هر چیز دیگر فانی
شَیْء (۱۷) اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ یا مُؤْمِنُ یا مُهَیْمِنُ، یا مُکَوِّنُ یا مُلَقِّنُ،
گردد (۱۷) خدایا از تو می خواهم بحق نامت ای امان ده ای مسلط بر هر چیز ای وجود آرنده ای یاد دهنده
یا مُبَیِّنُ یا مُهَوِّنُ، یا مُمَکِّنُ یا مُزَیِّنُ، یامُعْلِنُ یا مُقَسِّمُ (۱۸) یا مَنْ هُوَ فی
ای آشکار کننده ای آسان کننده ای امکان ده در کارها ای زیوربخش ای آشکار کننده ای تقسیم کننده (۱۸)ای که در
مُلْکِهِ مُقیمٌ، یا مَنْ هُوَ فی سُلْطانِهِ قَدیمٌ، یا مَنْ هُو فی جَلالِهِ عَظیمٌ، یا
فرمانروایی پابرجاست ای که در سلطنت و پادشاهیش قدیم و دیرینه است ای که در جلالت و شوکت بزرگی ای
مَنْ هُوَ عَلی عِبادِهِ رَحیمٌ، یا مَنْ هُوَ بِکُلِّ شَیْء عَلیمٌ، یا مَنْ هُوَ بِمَنْ
که بر بندگان خویش مهربانی ای که به هر چیز دانایی ای که نسبت به
عَصاهُ حَلیمٌ، یا مَنْ هُوَ بِمَنْ رَجاهُ کَریمٌ، یا مَنْ هُوَ فی صُنْعِهِ حَکیمٌ، یا
نافرمان خودبردباری ای که به امیدوار خود بخشنده و بزرگواری ای که در آفرینش و ساختنت فرزانه ای (یا محکم کاری) ای که
مَنْ هُوَ فی حِکْمَتِهِ لَطیفٌ،یامَنْ هُوَ فی لُطْفِهِ قَدیمٌ (۱۹) یا مَنْ لایُرْجی اِلاَّ
در عین فرزانگی (یا محکم کاری) مهربانی (یا نرمکاری) ای که در لطف خود دیرینه ای (۱۹) ای که امیدی نیست جز به
فَضْلُهُ، یا مَنْ لا یُسْئَلُ اِلاَّ عَفْوُهُ، یا مَنْ لایُنْظَرُ اِلاَّ بِرُّهُ، یا مَنْ لا یُخافُ اِلاَّ
نیکی او ای که درخواست نشود جز گذشتش ای که چشم داشتی نیست جز به نیکی او ای که ترسی نیست جز
عَدْلُهُ، یا مَنْ لا یَدُومُ اِلاَّ مُلْکُهُ، یا مَنْ لا سُلْطانَ اِلاَّ سُلْطانُهُ، یا مَنْ
از عدل او ای که جاوید نمی ماند جز فرمانروایی و ملک او ای که سلطنت و قدرتی نیست جز سلطنت او ای که
وَسِعَتْ کُلَّ شَیْء رَحْمَتُهُ،یا مَنْ سَبَقَتْ رَحْمَتُهُ غَضَبَهُ، یا مَنْ اَحاطَ بِکُلِّ
رحمتش همه چیز را فرا گرفته ای که رحمتش بر خشمش پیشی جسته ای که علمش بر همه چیز
شَیْء عِلْمُهُ، یا مَنْ لَیْسَ اَحَدٌ مِثْلَهُ (۲۰) یا فارِجَ الْهَمِّ، یا کاشِفَ الْغَمِّ، یا
احاطه کرده ای که مانندش هیچ کس نخواهد بود (۲۰) ای دلگشای اندوه ای غمزدای ای
غافِرَ الذَّنْبِ، یا قابِلَ التَّوْبِ، یا خالِقَ الْخَلْقِ، یا صادِقَ الْوَعْدِ، یا مُوفِیَ
آمرزنده گناه ای توبه پذیر ای آفریننده ای راست وعده ای وفادار
الْعَهْدِ، یا عالِمَ السِّرِّ، یا فالِقَ الْحَبِّ، یارازِقَ الاَْنامِ (۲۱) اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ
پیمان ای دانای اسرار نهان ای شکافنده دانه ای روزی ده بندگان (۲۱) خدایا از تو خواهم
بِاسْمِکَ یا عَلِیُّ یا وَفِیُّ، یا غَنِیُّ یا مَلِیُّ، یا حَفِیُّ یا رَضِیُّ، یا زَکِیُّ یا
به حق نامت ای والا ای با وفا ای توانگر ای بی نیاز مطلق ای مهربان ای پسندیده (یا دوستدار) ای پاکیزه ای
بَدِیُّ، یا قَوِیُّ یا وَلِیُّ (۲۲) یا مَنْ اَظْهَرَ الْجَمیلَ، یا مَنْ سَتَرَ الْقَبیحَ، یا مَنْ لَمْ
پدید آرنده ای نیرومند ای سرپرست (۲۲) ای که کار نیک را آشکار کنی و ای که کار زشت را پنهان کنی ای که کسی را
یُؤاخِذْ بِالْجَریرَهِ، یا مَنْ لَمْ یَهْتِکِ السِّتْرَ، یا عَظیمَ الْعَفْوِ، یا حَسَنَ
به گناه نگیری ای که پرده کس ندری ای بزرگ گذشت ای نیکو
التَّجاوُزِ، یا واسِعَ الْمَغْفِرَهِ، یا باسِطَ الْیَدَیْنِ بِالرَّحْمَهِ، یا صاحِبَ کُلِّ
درگذر ای پهناور آمرزش ای گشاده دو دست (فضلش) به رحمت ای مطلع از
نَجْوی، یا مُنْتَهی کُلِّ شَکْوی (۲۳) یا ذَا النِّعْمَهِ السّابِغَهِ، یا ذَا الرَّحْمَهِ
سخن سری و راز ای منتهای هر شکایت(۲۳) ای صاحب نعمت فراوان و ای دارای رحمت
الْواسِعَهِ، یا ذَاالْمِنَّهِ السّابِقَهِ، یا ذَا الْحِکْمَهِ الْبالِغَهِ، یا ذَا الْقُدْرَهِ الْکامِلَهِ، یا
پهناور ای صاحب احسان پیشین ای دارای حکمت رسا ای دارای نیروی کامل ای
ذَا الْحُجَّهِ الْقاطِعَهِ، یا ذَا الْکَرامَهِ الظّاهِرَهِ، یا ذَا الْعِزَّهِ الدّآئِمَهِ، یا ذَا الْقُوَّهِ
صاحب برهان و دلیل قاطع و برنده ای صاحب بزرگواری هویدا ای صاحب عزت جاویدان ای صاحب نیروی
الْمَتینَهِ، یا ذَاالْعَظَمَهِ الْمَنیعَهِ (۲۴) یا بَدیعَ السَّمواتِ،یا جاعِلَ الظُّلُماتِ،یا
محکم ای دارای عظمت ارجمند (۲۴) ای پدید آرنده آسمانها ای قرار دهنده تاریکیها ای
راحِمَ الْعَبَراتِ، یا مُقیلَ الْعَثَراتِ، یا ساتِرَ الْعَوْراتِ، یا مُحْیِیَ الاَْمْواتِ،
ترحم کننده به اشکهای دیده ها ای درگذرنده لغزشها ای پرده پوش بر عیبها ای زنده کننده مردگان
یا مُنْزِلَ الاْیاتِ، یا مُضَعِّفَ الْحَسَناتِ، یا ماحِیَ السَّیِّئاتِ، یا شَدیدَ
ای فرو فرستنده آیات ای دو چندان کن حسنات ای محو کننده بدیها ای سخت گیرنده
النَّقِماتِ (۲۵) اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ یا مُصَوِّرُ یا مُقَدِّرُ، یا مُدَبِّرُ یا
انتقامها (۲۵) خدایا از تو می خواهم به حق نامت ای صورت آفرین ای اندازه گیر ای تدبیر کننده ای
مُطَهِّرُ، یا مُنَوِّرُ یا مُیَسِّرُ، یا مُبَشِّرُ یا مُنْذِرُ، یا مُقَدِّمُ یا مُؤَخِّرُ (۲۶) یا رَبَّ
پاک کننده ای روشنی بخش ای آسان کننده ای مژده ده ای بیم ده ای پیش انداز ای پس انداز(۲۶) ای پروردگار
الْبَیْتِ الْحَرامِ، یا رَبَّ الشَّهْرِ الْحَرامِ، یا رَبَّ الْبَلَدِ الْحَرامِ، یا رَبَّ الرُّکْنِ وَ
خانه محترم (کعبه) ای پروردگار ماه حرام ای پروردگار شهر محترم (مکه) ای پروردگار رکن و
الْمَقامِ، یا رَبَّ الْمَشْعَرِ الْحَرامِ، یا رَبَّ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ، یا رَبَّ الْحِلِّ
مقام ای پروردگار مشعرالحرام ای پروردگار مسجد الحرام ای پروردگار قسمت حل
وَالْحَرامِ،یا رَبَّ النُّورِ وَالظَّلامِ، یا رَبَّ التَّحِیَّهِ وَالسَّلامِ، یارَبَّ الْقُدْرَهِ فِی
و حرم (در سرزمین حجاز) ای پروردگار روشنی و تاریکی ای پروردگار تحیّت و درود ای پروردگار نیرو در
الاَْنامِ (۲۷) یا اَحْکَمَ الْحاکِمینَ، یا اَعْدَلَ الْعادِلینَ، یا اَصْدَقَ الصّادِقینَ، یا
خلق (۲۷) ای داورترین داوران ای دادرس ترین دادگران ای راستگوترین راستگویان ای
اَطْهَرَ الطّاهِرینَ، یا اَحْسَنَ الْخالِقینَ، یا اَسْرَعَ الْحاسِبینَ، یا اَسْمَعَ
پاکیزه ترین پاکان ای بهترین آفرینندگان ای سریعترین حساب رسان ای شنواترین
السّامِعینَ،یا اَبْصَرَ النّاظِرینَ، یا اَشْفَعَ الشّافِعینَ، یا اَکْرَمَ الاَْکْرَمینَ (۲۸) یا
شنوایان ای بیناترین بینندگان ای بهترین شفیعان ای بزرگوارترین کریمان (۲۸) ای
عِمادَ مَنْ لاعِمادَ لَهُ، یا سَنَدَ مَنْ لا سَنَدَ لَهُ، یاذُخْرَ مَنْ لا ذُخْرَ لَهُ، یا حِرْزَ
پشتیبان کسی که پشتیبان ندارد ای پشتوانه آن کس که پشتوانه ندارد ای ذخیره آن کس که ذخیره ندارد ای پناه
مَنْ لا حِرْزَ لَهُ، یا غِیاثَ مَنْ لا غِیاثَ لَهُ، یا فَخْرَ مَنْ لا فَخْرَ لَهُ، یا عِزَّ مَنْ
آن کس که پناهی ندارد ای فریادرس آن کس که فریادرس ندارد ای افتخار آن کس که مایه افتخاری ندارد ای عزت آن کس
لا عِزَّ لَهُ، یا مُعینَ مَنْ لا مُعینَ لَهُ، یا اَنیسَ مَنْ لا اَنیسَ لَهُ، یا اَمانَ مَنْ لا
که عزتی ندارد ای کمک آن کس که کمکی ندارد ای همدم آن کس که همدمی ندارد ای امان بخش آن کس که
اَمانَ لَهُ(۲۹) اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ یا عاصِمُ یا قائِمُ، یا دآئِمُ یا راحِمُ،
امانی ندارد (۲۹) خدایا از تو می خواهم به حق نامت ای نگهدار ای پابرجا ای جاویدان ای رحم کننده
یا سالِمُ یا حاکِمُ، یا عالِمُ یا قاسِمُ، یا قابِضُ یا باسِطُ (۳۰) یا عاصِمَ مَنِ
ای سلامت بخش ای حاکم ای دانا ای تقسیم کننده ای تنگ گیر ای گشایش بخش (۳۰) ای نگهدار کسی که
اسْتَعْصَمَهُ، یا راحِمَ مَنِ اسْتَرْحَمَهُ، یا غافِرَ مَنِ اسْتَغْفَرَهُ، یا ناصِرَ مَنِ
نگهداریش خواهد ای رحم کننده کسی که ترحمش خواهد ای آمرزنده کسی که از او آمرزش خواهد ای یاور کسی که
اسْتَنْصَرَهُ، یا حافِظَ مَنِ اسْتَحْفَظَهُ، یا مُکْرِمَ مَنِ اسْتَکْرَمَهُ، یا مُرْشِدَ مَنِ
از او یاری طلبد ای نگهدار کسی که از او نگهداری خواهد ای اکرام کننده کسی که از او بزرگواری خواهد ای راهنمای کسی که
اسْتَرْشَدَهُ، یا صَریخَ مَنِ اسْتَصْرَخَهُ، یا مُعینَ مَنِ اسْتَعانَهُ، یا مُغیثَ مَنِ
از او ره جوید ای دادرس کسی که از او دادرسی خواهد ای کمک کار کسی که کمکش خواهد ای فریادرس کسی که
اسْتَغاثَهُ(۳۱) یا عَزیزاً لا یُضامُ، یا لَطیفاً لا یُرامُ، یا قَیُّوماً لا یَنامُ، یا دائِماً
به فریادرسیش خواند (۳۱) ای عزیزی که ذلت نپذیرد ای لطیفی که دست انداز کسی واقع نگردد ای پاینده ای که خواب ندارد ای جاویدانی
لا یَفُوتُ، یا حَیّاً لایَمُوتُ، یا مَلِکاً لا یَزُولُ، یا باقِیاً لا یَفْنی، یا عالِماً لا
که از دست نرود ای زنده ای که نمیرد ای پادشاهی که سلطنتش زوال ندارد ای ماندگاری که نیستی ندارد ای دانایی که
یَجْهَلُ، یا صَمَداً لا یُطْعَمُ، یا قَوِیّاً لایَضْعُفُ (۳۲) اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ
نادانی ندارد ای بی نیازی که خوراک نخواهد ای نیرومندی که سستی نپذیرد (۳۲) خدایا از تو خواهم به حق نامت
یا اَحَدُ یا واحِدُ، یا شاهِدُ یا ماجِدُ، یا حامِدُ یا راشِدُ، یا باعِثُ یا وارِثُ،
ای یکتا ای یگانه ای گواه ای بزرگوار ای ستوده ای رهنما ای برانگیزنده ای ارث برنده
یا ضآرُّ یا نافِعُ (۳۳) یا اَعْظَمَ مِنْ کُلِّ عَظیم، یا اَکْرَمَ مِنْ کُلِّ کَریم، یا اَرْحَمَ
ای زیان بخش ای سودرسان (۳۳) ای بزرگتر از هر بزرگی ای بزرگوارتر از هر بزرگواری ای مهربانتر
مِنْ کُلِّ رَحیم، یا اَعْلَمَ مِنْ کُلِّ عَلیم، یا اَحْکَمَ مِنْ کُلِّ حَکیم، یا اَقْدَمَ مِنْ
از هر مهربانی ای داناتر ازهر دانا ای فرزانه تر از هر فرزانه ای جلوتر از
کُلِّ قَدیم، یا اَکْبَرَ مِنْ کُلِّ کَبیر، یا اَلْطَفَ مِنْ کُلِّ لَطیف، یا اَجَلَّ مِن کُلِّ
هر قدیمی ای بزرگتر از هر بزرگ ای با لطف تر از هر لطف داری ای والاتر از هر
جَلیل، یا اَعَزَّ مِنْ کُلِّ عَزیز(۳۴) یا کَریمَ الصَّفْحِ، یا عَظیمَ الْمَنِّ، یا کَثیرَ
والایی ای عزیزتر از هر عزیزی(۳۴) ای بزرگوار چشم پوش ای بزرگ نعمت بخش ای پر
الْخَیْرِ، یا قَدیمَ الْفَضْلِ،یا دآئِمَ اللُّطْفِ، یا لَطیفَ الصُّنْعِ،یا مُنَفِّسَ الْکَرْبِ،
خیر ای دیرینه بخشش ای جاوید لطف ای دقیق صنعت ای زداینده اندوه
یا کاشِفَ الضُّرِّ، یا مالِکَ الْمُلْکِ، یا قاضِیَ الْحَقِّ (۳۵) یا مَنْ هُوَ فی عَهْدِهِ
ای برطرف کننده گرفتاری ای فرمانروای عالم هستی ای حاکم بر حق (۳۵) ای که در پیمانش
وَفِیٌّ، یا مَنْ هُوَ فی وَفآئِهِ قَوِیٌّ، یا مَنْ هُوَ فی قُوَّتِهِ عَلِیٌّ، یا مَنْ هُوَ فی
وفادار است ای که در وفا کردن به پیمانش نیرومند است ای که در نیرومندیش بلند مرتبه است ای که در
عُلُوِّهِ قَریبٌ، یا مَنْ هُوَ فی قُرْبِهِ لَطیفٌ، یا مَنْ هُوَ فی لُطْفِهِ شَریفٌ، یا
عین بلند مرتبه ای نزدیک است ای که در عین نزدیکی دقیق است ای که در عین دقت بزرگوار است ای
مَنْ هُوَ فی شَرَفِهِ عَزیزٌ، یا مَنْ هُوَ فی عِزِّهِ عَظیمٌ، یا مَنْ هُوَ فی عَظَمَتِهِ
که در عین بزرگواری با عزت است ای که در عین عزت با عظمت است ای که در عین عظمتش
مَجیدٌ، یا مَنْ هُوَ فی مَجْدِهِ حَمیدٌ (۳۶) اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ یا کافی
برجسته است ای که در عین برجستگی ستوده است (۳۶) خدایا از تو خواهم به حق نامت ای کفایت کننده
یا شافی، یا وافی یا مُعافی، یا هادی یا داعی، یا قاضی یا راضی، یا
ای شفا دهنده ای وفادار ای تندرستی بخش ای رهنما ای خواننده ای داور ای راضی ای
عالی یا باقی (۳۷) یا مَنْ کُلُّ شَیْء خاضِعٌ لَهُ،یا مَنْ کُلُّ شَیْء خاشِعٌ لَهُ، یا
والا مرتبه ای باقی (۳۷) ای که هر چیز در برابرش سر تعظیم فرود آورد ای که هر چیز در برابرش رام گشته ای
مَنْ کُلُّ شَیْء کآئِنٌ لَهُ، یا مَنْ کُلُّ شَیْء مَوْجُودٌ بِهِ، یا مَنْ کُلُّ شَیْء مُنیبٌ
که هر چه در عالم موجود است از آن اوست ای که هر چه هست بوجود او موجود است ای که هر چیزی بسوی او
اِلَیْهِ، یا مَنْ کُلُّ شَیْء خآئِفٌ مِنْهُ، یا مَنْ کُلُّ شَیْء قآئِمٌ بِهِ، یا مَنْ کُلُّ شَیْء
بازگردد ای که هر چیزی از او اندیشه دارد ای که هر چیزی به او پایدار است ای که هر چیزی
صآئِرٌ اِلَیْهِ، یا مَنْ کُلُّ شَیْء یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ، یا مَنْ کُلُّ شَیْء هالِکٌ اِلاَّ
بسوی او برگردد ای که هر چیز به ستایش او تسبیح گوید ای که هر چیز نابود شود جز
وَجْهَهُ (۳۸) یا مَنْ لا مَفَرَّ اِلاَّ اِلَیْهِ، یا مَنْ لا مَفْزَعَ اِلاَّ اِلَیْهِ، یا مَنْ لا مَقْصَدَ اِلاَّ
ذات او (۳۸) ای که گریزگاهی نیست جز بسوی او ای که پناهگاهی نیست جز بسوی او ای که مقصدی نیست جز
اِلَیْهِ، یا مَنْ لا مَنْجا مِنْهُ اِلاَّ اِلَیْهِ، یا مَنْ لا یُرْغَبُ اِلاَّ اِلَیْهِ، یا مَنْ لا حَوْلَ
درگاهش ای که راه نجاتی از (عذاب و قهر) او نیست جز خود او ای که رغبت و اشتیاقی نباشد جز به درگاه او ای که جنبش
وَلا قُوَّهَ اِلاَّ بِهِ، یا مَنْ لا یُسْتَعانُ اِلاَّ بِهِ، یا مَنْ لا یُتَوَکَّلُ اِلاَّ عَلَیْهِ، یا مَنْ لا
و نیرویی نیست مگر بوسیله او ای که کمک نجوید جز به او ای که توکل نشود جز بر او ای که
یُرْجی اِلاَّ هُوَ، یا مَنْ لا یُعْبَدُ اِلاَّ هُوَ (۳۹) یا خَیْرَ الْمَرْهُوبینَ، یا خَیْرَ
امیدوار نتوان بود جز به او ای که پرستش نشود جز او (۳۹) ای بهترین کسی که خلق از او ترسند ای بهترین
الْمَرْغُوبینَ، یا خَیْرَ الْمَطْلُوبینَ، یا خَیْرَ الْمَسْئُولینَ، یا خَیْرَ الْمَقْصُودینَ،
مایه شوق و آرزو ای بهترین جویا شدگان ای بهترین خواسته شدگان ای بهترین مقصود خلق
یا خَیْرَ الْمَذْکُورینَ، یا خَیْرَ الْمَشْکُورینَ، یا خَیْرَ الْمَحْبُوبینَ، یا خَیْرَ
ای بهترین یاد شدگان ای بهترین سپاس شدگان ای بهترین دوستان ای بهترین
الْمَدْعُوّینَ،یا خَیْرَ الْمُسْتَأْنِسینَ (۴۰) اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ یا غافِرُ یا
خوانده شدگان ای بهترین همدمان (۴۰) خدایا از تو می خواهم به حق نامت ای آمرزنده ای
ساتِرُ، یا قادِرُ یا قاهِرُ، یا فاطِرُ یا کاسِرُ، یا جابِرُ یا ذاکِرُ، یا ناظِرُ یا ناصِرُ
پرده پوش ای توانا ای قاهر ای آفریننده ای شکننده ای بهم پیوند دهنده ای یادآورنده ای بیننده ای یاری دهنده
(۴۱) یا مَنْ خَلَقَ فَسَوّی، یا مَنْ قَدَّرَ فَهَدی، یا مَنْ یَکْشِفُ الْبَلْوی، یا مَنْ
(۴۱) ای که آفرید و بیاراست ای که اندازه گرفت و راهنمایی کرد ای که برطرف کند گرفتاری را ای که
یَسْمَعُ النَّجْوی، یا مَنْ یُنْقِذُ الْغَرْقی، یا مَنْ یُنْجِی الْهَلْکی، یا مَنْ یَشْفِی
بشنود سخن درگوشی را ای که نجات دهد غریق را ای که برهاند هلاک شده را ای که شفا دهد
الْمَرْضی، یا مَنْ اَضْحَکَ وَاَبْکی، یا مَنْ اَماتَ وَاَحْیی، یا مَنْ خَلَقَ
بیمار را ای که بخنداند و بگریاند ای که بمیراند و زنده کند ای که آفرید
الزَّوْجَیْنِ الذَّکَرَ وَالاُْنْثی(۴۲) یا مَنْ فیِ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ سَبیلُهُ، یا مَنْ فِی
دو جفت نر و ماده (۴۲) ای که هم در خشکی و هم در دریا راه رسیدن به او هست ای که در
الاْفاقِ ایاتُهُ، یا مَنْ فِی الاْیاتِ بُرْهانُهُ، یا مَنْ فِی الْمَماتِ قُدْرَتُهُ، یا مَنْ
سراسر گیتی نشانه های او هست ای که در این نشانه ها برهان او موجود است ای که در مردن نشانه قدرت اوست ای که
فِی الْقُبُورِ عِبْرَتُهُ، یا مَنْ فِی الْقِیمَهِ مُلْکُهُ، یا مَنْ فِی الْحِسابِ هَیْبَتُهُ، یا
در گورها پند اوست ای که در روز قیامت نیز سلطنت اوست ای که در حساب آن روز هیبت دارد ای
مَنْ فِی الْمیزانِ قَضآئُهُ،یا مَنْ فِی الْجَنَّهِ ثَوابُهُ، یا مَنْ فِی النّارِ عِقابُهُ (۴۳) یا
که در پای میزان حکم و داوری اوست ای که در بهشت پاداش نیک اوست ای که در دوزخ شکنجه اوست (۴۳) ای
مَنْ اِلَیْهِ یَهْرَبُ الْخآئِفُونَ، یا مَنْ اِلَیْهِ یَفْزَعُ الْمُذْنِبُونَ، یا مَنْ اِلَیْهِ یَقْصِدُ
که به سویش گریزند ترسناکان ای که به او پناه برند گنهکاران ای که او را مقصود قرار دهند
الْمُنیبُونَ، یا مَنْ اِلَیْهِ یَرْغَبُ الزّاهِدُونَ، یا مَنْ اِلَیْهِ یَلْجَأُ الْمُتَحَیِّرُونَ، یا
بازآیندگان ای که بسوی او روند پارسایان ای که بدو پناه برند سرگردانان ای
مَنْ بِهِ یَسْتَأْنِسُ الْمُریدُونَ، یا مَنْ بِه یَفْتَخِرُ الْمُحِبُّونَ، یا مَنْ فی عَفْوِهِ
که به او همدم شوند خواستاران ای که به دوستیش افتخار کنند دوستان ای که در گذشت او
یَطْمَعُ الْخآطِئُونَ، یا مَنْ اِلَیْهِ یَسْکُنُ الْمُوقِنُونَ، یا مَنْ عَلَیْهِ یَتَوَکَّلُ
طمع دارند خطاکاران ای که به ذکر او آرامش پذیرد دل یقین داران ای که بر او توکل کنند
الْمُتَوَکِّلُونَ (۴۴) اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ یا حَبیبُ یا طَبیبُ، یا قَریبُ یا
توکل کنندگان (۴۴) خدایا از تو می خواهم به حق نامت ای محبوب دلها ای طبیب دردها ای نزدیک ای
رَقیبُ، یا حَسیبُ یا مُهیبُ، یا مُثیبُ یا مُجیبُ، یا خَبیرُ یا بَصیرُ (۴۵) یا
مراقب کار بندگان ای حساب نگهدار ای با هیبت ای پاداش نیک دهنده ای اجابت کننده ای آگاه ای بینا (۴۵)
اَقَرَبَ مِنْ کُلِّ قَریب، یا اَحَبَّ مِنْ کُلِّ حَبیب، یا اَبْصَرَ مِنْ کُلِّ بَصیر، یا
ای نزدیکتر از هر نزدیک ای محبوبتر از هر محبوب ای بیناتر از هر بینا ای
اَخْبَرَ مِنْ کُلِّ خَبیر، یا اَشْرَفَ مِنْ کُلِّ شَریف، یا اَرْفَعَ مِنْ کُلِّ رَفیع، یا
آگاه تر از هر آگاه ای شریفتر از هر شریف ای برتر از هر بلند مرتبه ای
اَقْوی مِنْ کُلِّ قَوِیٍّ، یا اَغْنی مِنْ کُلِّ غَنِیٍّ، یا اَجْوَدَ مِنْ کُلِّ جَواد، یا اَرْاَفَ
نیرومندتر از هر نیرومند ای توانگرتر از هر توانگر ای بخشنده تر از هر بخشنده ای مهربانتر
مِنْ کُلِّ رَؤُوف،(۴۶) یا غالِباً غَیْرَ مَغْلُوب، یا صانِعاً غَیْرَ مَصْنُوع، یا خالِقاً
از هر مهربان (۴۶) ای پیروزی که هرگز مغلوب نگردد ای سازنده ای که مصنوع کسی نیست ای آفریننده ای که
غَیْرَ مَخْلُوق، یا مالِکاً غَیْرَ مَمْلُوک، یا قاهِراً غَیْرَ مَقْهُور، یا رافِعاً غَیْرَ
کسی او را نیافریده ای مالکی که مملوک کسی نیست ای چیره شکست ناپذیر ای بلند مرتبه ای که بلندی را
مَرْفُوع، یا حافِظاًغَیْرَ مَحْفُوظ، یا ناصِراً غَیْرَ مَنْصُور، یا شاهِداً غَیْرَ
کسی به او نداده ای نگهدارنده ای که نگهداری ندارد ای یاوری که کسش یاری نکند ای حاضری که
غآئِب، یا قَریباً غَیْرَ بَعید (۴۷) یا نُورَالنُّورِ، یا مُنَوِّرَ النُّورِ، یا خالِقَ النُّورِ،
پنهانی ندارد ای نزدیکی که دور نشود (۴۷) ای روشنی نور ای روشنی ده نور ای خالق نور
یا مُدَبِّرَ النُّورِ، یا مُقَدِّرَ النُّورِ، یا نُورَ کُلِّ نُور، یا نُوراً قَبْلَ کُلِّ نُور، یا نُوراً
و روشنی ای تدبیر کننده نور ای اندازه گیر نور ای روشنی هر نور ای روشنی پیش از هر نور و ای روشنی
بَعْدَ کُلِّ نُور، یا نُوراً فَوْقَ کُلِّ نُور، یا نُوراً لَیْسَ کَمِثْلِهِ نُورٌ (۴۸) یامَنْ
پس از هر نور ای روشنی بالای هر نور ای نوری که مانندش نوری نیست (۴۸) ای که
عَطآئُهُ شَریفٌ، یامَنْ فِعْلُهُ لَطیفٌ، یا مَنْ لُطْفُهُ مُقیمٌ، یا مَنْ اِحْسانُهُ قَدیمٌ،
عطا و بخشش شریف و ارجمند است ای که کارش دقیق است ای که لطفش پایدار است ای که احسانش دیرینه است
یا مَنْ قَوْلُهُ حَقٌّ، یا مَنْ وَعْدُهُ صِدْقٌ، یا مَنْ عَفْوُهُ فَضْلٌ، یا مَنْ عَذابُهُ
ای که گفتارش حق است ای که وعده اش راست است ای که گذشتش فضل است ای که کیفرش از روی
عَدْلٌ، یا مَنْ ذِکْرُهُ حُلْوٌ، یا مَنْ فَضْلُهُ عَمیمٌ (۴۹) اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ
عدل است که ذکرش شیرین است ای که فضلش عمومی است (۴۹) خدایا از تو می خواهم به حق نامت
یا مُسَهِّلُ یا مُفَصِّلُ، یا مُبَدِّلُ یا مُذَلِّلُ، یا مُنَزِّلُ یا مُنَوِّلُ، یا مُفْضِلُ یا
ای هموار کننده راهها ای جدا کننده ای تبدیل کننده ای خوار کننده ای فرود آرنده ای جایزه ده ای فزون بخش ای
مُجْزِلُ، یا مُمْهِلُ یا مُجْمِلُ (۵۰) یا مَنْ یَری وَلا یُری، یا مَنْ یَخْلُقُ وَ لا
بزرگ عطا بخش ای مهلت ده ای نیکوبخش (۵۰) ای که ببیند ولی دیده نشود ای که بیافریند ولی کسی
یُخْلَقُ، یا مَنْ یَهْدی وَلا یُهْدی، یا مَنْ یُحْیی وَلا یُحْیی، یا مَنْ یَسْئَلُ وَلا
او را نیافریده ای که راهنمایی کند ولی راهنمایی نشود ای که زنده کند ولی زنده نشده ای که بازخواست کند ولی کسی از او
یُسْئَلُ، یا مَنْ یُطْعِمُ وَ لا یُطْعَمُ، یا مَنْ یُجیرُ وَلا یُجارُ عَلَیْهِ، یا مَنْ یَقْضی
بازخواست نکند ای که بخوراند ولی خورانده نشود ای که پناه دهد ولی کسی او را پناه ندهد ای که قضاوت کنی
وَلا یُقْضی عَلَیْهِ، یا مَنْ یَحْکُمُ وَلا یُحْکَمُ عَلَیْهِ، یا مَنْ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ،
ولی قضاوت بر تو نشود ای که حکم کنی ولی کسی بر تو حکم نکند ای که نزاید و نه زاییده شده
وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُواً اَحَدٌ (۵۱) یا نِعْمَ الْحَسیبُ، یا نِعْمَ الطَّبیبُ، یا نِعْمَ الرَّقیبُ،
و نیست برایش همتایی هیچ کس (۵۱) ای نیکو حسابکش ای نیکو طبیب ای نیکو نگهبان
یا نِعْمَ الْقَریبُ، یا نِعْمَ الْمُجیبُ، یا نِعْمَ الْحَبیبُ، یا نِعْمَ الْکَفیلُ، یا نِعْمَ
ای نیکو نزدیک ای نیکو پاسخ ده ای نیکو دوست ای نیکو عهده دار ای نیکو
الْوَکیلُ، یا نِعْمَ الْمَوْلی، یا نِعْمَ النَّصیرُ (۵۲) یا سُرُورَ الْعارِفینَ، یا مُنَی
وکیل ای نیکو سرور ای نیکو یاور (۵۲) ای مایه دلشادی عارفان ای آرزوی
الْمُحِبّینَ، یا اَنیسَ الْمُریدینَ، یا حَبیبَ التَّوّابینَ، یا رازِقَ الْمُقِلّینَ، یا
محبان ای همدم خواستاران ای دوستدار توبه کنندگان ای روزی ده ناداران ای
رَجآءَ الْمُذْنِبینَ، یا قُرَّهَ عَیْنِ الْعابِدینَ، یا مُنَفِّسَ عَنِ الْمَکْرُوبینَ، یا
امید گنهکاران ای نور چشم پرستش کنندگان ای برطرف کننده اندوه اندوهناکان ای
مُفَرِّجَ عَنِ الْمَغْمُومینَ، یا اِلهَ الاَْوَّلینَ وَالاْخِرینَ (۵۳) اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ
غمزدای غمزدگان ای معبود پیشینیان و پسینیان (۵۳) خدایا من از تو می خواهم
بِاسْمِکَ یا رَبَّنا یا اِلهَنا، یا سَیِّدَنا یا مَوْلینا، یا ناصِرَنا یا حافِظَنا، یا دَلیلَنا
به حق نامت ای پروردگار ما ای معبود ما ای آقای ما ای سرور ما ای یاور ما ای نگهدار ما ای راهنمای ما
یا مُعینَنا، یا حَبیبَنا یا طَبیبَنا (۵۴) یا رَبَّ النَّبیّینَ وَالاَْبْرارِ، یا رَبَّ
ای کمک کار ما ای محبوب ما ای طبیب ما (۵۴) ای پروردگار پیمبران و نیکوکاران ای پروردگار
الصِّدّیقینَ وَالاَْخْیارِ، یا رَبَّ الْجَنَّهِ وَالنّارِ، یا رَبَّ الصِّغارِ وَالْکِبارِ، یا
راستگویان و برگزیدگان ای پروردگار بهشت و دوزخ ای پروردگار کوچک و بزرگ ای
رَبَّ الْحُبُوبِ وَالثِّمارِ، یا رَبَّ الاَْنْهارِ وَالاَْشْجارِ، یا رَبَّ الصَّحاری
پروردگار حبوبات و میوه جات ای پروردگار نهرها و درختان ای پروردگار دشت
وَالْقِفارِ، یا رَبَّ الْبَراری وَالْبِحارِ، یا رَبَّ اللَّیْلِ وَالنَّهارِ، یا رَبَّ الاَْعْلانِ
و هامون ای پروردگار صحراها و دریاها ای پروردگار شب و روز ای پروردگار پیدا
وَالاَْسْرارِ (۵۵) یا مَنْ نَفَذَ فی کُلِّ شَیْء اَمْرُهُ، یا مَنْ لَحِقَ بِکُلِّ شَیْء عِلْمُهُ،
و نهان (۵۵) ای که در هر چیز دستورش نفوذ کرده ای که علمش به هر چیزی تعلق یافته
یا مَنْ بَلَغَتْ اِلی کُلِّ شَیْء قُدْرَتُهُ، یا مَنْ لا تُحْصِی الْعِبادُ نِعَمَهُ، یا مَنْ لا
ای که قدرت وتواناییش به هر چیزی رسیده ای که بندگان شماره نعمتهایش را نتوانند ای که
تَبْلُغُ الْخَلائِقُ شُکْرَهُ، یا مَنْ لاتُدْرِکُ الاَْفْهامُ جَلالَهُ، یا مَنْ لا تَنالُ
خلایق از عهده شکرش برنیایند ای که عقول درک عظمت و جلالش نتوانند ای که اوهام و خیالات
الاَْوْهامُ کُنْهَهُ، یا مَنِ الْعَظَمَهُ وَالْکِبْرِیآءُ رِدآئُهُ، یا مَنْ لاتَرُدُّ الْعِبادُ قَضآئَهُ،
به کنه ذاتش نرسند ای که عظمت و بزرگی لباس اوست ای که بندگان از حکم او سرپیچی نتوانند
یا مَنْ لا مُلْکَ اِلاَّ مُلْکُهُ، یا مَنْ لا عَطآءَ اِلاَّ عَطآئُهُ (۵۶) یا مَنْ لَهُ الْمَثَلُ
ای که سلطنتی جز سلطنت او نیست ای که بخششی جز بخشش او نیست (۵۶) ای که از آن اوست
الاَْعْلی، یا مَنْ لَهُ الصِّفاتُ الْعُلْیا، یا مَنْ لَهُ الاْخِرَهُ وَالاُْولی، یا مَنْ لَهُ
عالی ترین مثالها ای که خاص اوست برترین اوصاف ای که از آن اوست دنیا و آخرت ای که از آن اوست
الْجَنَّهُ الْمَاْوی، یا مَنْ لَهُ الاْیاتُ الْکُبْری، یا مَنْ لَهُ الاَْسْمآءُ الْحُسْنی، یا
بهشت آن جایگاه آسایش ای که برای اوست نشانه های بس بزرگ ای که برای اوست نامهای نیکو ای
مَنْ لَهُ الْحُکْمُ وَالْقَضآءُ، یا مَنْ لَهُ الْهَوآءُ وَ الْفَضآءُ، یا مَنْ لَهُ الْعَرْشُ
که برای اوست فرمان و داوری ای که از آن اوست هوا و فضا ای که از آن اوست عرش
وَالثَّری، یا مَنْ لَهُ السَّمواتُ الْعُلی (۵۷) اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ یا عَفُوُّ
و فرش ای که از آن اوست آسمانهای بلند (۵۷) خدایا از تو می خواهم به حق نامت ای درگذرنده
یاغَفُورُ، یا صَبُورُ یا شَکُورُ، یا رَءُوفُ یاعَطُوفُ، یا مَسْئُولُ یا وَدُودُ، یا
ای آمرزنده ای شکیبا ای سپاس پذیر بندگان ای مهربان ای توجّه کننده ای مورد توجّه و درخواست بندگان ای مهرورز ای
سُبُّوحُ یا قُدُّوسُ (۵۸) یا مَنْ فِی السَّمآءِ عَظَمَتُهُ، یا مَنْ فِی الاَْرْضِ ایاتُهُ،
منزه ای پاکیزه (۵۸) ای که در آسمان آثار عظمتش هویداست ای که در زمین نشانه هایش آشکار است
یا مَنْ فی کُلِّ شَیْء دَلائِلُهُ، یا مَنْ فِی الْبِحارِ عَجائِبُهُ، یا مَنْ فِی الْجِبالِ
ای که در هر چیز برهانهای او موجود ای که در دریا آثار شگفت انگیز دارد ای که در کوههاست
خَزآئِنُهُ، یا مَنْ یَبْدَءُ الْخَلْقَ ثُمَّ یُعیدُهُ، یا مَنْ اِلَیْهِ یَرْجِعُ الاَْمْرُ کُلُّهُ، یا مَنْ
گنجینه هایش ای که خلق را پدید آورد سپس بازگرداند ای که به سویش همه امورات بازگردد ای که
اَظْهَرَ فی کُلِّ شَیْء لُطْفَهُ، یا مَنْ اَحْسَنَ کُلَّ شَیْء خَلْقَهُ، یا مَنْ تَصَرَّفَ
در هر چیز لطف و مهرش را آشکار ساخته ای که خلقت هر چیز را نیکو ساخته ای که تصرف کرده
فِی الْخَلائِقِ قُدْرَتُهُ (۵۹) یا حَبیبَ مَنْ لا حَبیبَ لَهُ، یا طَبیبَ مَنْ لاطَبیبَ
در همه خلایق قدرت او (۵۹) ای دوست آن کس که دوستی ندارد ای طبیب آن کس که طبیبی ندارد
لَهُ، یا مُجیبَ مَنْ لا مُجیبَ لَهُ، یا شَفیقَ مَنْ لا شَفیقَ لَهُ، یا رَفیقَ مَنْ لا
ای پاسخ ده آن کس که پاسخ ده ندارد ای یار دلسوز آن کس که دلسوزی ندارد ای رفیق آن کس که
رَفیقَ لَهُ، یا مُغیثَ مَن لا مُغیثَ لَهُ، یا دَلیلَ مَنْ لا دَلیلَ لَهُ، یا اَنیسَ مَنْ لا
رفیق ندارد ای فریادرس آن کس که فریادرسی ندارد ای راهنمای آن که راهنمایی ندارد ای مونس آن کس که
اَنیسَ لَهُ، یا راحِمَ مَنْ لاراحِمَ لَهُ، یا صاحِبَ مَنْ لا صاحِبَ لَهُ (۶۰) یا
مونسی ندارد ای ترحم کننده آن کس که ترحم کننده ای ندارد ای همدم آن کس که همدمی ندارد (۶۰) ای
کافِیَ مَنِ اسْتَکْفاهُ، یا هادِیَ مَنِ اسْتَهْداهُ، یا کالِئَ مَنِ اسْتَکْلاهُ، یا راعِیَ
کفایت کننده آن کس که از او کفایت خواهد و ای رهنمای کسی که از او راهنمایی خواهد ای نگهبان کسی که از او نگهبانی خواهد ای مراعات کننده
مَنِ اسْتَرْعاهُ، یا شافِیَ مَنِ اسْتَشْفاهُ، یا قاضِیَ مَنِ اسْتَقْضاهُ، یا مُغْنِیَ مَنِ
کسی که از او رعایت خواهد ای بهبود دهنده کسی که از او بهبودی خواهد ای داور کسی که از او داوری جوید ای بی نیاز کننده کسی که از او
اسْتَغْناهُ، یا مُوفِیَ مَنِ اسْتَوْفاهُ، یا مُقَوِّیَ مَنِ اسْتَقْواهُ، یا وَلِیَّ مَنِ اسْتَوْلاهُ
بی نیازی خواهد ای وفا کننده کسی که از او وفا خواهد ای نیرو ده آن کس که از او نیرو خواهد ای سرور کسی که او را به سروری خواهد
(۶۱)اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ یا خالِقُ یا رازِقُ، یا ناطِقُ یا صادِقُ، یا
(۶۱) خدایا از تو می خواهم به حق نامت ای آفریننده ای روزی ده ای گویا ای راستگو ای
فالِقُ یا فارِقُ، یا فاتِقُ یاراتِقُ، یا سابِقُ یا سامِقُ(۶۲) یا مَنْ یُقَلِّبُ اللَّیْلَ
شکافنده ای جدا کننده ای باز کننده ای پیوست دهنده ای سبقت جوینده ای بلندمرتبه (۶۲) ای که جابجا کنی شب
وَالنَّهارَ، یا مَنْ جَعَلَ الظُّلُماتِ وَالاَْنْوارَ، یا مَنْ خَلَقَ الظِّلَّ وَالْحَرُورَ، یا
و روز را ای که مقرّر ساختی تاریکیها و نور را ای که آفریدی سایه و گرما را ای
مَنْ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ، یا مَنْ قَدَّرَ الْخَیْرَ وَالشَّرَّ، یا مَنْ خَلَقَ الْمَوْتَ
که مسخر خود کردی مهر و ماه را ای که مقدر کردی خیر و شر را ای که آفریدی مرگ
وَالْحَیوهَ، یا مَنْ لَهُ الْخَلْقُ وَالاَْمْرُ، یا مَنْ لَمْ یَتَّخِذْ صاحِبَهً وَلا وَلَداً، یا مَنْ
و زندگی را ای که آفریدن و فرمان از اوست ای که نگرفته است برای خود همسر و فرزندی ای که
لَیْسَ لَهُ شَریکٌ فِی الْمُلْکِ، یا مَنْ لَمْ یَکُنْ لَهُ وَلِیٌّ مِنَ الذُّلِّ(۶۳) یا مَنْ یَعْلَمُ
شریکی در فرمانروایی ندارد ای که نیست برایش سرپرستی از خواری (۶۳) ای که می داند
مُرادَ الْمُریدینَ، یا مَنْ یَعْلَمُ ضَمیرَ الصّامِتینَ، یا مَنْ یَسْمَعُ اَنینَ الْواهِنینَ،
خواسته دل هر خواهنده را ای که آگاه است از نهاد خاموشان ای که می شنود ناله خسته دلان
یا مَنْ یَری بُکآءَ الْخآئِفینَ، یا مَنْ یَمْلِکُ حَوائِجَ السّآئِلینَ، یا مَنْ یَقْبَلُ
ای که می بیند گریه ترسناکان ای که دارد خواسته های خواستاران را ای که بپذیرد
عُذْرَ التّآئِبینَ، یا مَنْ لا یُصْلِحُ عَمَلَ الْمُفْسِدینَ، یا مَنْ لا یُضیعُ اَجْرَ
عذر توبه کنندگان ای که اصلاح نکند کار مفسدان را ای که از بین نبرد پاداش
الْمُحْسِنینَ، یا مَنْ لا یَبْعُدُ عَنْ قُلُوبِ الْعارِفینَ، یا اَجْوَدَ الاَْجْودینَ (۶۴)
نیکوکاران ای که دور نباشد از دل عارفان ای بخشنده ترین بخشندگان (۶۴)
یا دآئِمَ الْبَقآءِ، یا سامِعَ الدُّعآءِ، یا واسِعَ الْعَطآءِ، یا غافِرَ الْخَطآءِ، یا بَدیعَ
ای همیشه باقی ای شنوای دعا ای وسیع بخشش ای آمرزنده خطا و لغزش ای پدید آرنده
السَّمآءِ، یا حَسَنَ الْبَلاءِ، یا جَمیلَ الثَّنآءِ، یا قَدیمَ السَّنآءِ، یا کَثیرَ الْوَفآءِ،
آسمان ای نیک آزمایش ای زیبا ستایش ای دیرینه والا ای زیاد وفادار
یا شَریفَ الْجَزآءِ (۶۵) اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ یا سَتّارُ یا غَفّارُ، یا قَهّارُ
ای ارجمند پاداش (۶۵) خدایا از تو می خواهم به حق نامت ای پوشاننده ای آمرزنده ای با قهر و سطوت
یا جَبّارُ، یا صَبّارُ یا بآرُّ، یا مُخْتارُ یا فَتّاحُ، یا نَفّاحُ یا مُرْتاحُ (۶۶) یا مَنْ
ای با جبروت و عظمت ای صبر پیشه ا ی نیک بخش ای مختار در کارها ای کارگشا ای پرجود و عطا ای فرح بخش (۶۶) ای که
خَلَقَنی وَسَوّانی، یا مَنْ رَزَقَنی وَ رَبّانی، یا مَنْ اَطْعَمَنی وَسَقانی، یا مَنْ
مرا آفریدی و آراستی ای که روزیم دادی و پروریدی ای که مرا خوراندی و نوشاندی ای که
قَرَّبَنی وَاَدْنانی، یا مَنْ عَصَمَنی وَکَفانی، یا مَنْ حَفَظَنی وَکَلانی، یا مَنْ
پیش خود برده و نزدیکم کردی ای که مرا نگهداشته و کفایت کردی ای که محافظت و نگهداریم کردی ای که
اَعَزَّنی وَاَغْنانی، یا مَنْ وَفَّقَنی وَهَدانی، یا مَنْ انَسَنی وَآوانی، یا مَنْ
به من عزت بخشید و توانگرم ساخت ای که به من توفیق داده و راهنمایی کرد ای که با من انس گرفته و جایم داد ای که
اَماتَنی وَاَحْیانی (۶۷) یا مَنْ یُحِقُّ الْحَقَّ بِکَلِماتِهِ، یا مَنْ یَقْبَلُ التَّوْبَهَ عَنْ
مرا بمیراند و زنده کند (۶۷) ای که حق را بوسیله کلماتش پابرجا کرد ای که توبه را از
عِبادِهِ، یا مَنْ یَحُولُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ، یا مَنْ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَهُ اِلاَّ بِاِذْنِهِ، یا
بندگانش بپذیرد ای که میان انسان و دلش حائل گردد ای که سود ندهد شفاعت و میانجیگری جز به اذن او ای
مَنْ هُوَ اَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبیلِهِ، یا مَنْ لا مُعَقِّبَ لِحُکْمِهِ، یا مَنْ لا رآدَّ
که او داناتر است به کسی که از راهش گمراه گردد ای که کاونده و پی جویی برای حکمش نیست ای که بازگردانی
لِقَضآئِهِ،یا مَنِ انْقادَ کُلُّ شَیْء لاَِمْرِهِ، یا مَنِ السَّمواتُ مَطْوِیّاتٌ بِیَمینِهِ، یا
برای قضایش نیست ای که هر چیز دربرابر امرش مطیع و منقاد گشته ای که آسمانها بدست قدرتش بهم پیچیده ای
مَنْ یُرْسِلُ الرِّیاحَ بُشْراً بَیْنَ یَدَیْ رَحْمَتِهِ (۶۸) یا مَنْ جَعَلَ الاَْرْضَ مِهاداً،
که فرستد بادها را نویدی در پیشاپیش رحمتش (۶۸) ای که زمین را گهواره قرار داده
یا مَنْ جَعَلَ الْجِبالَ اَوْتاداً، یا مَنْ جَعَلَ الشَّمْسَ سِراجاً، یا مَنْ جَعَلَ
ای که کوهها را میخهای (زمین) قرار داد ای که خورشید را چراغی تابناک کرد ای که ماه را
الْقَمَرَ نُوراً، یا مَنْ جَعَلَ اللَّیْلَ لِباساً، یا مَنْ جَعَلَ النَّهارَ مَعاشاً، یا مَنْ
نوربخش قرار داد ای که شب راپوشش نهاد ای که روز را برای تحصیل معاش مقرر ساخت ای که
جَعَلَ النَّوْمَ سُباتاً، یا مَنْ جَعَلَ السَّمآءَ بِنآءً، یا مَنْ جَعَلَ الاَْشْیآءَ اَزْواجاً،
خواب را مایه آرامش قرار داد ای که آسمان را ساختمانی قرار داد ای که چیزها را جفت آفرید
یا مَنْ جَعَلَ النّارَ مِرْصاداً (۶۹) اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ یا سَمیعُ یا
ای که آتش را در کمین (کفار و دوزخیان) قرارداد (۶۹) خدایا از تو درخواست می کنم به حق نامت ای شنوا ای
شَفیعُ، یا رَفیعُ یا مَنیعُ،یا سَریعُ یا بَدیعُ، یا کَبیرُ یا قَدیرُ، یا خَبیرُ یا مُجیرُ
شفیع ای بلند مرتبه ای والامقام ای سریع در کارها ای پدید آرنده ای بزرگ ای توانا ای آگاه ای پناه ده
(۷۰)یا حَیّاً قَبْلَ کُلِّ حَیٍّ، یا حَیّاً بَعْدَ کُلِّ حَیٍّ، یا حَیُّ الَّذی لَیْسَ کَمِثْلِهِ
(۷۰) ای زنده پیش از هر موجود زنده ای زنده پس از هر موجود زنده ای که نیست مانندش زنده ای،
حَیٌّ، یا حَیُّ الَّذی لا یُشارِکُهُ حَیٌّ، یا حَیُّ الَّذی لا یَحْتاجُ اِلی حَیٍّ، یا
ای زنده ای که شریکش نیست هیچ زنده ای، ای زنده ای که نیازمند نیست به هیچ زنده ای، ای
حَیُّ الَّذی یُمیتُ کُلَّ حَیٍّ، یا حَیُّ الَّذی یَرْزُقُ کُلَّ حَیٍّ، یا حَیّاً لَمْ یَرِثِ
زنده ای که بمیراند هر زنده ای را ای زنده ای که روزی دهد هر زنده ای را ای زنده ای که ارث نبرد
الْحَیوهَ مِنْ حَیٍّ، یا حَیُّ الَّذی یُحْیِی الْمَوْتی، یا حَیُّ یا قَیُّومُ لا تَاْخُذُهُ
زندگی را از زنده ای، ای زنده ای که زنده کند مردگان را، ای زنده پاینده ای که او را
سِنَهٌ وَلا نَوْمٌ (۷۱) یا مَنْ لَهُ ذِکْرٌ لا یُنْسی، یا مَنْ لَهُ نُورٌ لا یُطْفی، یا مَنْ لَهُ
چرت و خواب نگیرد (۷۱) ای که یادش فراموش نشدنی است ای که نورش خاموش نشدنی است ای که
نِعَمٌ لا تُعَدُّ، یا مَنْ لَهُ مُلْکٌ لا یَزُولُ، یا مَنْ لَهُ ثَنآءٌ لا یُحْصی، یا مَنْ لَهُ
نعمتهایش بشمار درنیاید ای که فرمانرواییش زوال نپذیرد ای که مدح و ثنایش نتوان شمردن ای که
جَلالٌ لا یُکَیَّفُ، یا مَنْ لَهُ کَمالٌ لا یُدْرَکُ، یا مَنْ لَهُ قَضآءٌ لا یُرَدُّ، یا مَنْ لَهُ
چگونگی بزرگی و جلالتش نتوان گفتن ای که کمالش قابل درک نباشد ای که فرمان قضایش بازگشت ندارد ای که
صِفاتٌ لا تُبَدَّلُ،یا مَنْ لَهُ نُعُوتٌ لا تُغَیَّرُ (۷۲) یا رَبَّ الْعالَمینَ، یا مالِکَ یَوْمِ
صفاتش تبدیل نپذیرد ای که اوصافش تغییر نکند (۷۲) ای پروردگار جهانیان ای فرمانروای روز
الدّینِ، یا غایَهَ الطّالِبینَ، یا ظَهْرَ اللاّجینَ، یا مُدْرِکَ الْهارِبینَ، یا مَنْ
جزا ای مقصد نهایی جویندگان ای پشت و پناه پناهندگان ای در یابنده گریختگان ای که
یُحِبُّ الصّابِرینَ، یا مَنْ یُحِبُّ التَّوّابینَ، یا مَنْ یُحِبُّ الْمُتَطَهِّرینَ، یا مَنْ
دوست دارد شکیبایان را ای که دوست دارد توبه کاران را ای که دوست دارد پاکیزگان را ای که
یُحِبُّ الْمُحْسِنینَ، یا مَنْ هُوَ اَعْلَمُ بِالْمُهْتَدینَ (۷۳) اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ
دوست دارد نیکوکاران را ای که داناتر است به راه یافتگان (۷۳) خدایا از تو می خواهم
بِاسْمِکَ یا شَفیقُ یا رَفیقُ، یا حَفیظُ یا مُحیطُ، یا مُقیتُ یا مُغیثُ، یا مُعِزُّ
به حق نامت ای مهربان ای رفیق ای نگهدارنده ای احاطه دار بر همه ای توانا ای فریاد رس ای عزت بخش
یا مُذِلُّ، یا مُبْدِئُ یا مُعیدُ (۷۴)یا مَنْ هُوَ اَحَدٌ بِلا ضِدٍّ، یا مَنْ هُوَ فَرْدٌ بِلا نِدٍّ،
ای خوار کننده ای آغازنده ای بازگرداننده (۷۴) ای یکتای بی ضد ای که او یگانه ای است که مانند ندارد
یا مَنْ هُوَ صَمَدٌ بِلا عَیْب، یا مَنْ هُوَ وِتْرٌ بِلا کَیْف، یا مَنْ هُوَ قاض بِلا
ای که او بی نیازی است بی عیب ای که او تنهایی است و چگونگی ندارد ای که او حاکمی است که ستم
حَیْف، یا مَنْ هُوَ رَبٌّ بِلا وَزیر، یا مَنْ هُوَ عَزیزٌ بِلا ذُلٍّ، یا مَنْ هُوَ غَنِیٌّ
در حکمش نیست ای که او پروردگاری است بدون وزیر ای که او عزیزی است بی ذلت ای که او دارایی است که
بِلافَقْر، یا مَنْ هُوَ مَلِکٌ بِلا عَزْل، یا مَنْ هُوَ مَوْصُوفٌ بِلا شَبیه (۷۵) یا مَنْ
نداری ندارد ای که او پادشاهی است که معزول نشود ای که او توصیف شده ای است بی شبیه (۷۵) ای که
ذِکْرُهُ شَرَفٌ لِلذّاکِرینَ، یا مَنْ شُکْرُهُ فَوْزٌ لِلشّاکِرینَ، یا مَنْ حَمْدُهُ عِزٌّ
ذکر او موجب شرافت ذکرکنندگان اوست ای که سپاسگزاریش مایه سعادت سپاسگزاران است ای که ستایشش عزتی است
لِلْحامِدینَ، یا مَنْ طاعَتُهُ نَجاهٌ لِلْمُطیعینَ، یا مَنْ بابُهُ مَفْتُوحٌ لِلطّالِبینَ، یا
برای ستایش کنندگان ای که طاعتش وسیله نجات مطیعان است ای که دَرِ رحمتش باز است به روی رحمت خواهان ای که
مَنْ سَبیلُهُ واضِحٌ لِلْمُنیبینَ، یا مَنْ ایاتُهُ بُرْهانٌ لِلنّاظِرینَ، یا مَنْ کِتابُهُ
راه بسوی او آشکار است برای بازآمدگان ای که نشانه هایش دلیل روشنی است برای بینندگان ای که کتابش
تَذْکِرَهٌ لِلْمُتَّقینَ، یا مَنْ رِزْقُهُ عُمُومٌ لِلطّآئِعینَ وَالْعاصینَ، یا مَنْ رَحْمَتُهُ
سبب پند است برای پرهیزکاران ای که روزی او همگانی است برای فرمانبرداران و نافرمانان ای که رحمتش
قَریبٌ مِنَ الْمُحْسِنینَ (۷۶) یا مَنْ تَبارَکَ اسْمُهُ، یا مَنْ تَعالی جَدُّهُ، یا مَنْ لا
نزدیک است به نیکوکاران (۷۶) ای که نامش بزرگ است ای که اقبال او بلند است ای که معبودی
اِلهَ غَیْرُهُ، یا مَنْ جَلَّ ثَنآئُهُ، یا مَنْ تَقَدَّسَتْ اَسْمآئُهُ، یا مَنْ یَدُومُ بَقآئُهُ، یا
جز او نیست ای که برجسته است ثنا و مدحش ای که پاکیزه است نامهایش ای که بقایش همیشگی است ای
مَنِ الْعَظَمَهُ بَهآئُهُ، یا مَنِ الْکِبْرِیآءُ رِدآئُهُ، یا مَنْ لا تُحْصی الائُهُ، یا مَنْ لا
که عظمت جلوه اوست ای که بزرگی در برِ اوست ای که نیکیهایش به حساب در نیاید ای که
تُعَدُّ نَعْمآئُهُ (۷۷) اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ یا مُعینُ یا اَمینُ، یا مُبینُ یا
نعمتهایش شماره نشود (۷۷) خدایا از تو خواهم به حق نامت ای یاور ای امان بخش ای آشکار کننده ای
مَتینُ، یا مَکینُ یا رَشیدُ، یا حَمیدُ یا مَجیدُ، یا شَدیدُ یاشَهیدُ (۷۸)یا
استوار و ثابت ای پابرجا ای راهنما ای ستوده ای گرامی ای سخت نیرو ای گواه (۷۸) ای
ذَاالْعَرْشِ الْمَجیدِ، یا ذَا الْقَوْلِ السَّدیدِ، یا ذَا الْفِعْلِ الرَّشیدِ، یا ذَا الْبَطْشِ
صاحب عرش با شوکت ای صاحب گفتار محکم ای صاحب کار مستحکم ای صاحب حمله
الشَّدیدِ، یاذَا الْوَعْدِ وَالْوَعیدِ، یا مَنْ هُوَ الْوَلِیُّ الْحَمیدُ، یا مَنْ هُوَ فَعّالٌ لِما
سخت ای صاحب نوید و تهدید ای که اوست صاحب اختیاری ستوده ای که اوست کننده هر چه را
یُریدُ، یا مَنْ هُوَ قَریبٌ غَیْرُ بَعید، یا مَنْ هُوَ عَلی کُلِّ شَیْء شَهیدٌ، یا مَنْ
خواهد ای که اوست نزدیکی که دوری ندارد ای که او بر هر چیز گواه باشد ای که
هُوَ لَیْسَ بِظَلاّم لِلْعَبیدِ (۷۹) یا مَنْ لا شَریکَ لَهُ وَلا وَزیرَ، یا مَنْ لا شَبیهَ لَهُ
او ستمکار بر بندگان نیست (۷۹) ای که برایش شریک و وزیری نیست ای که برایش شبیه
وَلا نَظیرَ، یا خالِقَ الشَّمْسِ وَالْقَمَرِ الْمُنیرِ، یا مُغْنِیَ الْبآئِسِ الْفَقیرِ، یا
و نظیری نیست ای آفریننده مهر و ماه تابنده ای بی نیاز کننده بینوای درمانده ای
رازِقَ الْطِّفْلِ الصَّغیرِ، یا راحِمَ الشَّیْخِ الْکَبیرِ، یا جابِرَ الْعَظْمِ الْکَسیرِ، یا
روزی ده کودک خردسال ای مهرورز پیر کهن سال ای جوش ده استخوان شکسته ای
عِصْمَهَ الْخآئِفِ الْمُسْتَجیرِ، یا مَنْ هُوَ بِعِبادِهِ خَبیرٌ بَصیرٌ، یا مَنْ هُوَ عَلی
نگهدار ترسان پناهنده ای که به حال بندگانش خبیر و بیناست ای که او بر
کُلِّ شَیْء قَدیرٌ (۸۰) یا ذَا الْجُودِ وَالنِّعَمِ، یا ذَا الْفَضْلِ وَالْکَرَمِ، یا خالِقَ
هر چیز قادر و تواناست (۸۰) ای صاحب جود و نعمت ای صاحب بخشش و بزرگواری ای آفریننده
اللَّوْحِ وَالْقَلَمِ، یا بارِئَ الذَّرِّ وَالنَّسَمِ، یا ذَا الْبَأْسِ وَالنِّقَمِ، یا مُلْهِمَ الْعَرَبِ
لوح و قلم ای پدید آرنده ذرات و انسان ای دارای عذاب و انتقام ای الهام بخش عرب
وَالْعَجَمِ، یا کاشِفَ الضُّرِّ وَالاَْلَمِ، یا عالِمَ السِّرِّ وَالْهِمَمِ، یارَبَّ الْبَیْتِ
و عجم ای برطرف کننده رنج و الم ای دانای راز و قصدهای نهان ای پروردگار کعبه
وَالْحَرَمِ، یا مَنْ خَلَقَ الاَْشیآءَ مِنَ الْعَدَمِ (۸۱) اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ یا
و حرم ای که آفریدی موجودات را از نیستی و عدم (۸۱) خدایا از تو خواهم به حق نامت ای
فاعِلُ یا جاعِلُ، یا قابِلُ یا کامِلُ، یا فاصِلُ یا واصِلُ، یا عادِلُ یا غالِبُ،
کننده (هر کار) ای مقرر کننده (امور) ای پذیرنده ای کامل ای جدا کننده ای پیوست دهنده ای دادگر ای چیره
یا طالِبُ یا واهِبُ (۸۲) یا مَنْ اَنْعَمَ بِطَوْلِهِ، یا مَنْ اَکْرَمَ بِجُودِهِ، یا مَنْ جادَ
ای جوینده ای بخشنده (۸۲) ای که نعمت بخشید به لطف خود ای که کرم کرد به بخشش خود ای که جود کرد
بِلُطْفِهِ، یا مَنْ تَعَزَّزَ بِقُدْرَتِهِ، یا مَنْ قَدَّرَ بِحِکْمَتِهِ، یا مَنْ حَکَمَ بِتَدْبیرِهِ، یا
به فضل خود ای که عزیز باشد به نیروی خود ای که اندازه گیرد به حکمت خویش ای که حکم کند به تدبیر خود ای
مَنْ دَبَّرَ بِعِلْمِهِ، یا مَنْ تَجاوَزَ بِحِلْمِهِ، یا مَنْ دَنی فی عُلُوِّهِ، یا مَنْ عَلا فی
که تدبیر کرد به دانش خود ای که بگذرد به بردباری خویش ای که نزدیک است در عین بلندی و ای که بلند است در عین
دُنُوِّهِ(۸۳)یا مَنْ یَخْلُقُ ما یَشآءُ، یا مَنْ یَفْعَلُ ما یَشآءُ، یا مَنْ یَهْدی مَنْ
نزدیکی (۸۳) ای که می آفریند هر چه را خواهد ای که انجام دهد هر چه خواهد ای که راهنمایی کند هر که را
یَشآءُ، یا مَنْ یُضِلُّ مَنْ یَشآءُ، یا مَنْ یُعَذِّبُ مَنْ یَشآءُ، یا مَنْ یَغْفِرُ لِمَنْ
خواهد ای که گمراه کند هر که را خواهد ای که عذاب کند هر که را خواهد ای که بیامرزد هر که را
یَشآءُ، یا مَنْ یُعِزُّ مَنْ یَشآءُ، یا مَنْ یُذِلُّ مَنْ یَشآءُ، یا مَنْ یُصَوِّرُ فِی
خواهد ای که عزت بخشد به هر که خواهد ای که ذلت دهد به هر که خواهد ای که نقش بندد در میان
الاَْرْحامِ ما یَشآءُ، یا مَنْ یَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَنْ یَشآءُ (۸۴) یا مَنْ لَمْ یَتَّخِذْ
رحم ها هر طور که خواهد ای که مخصوص به رحمت خویش گرداند هر که را خواهد (۸۴) ای که نگرفته است
صاحِبَهً وَلا وَلَداً، یا مَنْ جَعَلَ لِکُلِّ شَیْء قَدْراً، یا مَنْ لا یُشْرِکُ فی
همسر و فرزندی ای که قرار داد برای هر چیز اندازه ای ای که شریک نکرده در
حُکْمِهِ اَحَداً، یا مَنْ جَعَلَ الْمَلائِکَهَ رُسُلاً،یا مَنْ جَعَلَ فِی السَّمآءِ بُرُوجاً،
حکم خویش احدی را ای که قرار داد فرشتگان را پیام آور ای که در آسمان برجها قرار داد
یا مَنْ جَعَلَ الاَْرْضَ قَراراً، یا مَنْ خَلَقَ مِنَ الْمآءِ بَشَراً، یا مَنْ جَعَلَ لِکُلِّ
ای که زمین را قرارگاه کرد ای که آفرید از آب بشر را ای که قرار داد برای هر
شَیْء اَمَداً، یا مَنْ اَحاطَ بِکُلِّ شَیْء عِلْماً، یا مَنْ اَحْصی کُلَّ شَیْء عَدَداً
چیز مدت و دورانی ای که دانشش به هر چیز احاطه کرده ای که عدد هر چیز را شماره کرده
(۸۵) اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ یا اَوَّلُ یا اخِرُ، یا ظاهِرُ یا باطِنُ، یا بَرُّ یا
(۸۵) خدایا از تو خواهم به حق نامت ای آغاز ای انجام ای ظاهر ای نهان ای نیکوکار ای
حَقُّ،یا فَرْدُ یا وِتْرُ، یا صَمَدُ یا سَرْمَدُ (۸۶) یا خَیْرَ مَعْرُوف عُرِفَ، یا اَفْضَلَ
بر حق ای یکتا ای بی همتا ای بی نیاز ای ابدی (۸۶) ای بهترین شناخته شده به نیکی ای برترین
مَعْبُود عُبِدَ، یا اَجَلَّ مَشْکُور شُکِرَ، یا اَعَزَّ مَذْکُور ذُکِرَ، یا اَعْلی مَحْمُود
معبودی که پرستش شده ای بهترین سپاس شدگان ای عزیزترین یادشدگان ای والاترین ستوده شده
حُمِدَ، یا اَقْدَمَ مَوْجُود طُلِبَ، یا اَرْفَعَ مَوْصُوف وُصِفَ، یا اَکْبَرَ مَقْصُود
ای پیش ترین موجودی که جویایش شده اند ای برترین موجودی که مورد توصیف واقع شده ای بزرگتر مقصودی که
قُصِدَ، یا اَکْرَمَ مَسْئُول سُئِلَ، یا اَشْرَفَ مَحْبُوب عُلِمَ (۸۷) یا حَبیبَ
قصد او کرده اند ای بزرگوار کسی که از او درخواست شده ای ارجمندترین دوستی که توان یافت (۸۷) ای دوست
الْباکینَ، یا سَیِّدَ الْمُتَوَکِّلینَ، یا هادِیَ الْمُضِلّینَ، یا وَلِیَّ الْمُؤْمِنینَ، یا
گریانان ای آقای توکل کنندگان ای رهنمای گمراهان ای سرور مؤمنان ای
اَنیسَ الذّاکِرینَ، یا مَفْزَعَ الْمَلْهُوفینَ، یا مُنْجِیَ الصّادِقینَ، یا اَقْدَرَ
همدم یاد کنندگان (او) ای پناه ستمدیدگان ای نجات دهنده راستگویان ای مقتدرترین
الْقادِرینَ، یا اَعْلَمَ الْعالِمینَ، یا اِلهَ الْخَلْقِ اَجْمَعینَ (۸۸)یا مَنْ عَلا فَقَهَرَ، یا
قدرت داران ای داناترین دانایان ای معبود تمامی آفریدگان (۸۸) ای که از برتری بر همه قاهر است ای که
مَنْ مَلَکَ فَقَدَرَ،یا مَنْ بَطَنَ فَخَبَرَ، یا مَنْ عُبِدَ فَشَکَرَ، یا مَنْ عُصِیَ فَغَفَرَ، یا
فرمانرواست و نیرومند ای که در درونی و از درون آگاه ای که پرستندش و او بدان پاداش دهد ای که نافرمانیش کنند و بیامرزد ای که
مَنْ لا تَحْویهِ الْفِکَرُ، یا مَنْ لا یُدْرِکُهُ بَصَرٌ، یا مَنْ لا یَخْفی عَلَیْهِ اَثَرٌ، یا
در فکرها نگنجد ای که دیده ای او را درنیابد ای که هیچ کاری بر او پنهان نماند ای
رازِقَ الْبَشَرِ، یا مُقَدِّرَ کُلِّ قَدَر (۸۹) اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ یا حافِظُ یا
روزی ده بشر ای اندازه گیر هر اندازه (۸۹) خدایا از تو خواهم به حق نامت ای نگهدار ای
بارِئُ، یا ذارِئُ یا باذِخُ، یا فارِجُ یا فاتِحُ، یا کاشِفُ یا ضامِنُ، یا امِرُ یا
پدید آرنده ای آفریننده ای والامقام ای غمزدا ای کارگشا ای برطرف کننده اندوه ای ضامن بندگان ای فرمان ده ای
ناهی (۹۰) یامَنْ لا یَعْلَمُ الْغَیْبَ اِلاَّ هُوَ، یا مَنْ لا یَصْرِفُ السُّوءَ اِلاَّ هُوَ، یا
نهی کننده (از کارهای بد) (۹۰) ای که نمی داند غیب را جز او ای که باز نگرداند بدی را جز او ای که
مَنْ لایَخْلُقُ الْخَلْقَ اِلاَّ هُوَ، یا مَنْ لایَغْفِرُ الذَّنْبَ اِلاَّ هُوَ، یا مَنْ لا یُتِمُّ
نیافریند خلق را جز او ای که نیامرزد گناه را جز او ای که به پایان نرساند
النِّعْمَهَ اِلاَّ هُوَ، یا مَنْ لا یُقَلِّبُ الْقُلُوبَ اِلاَّ هُوَ، یا مَنْ لا یُدَبِّرُ الاَْمْرَ اِلاَّ هُوَ،
نعمت و احسان را جز او ای که دگرگون نکند دلها را جز او ای که تدبیر نکند کارها را جز او
یا مَنْ لایُنَزِّلُ الْغَیْثَ اِلاَّ هُوَ، یا مَنْ لا یَبْسُطُ الرِّزْقَ اِلاَّ هُوَ، یا مَنْ لایُحْیِی
ای که فرو نفرستد باران را جز او ای که نگستراند روزی را جز او ای که زنده نکند
الْمَوْتی اِلاَّ هُوَ (۹۱) یا مُعینَ الضُّعَفآءِ،یا صاحِبَ الْغُرَبآءِ،یا ناصِرَ الاَْوْلِیآءِ،
مردگان را جز او (۹۱) ای کمک کار ناتوانان ای رفیق دور از وطنان ای یار دوستان ای
یا قاهِرَ الاَْعْدآءِ، یا رافِعَ السَّمآءِ، یا اَنیسَ الاَْصْفِیآءِ، یا حَبیبَ الاَْتْقِیآءِ،
چیره بر دشمنان ای بالا برنده آسمان ای مونس برگزیدگان ای دوست پرهیزکاران
یا کَنْزَ الْفُقَرآءِ، یا اِلهَ الاَْغْنِیآءِ، یا اَکْرَمَ الْکُرَمآءِ (۹۲) یا کافِیاً مِنْ کُلِّ شَیْء،
ای گنجینه بینوایان ای معبود توانگران ای کریمترین کریمان (۹۲) ای کفایت کننده از هر چیز
یا قآئِماً عَلی کُلِّ شَیْء، یا مَنْ لا یُشْبِهُهُ شَیْءٌ، یا مَنْ لا یَزیدُ فی مُلْکِهِ
ای نگهبان بر هر چیز ای که چیزی مانندش نیست ای که چیزی به فرمانرواییش نیفزاید
شَیْءٌ، یا مَنْ لا یَخْفی عَلَیْهِ شَیْءٌ، یا مَنْ لا یَنْقُصُ مِنْ خَزآئِنِهِ شَیْءٌ، یا
ای که چیزی بر او پوشیده نیست ای که کم نشود از گنجینه هایش چیزی ای که
مَنْ لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ، یا مَنْ لا یَعْزُبُ عَنْ عِلْمِهِ شَیْءٌ، یا مَنْ هُوَ خَبیرٌ
نیست همانندش چیزی ای که پنهان نماند از دانش او چیزی ای که او خبیر و آگاه است
بِکُلِّ شَیْء،یا مَنْ وَسِعَتْ رَحْمَتُهُ کُلَّ شَیْء(۹۳)اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ
به هر چیز ای که رحمتش فراگیرد هر چیز را (۹۳) خدایا از تو می خواهم به حق نامت
یا مُکْرِمُ یا مُطْعِمُ، یا مُنْعِمُ یا مُعْطی، یا مُغْنی یا مُقْنی، یا مُفْنی یا مُحْیی،
ای اکرام کننده ای طعام دهنده ای نعمت بخشنده ای عطا ده ای ثروت ده ای سرمایه ده ای فانی کننده ای زنده کننده
یا مُرْضی یامُنْجی(۹۴)یا اَوَّلَ کُلِّ شَیْء وَآخِرَهُ، یا اِلهَ کُلِّ شَیْء وَمَلیکَهُ،
ای خشنود سازنده ای نجات بخش (۹۴) ای آغاز و انجام هر چیز ای معبود و مالک هر چیز
یا رَبَّ کُلِّ شَیْء وَصانِعَهُ، یا بارِئَ کُلِّ شَیْء وَخالِقَهُ، یا قابِضَ کُلِّ شَیْء
ای پروردگار و سازنده هر چیز ای پدید آرنده و آفریننده هر چیز ای بست و باز کننده هر چیز
وَباسِطَهُ، یا مُبْدِئَ کُلِّ شَیْء وَمُعیدَهُ، یا مُنْشِئَ کُلِّ شَیْء وَمُقَدِّرَهُ، یا
ای پدید آرنده و بازگرداننده هر چیز ای بوجود آورنده و اندازه گیر هر چیز ای
مُکَوِّنَ کُلِّ شَیْء وَمُحَوِّلَهُ، یا مُحْیِیَ کُلِّ شَیْء وَمُمیتَهُ، یا خالِقَ کُلِّ شَیْء
بود کننده و تبدیل کننده هر چیز ای زنده کننده و میراننده هر چیز ای آفریننده و وارث
وَوارِثَهُ (۹۵) یا خَیْرَ ذاکِر وَمَذْکُور، یا خَیْرَ شاکِر وَمَشْکُور، یا خَیْرَ حامِد
هر چیز (۹۵) ای بهترین یادآور و یاد شده ای بهترین سپاسگزار و سپاس شده ای بهترین ستاینده
وَمَحْمُود، یا خَیْرَ شاهِد وَمَشْهُود، یا خَیْرَ داع وَمَدْعُوٍّ، یا خَیْرَ مُجیب
و ستوده شده ای بهترین گواه و گواهی شده ای بهترین خواننده و خوانده شده ای بهترین اجابت کن
وَمُجاب، یا خَیْرَ مُونِس وَاَنیس، یا خَیْرَ صاحِب وَ جَلیس، یا خَیْرَ
و اجابت کرده شده ای بهترین انیس و مونس ای بهترین رفیق و هم نشین ای بهترین
مَقْصُود وَمَطْلُوب، یا خَیْرَ حَبیب وَمَحْبُوب(۹۶)یا مَنْ هُوَ لِمَنْ دَعاهُ
مقصود و مطلوب ای بهترین دوست و محبوب (۹۶) ای که برای خواننده اش
مُجیبٌ، یا مَنْ هُوَ لِمَنْ اَطاعَهُ حَبیبٌ، یا مَنْ هُوَ اِلی مَنْ اَحَبَّهُ قَریبٌ، یا
اجابت کند ای که به مطیع و فرمانبردارش دوست است ای که به هر که دوستش دارد نزدیک است ای که
مَنْ هُوَ بِمَنِ اسْتَحْفَظَهُ رَقیبٌ، یا مَنْ هُوَ بِمَنْ رَجاهُ کَریمٌ، یا مَنْ هُوَ بِمَنْ
برای هرکس که از او نگهبانی خواهد نگهبان است ای که نسبت به هر کس به او امید داشته باشد کریم است ای که نسبت به
عَصاهُ حَلیمٌ،یا مَنْ هُوَ فی عَظَمَتِهِ رَحیمٌ، یا مَنْ هُوَ فی حِکْمَتِهِ عَظیمٌ، یا
نافرمانش بردبار است ای که در عین عظمت و بزرگیش مهربان است ای که در حکمت خود عظیم است ای که
مَنْ هُوَ فی اِحْسانِهِ قَدیمٌ، یا مَنْ هُوَ بِمَنْ اَرادَهُ عَلیمٌ (۹۷) اَللّهُمَّ اِنّی
در احسان و عطابخشی دیرین است ای که به هر کس که او را بطلبد داناست (۹۷) خدایا از تو
اَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ یا مُسَبِّبُ یا مُرَغِّبُ، یا مُقَلِّبُ یا مُعَقِّبُ، یا مُرَتِّبُ یا
می خواهم به حق نامت ای سبب ساز ای رغبت ده ای زیر و رو کن ای پی جو ای ترتیب ده ای
مُخَوِّفُ، یا مُحَذِّرُ یا مُذَکِّرُ، یا مُسَخِّرُ یا مُغَیِّرُ (۹۸) یا مَنْ عِلْمُهُ سابِقٌ، یا
بیم ده ای ترساننده ای یا داند از ای مسخر کننده ای تغییر دهنده (۹۸) ای که دانشش پیش است ای که
مَنْ وَعْدُهُ صادِقٌ، یا مَنْ لُطْفُهُ ظاهِرٌ، یا مَنْ اَمْرُهُ غالِبٌ، یا مَنْ کِتابُهُ
وعده اش راست است ای که لطفش آشکار است ای که فرمانش بر همه غالب است ای که کتابش
مُحْکَمٌ، یا مَنْ قَضآئُهُ کائِنٌ، یا مَنْ قُرْآنُهُ مَجیدٌ، یا مَنْ مُلْکُهُ قَدیمٌ، یا مَنْ
محکم است ای که حکم و قضایش حتمی است ای که قرآنش مجید و گرامی است ای که فرمانرواییش قدیم است ای که
فَضْلُهُ عَمیمٌ، یا مَنْ عَرْشُهُ عَظیمٌ (۹۹) یا مَنْ لایَشْغَلُهُ سَمْعٌ عَنْ سَمْع، یا
فضل و بخشش همگانی است ای که عرش او عظیم است (۹۹) ای که سرگرم نکند او را شنیدنی از شنیدنی دیگر ای که
مَنْ لا یَمْنَعُهُ فِعْلٌ عَنْ فِعْل، یا مَنْ لا یُلْهیهِ قَوْلٌ عَنْ قَوْل، یا مَنْ لا یُغَلِّطُهُ
بازش ندارد کاری ازکاری ای که مشغولش نکند گفتاری از گفتاری دگر ای که به اشتباهش نیندازد
سُؤالٌ عَنْ سُؤال،یا مَنْ لا یَحْجُبُهُ شَیْءٌ عَنْ شَیْء،یا مَنْ لا یُبْرِمُهُ اِلْحاحُ
پرسشی از پرسشی ای که حجاب نشود او را چیزی از چیزی ای که به ستوهش نیاورد پافشاری
الْمُلِحّینَ، یا مَنْ هُوَ غایَهُ مُرادِ الْمُریدینَ، یا مَنْ هُوَ مُنْتَهی هِمَمِ
اصرار ورزان ای که او منتهای مقصود جویندگان است ای که او سرحد نهایی وجهه همت
الْعارِفینَ، یا مَنْ هُوَ مُنْتَهی طَلَبِ الطّالِبینَ، یا مَنْ لا یَخْفی عَلَیْهِ ذَرَّهٌ
عارفان است ای که او آخرین مرحله خواسته خواستاران است ای که بر او ذره ای در تمام جهانیان
فِی الْعالَمینَ (۱۰۰) یا حَلیماً لا یَعْجَلُ، یا جَواداً لا یَبْخَلُ، یا صادِقاً لا
پنهان نیست (۱۰۰) ای بردباری که شتاب نکند ای بخشنده ای که بخل ندارد ای راست وعده ای که
یُخْلِفُ، یا وَهّاباً لا یَمَلُّ، یا قاهِراً لا یُغْلَبُ، یا عَظیماً لا یُوصَفُ، یا عَدْلاً
خلاف وعده نمی کند ای بخشنده ای که خسته نمی شود ای چیره ای که شکست نپذیرد ای بزرگی که در وصف نگنجد ای دادگری که
لایَحیفُ،یا غَنِیّاً لا یَفْتَقِرُ، یا کَبیراً لا یَصْغُرُ، یا حافِظاً لا یَغْفُلُ، سُبْحانَکَ
در حکمش ستم نکند ای توانگری که درویش نشود ای بزرگی که کوچک نشود ای نگهبانی که غفلت نکند منزهی تو
یا لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ، اَلْغَوْثَ، اَلْغَوْثَ، خَلِّصْنا مِنَ النّارِ یا رَبِّ.
ای خدایی که نیست معبودی جز تو فریاد، فریاد نجات ده ما را از آتش دوزخ ای پروردگار.
۱٫ سبب نامگذاری این دعا به جوشن کبیر، آن است که این دعا در برابر بلاها و آسیب های دنیوی و اخروی زره و محافظ خوبی است (جوشن به معنای زره است)، این دعا در مصباح کفعمی، صفحه ۲۴۷ و بلدالامین، صفحه ۴۰۲ آمده است.
۲٫ بحارالانوار، جلد ۹۱، صفحه ۳۸۲٫
۳٫ زاد المعاد، صفحه ۱۸۶٫
۴٫ بحارالانوار، جلد ۹۱، صفحه ۳۸۴٫

ارسال نظر

لطفا نظر خود را فارسی تایپ کنید